فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  361
  0
  0

نمونه‏اى از انحراف فكرى

 

 در زمان ما مرد و زن ، پير و جوان ، عالم و عامى ، مؤمن و غير مؤمن با همه وجود به وجود مبارك حضرت سيدالشهدا عليه السلام احترام قائل هستند . چون اين پرده هاى تبليغاتى كنار رفت ، ولى هر جا كه شيطان دست اندركار شود ، از اهدافش اين است كه اين انحراف فكرى را ايجاد كند.

 البته شما اگر از علاقمندان به مكتب وهابيت سؤال كنيد، در جنگ كربلا مقصر چه كسى بوده است ؟ چه كسى فرداى قيامت در دادگاه الهى بايد محاكمه شود ؟ همه جواب مى دهند : حسين بن على عليه السلام . چرا ؟ چون اين ها عالمى به نام »احسان ظهير« داشتند كه اهل پاكستان بود و يكى از سران شياطين جهان در امر فرهنگى بود .

 او كتاب هايى كه در مدينه عليه حقيقت نوشته است ، اغلب در تعداد بالايى چاپ مى شد . مثلاً كتابى تحت عنوان »اميرالمؤمنين، يزيد بن معاوية « دارد كه از عناوين اين كتاب ؛ »يزيد و زهده ، يزيد و عبادته ، يزيد و حكمته ، يزيد و علمه ، يزيد و ملكه ، يزيد و عدالته« است . اگر حقيقت اين است ، پس در عالم ظالم كيست ؟ مطرود از رحمت خدا كيست ؟ پس بعثت انبيا و نزول كتب آسمانى چه معنايى دارد ؟ اين كار شيطان است .

 اما اهل تقوا ، به خاطر تقوا و اين كه پيوسته در حال ترك گناه هستند ، و همين ترك گناه ، حركت از ظلمت به نور است ، طبق قرآن كه مى فرمايد:

  » اللَّهُ وَلِىُّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَتِ «

 وقتى كسى وارد نور الهى شود ، چرا حق و باطل را از هم تشخيص ندهد ؟ اين همه موج تبليغات عليه سيدالشهدا عليه السلام بود ، چرا اين هفتاد و دو نفر نلغزيدند ؟ چون اهل تقوا بودند و تشخيص مى دادند كه يزيد ، صد در صد باطل و حضرت ابى عبدالله عليه السلام صد در صد بر حق است . آنها در اين حقيقت هيچ ترديدى نداشتند .

 تبليغات از طرف شياطين عليه اميرالمؤمنين عليه السلام تا جايى بود كه در نماز جمعه ها، جزء خطبه هاى نماز ، لعن به اميرالمؤمنين على عليه السلام واجب شناخته شد ،

  ولى عمّار ، مالك اشتر ، ابوالهيثم بن التيهان ، عمرو بن حمق خزاعى در حق بودن على ، هيچ شك و ترديدى نداشتند .

 ميثم تمار بيست سال بعد از اين تبليغات خرما فروش با تقوايى بود ، به عشق حضرت على عليه السلام حاضر شد بر سر دار برود ، زنده زنده دست و پايش را قطع كنند ، اما شك نداشت كه اين سود تقوا است .

 بنابراين، هر كه در كمال بيدارى ، حق را از باطل تشخيص داده ، راحت به دام نمى افتد و باطل با زيباترين چهره ، چرب ترين زبان ، با تشويق و ترغيب ، ماهرانه به جانب او نمى آيد .

 به تعبير قرآن مجيد، چيزى كه جماد بود و به حركت وادارش كرده بودند ، تمام چشم مردم را گرفت ، ولى تا موسى عليه السلام عصاى خود را انداخت ، همه را بلعيد و مردم فهميدند كه تمام اين شكل و حركات عجيب واقعى نبوده است . آن ريسمان ها و چوب ها همه پوچ بودند ، ولى همين پوچى را آرايش مى كنند و تحويل مردم مى دهند .

 


منبع : پایگاه عرفان
  361
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    گریه، از نشانه‌های اثبات ایمان 
    دعای سودمند از منظر آیات و روایات
    راهکار قرآن برای آشنایی با معارف الهی
    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز