فارسی
يكشنبه 19 مرداد 1399 - الاحد 19 ذي الحجة 1441

  1007
  0
  0

راه انتخاب همسر

 

 

منابع مقاله:

کتاب : نظام خانواده در اسلام   

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

ناقص از رحمت حق محروم است

در يك روايت بسيار مهم از ناحيه رسول باكرامت اسلام آمده:

النّاقِصُ مَلْعُونٌ.

ناقص رانده شده از رحمت حق است.

بدون ترديد، ناقص كسى نيست كه بدون چشم، يا دست و پا، يا نقص ديگر جسمى از مادر به دنيا آمده باشد، ناقص كسى است كه به كسب معرفت، و متخلّق شدن به اخلاق حسنه، و آراسته شدن به اعمال صالحه اقدام ننمايد، و جز از راه خورد و خواب و لذت و شهوت به خود نرسد.

آرى انسان زمينه رسيدن به تمام كمالات و حقايق و واقعيّات را دارد، و بايد در اين زمينه بكوشد، و جنب و جوش از خود نشان دهد، و تا زنده است به رفع نقايص فكرى و روحى و باطنى خود برخيزد، و از توقف و

سكون، و تعطيل حركت و خيزش بپرهيزد، كه اگر در مقام رفع نقص برنيايد، و چون آب راكد كه عاقبت بدبو و فاسد مى شود، معطل بماند ملعون و از رحمت حضرت محبوب رانده مى شود.

متأسفانه عده اى عمر خود را در سنين هفتاد و هشتاد مى گذرانند ولى هنوز از نظر عقلى و فكرى كودك يك ساله، و از نظر عمل و اخلاق همچون طفل پنج ساله اند. اينان در گذرگاه حيات، از مواهب معنوى حق همچون كتب آسمانى نبوت انبياء امامت امامان و عرفان عارفان واقعى و حكمت حكيمان الهى استفاده نكردند، و چون حيوانات به فربهى خود، و اضافه كردن طول و عرض و حجم بدن پرداختند، و نطفه چند گرمى وجود خود را با خورد و خوراك باد كرده، به وزن هشتاد، نود كيلو رسانده اند!!

اينان مى توانستند نهال وجود خود را، تبديل به شجره طيبه كنند، و از خويشتن خويش منبعى از كمالات و حقايق بسازند، ولى به امور مادى محض مغرور شده جز به ساختن بدن حيوانى به كار ديگر مشغول نشدند، و همچون روز اول ناقص و ندار و فقير ماندند.

كسب و تجارت مادى دارند، شاغل ميز و صندلى هستند، داراى مال و منال و زن و فرزند ولى ناقص اند.

به علت ناقص ماندن، مضرّند، اهل هر نوع گناه و معصيت هستند، به حقوق ديگران تجاوز مى كنند، از ظلم و ستم پرهيز ندارند، با كمال بى شرمى از سفره گسترده نعمت حق بهره مى برند، ولى با دشمنان خدا يعنى شياطين جنّى و انسى در تمام زمينه ها همكارى مى نمايند.

در روايت ديگرى از قول امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) مى خوانيم:

مَنِ اسْتَوى يَوْماهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ، وَ مَنْ كانَ آخِرُ يَوْمَيْهِ شَرَّهُما فَهُوَ مَلْعُونٌ، وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفِ الزِّيادَهَ فى نَفْسِهِ فَهُوَ فى نُقْصان، وَ مَنْ كانَ الَى النُّقْصانِ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ مِنَ الْحَياهِ.

آن كه دو روزش مساوى باشد، دچار غبن و خسارت شده، و كسى كه پايان دو روزش بدترين زمان آن دو روزش باشد ملعون است، و آن

كسى كه در وجود خود اضافه اى از واقعيات و كمالات در گذر عمر نبيند ناقص است، و آن كه بسوى نقصان روى دارد، مرگ براى او از زندگى بهتر است!!

روايتى نزديك به همين مضمون نيز از امام به حق ناطق، حضرت صادق (عليه السلام) در كتب پرقيمت شيعه نقل شده.

در روايت ديگرى از رسول باكرامت اسلام مى خوانيم:

الْكاسِبُ حَبيبُ اللّهِ.

آنكه در مقام كسب است، حبيب خدا است.

بدون شك بالاترين كسب و برترين تجارت، كسب فضائل، و حقايق، و اقدام براى به دست آوردن معارف، و كمالات و حسنات اخلاقى و انسانى است.

چنين كاسبى همچون رسول خدا، محبوب خدا، و وجودى پرارزش، و موجودى وزين است.

بيائيم از ناقص ماندن بپرهيزيم، از اينكه دو روز ما مساوى باشد، دورى بجوئيم، و از اين كه دست خود را از كسب كمالات كوتاه نگاه داريم بپرهيزيم، كه هركس در قيامت از امور معنوى و رشد عقلى، و كمالات اخلاقى و عملى كم داشته باشد ملعون و مطرود و مغبون و در ترازوى قيامت سبك وزن، و در نتيجه مستحق عذاب، و آنكه داراى وزن معنوى و به عبارت ديگر سنگينى ايمان و اخلاق و عمل باشد اهل فلاح و نجات و رستگارى و پيروزى است، در اين زمينه به دو آيه بسيار مهم از قرآن مجيد عنايت كنيد:

وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. وَمَنْ خَفَّتْ مَوازينُهُ فَأُولئِكَ الَّذينَ خَسِرُوا انْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ.

ترازو در روز قيامت حق است، آنان كه در آن ميزان، ايمان و عمل و اخلاقشان سنگين است اهل فلاح و رستگارى اند.

و آنان كه در آن ميزان از نظر واقعيات سبك وزنند، وجودشان مبتلاى به خسارت است، چرا كه متجاوز از حدود خداوند بودند.

 

راه كمال

 

خداوند مهربان در قرآن مجيد براى پيمودن راه كمال، به همه انسانها به دست آوردن دو واقعيت را، با لحاظ كردن شرايط الهى و انسانى سفارش مى نمايد:

پيمودن راه حيات مادى، پيمودن راه حيات معنوى، اين دو معنا در چهار آيه از سوره مباركه آل عمران بيان شده است:

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء والبنين والقناطير المقنطره من الذّهب والفضه والخيل المسوّمه والانعام والحرث ذلك متاع الحيوه الدّنيا والله عنده حسن المآب.

قل اؤنبّئكم بخير من ذلكم للّذين اتّقوا عند ربّهم جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و ازواج مطهّره ورضوان من الله والله بصير بالعباد.

الّذين يقولون ربّنا انّنا آمنّا فاغفر لنا ذنوبنا وقنا عذاب النّار.

الصّابرين والصّادقين والقانتين والمنفقين والمستغفرين بالاسحار.

زينت داده شد براى همه انسانها، دوست داشتن خواسته ها و اميال، كه عبارت است از ميل به زنان و فرزندان، و ثروت فراوان از طلا و نقره، و اسبهاى نشاندار، و چهارپايان و زراعت و كشاورزى، اين است آنچه موجب بهرهورى انسانها در چهارچوب حيات دنيائى است، و نزد خداوند بازگشتگاه نيكوست، كه عبارت است از جنّت لقاء و نعمت ابد و جاويد حق در بهشت عنبر سرشت. بگو اى رسول من، شما انسانها را به بهتر از اينها خبر دهم؟ براى آنان كه در تمام برنامه هاى زندگى، از تشكيل خانواده و زن و فرزنددارى، و كسب مال و بدست آوردن احشام و زراعت، و رابطه بين خود و تمام مردم تقواى الهى پيشه كردند، و در انجام هر برنامه اى از دستورات حق پيروى نموده، و از هواى نفس و شهوات حرام و خواسته هاى شياطين خود را حفظ كردند و راه

پرهيزكارى پيش گرفتند، بهشت هائى نزد پروردگارشان دارند كه نهرها از زير آن جارى است، و براى آنان ازواج پاك و رضوان الهى است، و خداوند آگاه به وضع بندگان است، آنان كه مى گويند: پروردگارا ايمان آورديم، پس گناهان ما را مورد مغفرت قرار بده، و ما را از عذاب روز قيامت در پناهت نگهدار.

عباد خدا آنان هستند كه علاوه بر اين واقعيات، در تمام حوادث اهل صبر و استقامت، و صدق و راستى، و بندگى و عبادت، و انفاق و استغفار در وقت سحرند.

فعل «زيّن» در آيه شريفه از نظر ادبى مجهول آمده، مجهول آورده شدن فعل، شايد براى نشان دادن ارزش و عظمت برنامه باشد، بدين جهت بايد گفت فاعل فعل حضرت حق است، اوست كه آن واقعيات را براى تمام انسانها آراسته، تا نسبت به ميل خود در برابر آنها شائق و راغب و عاشق و دلباخته باشند، و از طريق اين عشق و رغبت به تشكيل زندگى از طريق ازدواج و كسب مال و منال و تسخير كردن حيوانات، و آباد كردن زمين برخيزند، و از اين راه به بهرهورى از حيات مادى برسند، و از جهت ديگر آراسته به تقوا، ايمان، دعا، ترس از عذاب آخرت شده، و به كسب صبر و صدق و عبادت و انفاق و استغفار برخيزند، تا به بهشت حق و رضاى دوست و همسران پاكيزه آخرتى برسند.

در هر صورت بر اساس آيات كريمه قرآنيه، ظرافت خلقت زن، چهره زيباى وى، وقار و حياى ذاتى او، صداى لطيف و جاذب اين موجود، راه رسم طنّازى و عشوه گرى اين مخلوق فوق العاده، همه و همه از موجبات آراستگى و زينت اوست، كه باعث دلربائى، و دلبرى و جذب ميل و شهوت مرد، و علّت بسيار مهم علاقه او و عشق وى به انتخاب زن و تشكيل زندگى و فرزنددار شدن، و فعاليت و كوشش كسبى و تجارتى و زراعتى براى تأمين حيات مادى، و تداوم حيات خانه و خانواده است، و اين راهى است كه اگر توأم با تقوا و دورى از گناه و معصيت، و همراه با ايمان و مناجات و صبر و صدق و عبادت و انفاق و استغفار در سحر گردد، سعادت دنيا و آخرت، و خير مادى و معنوى تأمين مى شود، و انسان از امور لذت بخش دنيا، و منافع سرشار و ابدى آخرت و از همه مهمتر رضوان و رضايت حضرت محبوب براى ابد بهره مند مى گردد.

 

راه انتخاب همسر در اسلام

 

راه انتخاب همسر در اديان و مكاتبى كه رنگ و بوى وحى را از دست داده اند، يا از ابتدا از ويژگى آسمانى بودن محروم بودند، با راه انتخاب همسر در فضاى ملكوتى اسلام فرق مى كند.

اسلام به مرد مسلمان و انسان مؤمن اجازه انتخاب هر زنى را كه بخواهد نمى دهد، چنانكه به زن مسلمان و بانوى مؤمنه اجازه اختيار هر شوهرى كه بخواهد نمى دهد، چرا كه در انتخاب و اختيار همسر بايد خير دنيا و آخرت، و سعادت امروز و فرداى انسان ملاحظه شود، و پاك ماندن انسان از آلودگيها و پاكيزه ماندن زندگى از برنامه هاى شيطانى لحاظ گردد، زيرا در بناى ازدواج در اسلام فقط شهوت و تمتع و لذت بدنى و مادى منظور نيست، بلكه هدف اسلام از مسئله ازدواج حفظ دين زنان و مردان، و ساخته شدن خانه اى الهى، و بوجود آمدن فرزندانى شايسته، و تأمين رضايت حق است، به همين خاطر در چنين چهارچوبى اصل ازدواج، آئين همسردارى، عشقورزى به زن شرعى، تأمين نياز جنسى به هر اندازه اى كه مزاج مرد و زن اقتضا كند، رعايت حقوق، فرزنددار شدن، تربيت اولاد، و به عهده داشتن وظايف لازم، و كار و كوشش و كسب براى تأمين مسكن و لباس و تغذيه زن و بچه به عنوان عبادت خدا شناخته شده، و براى هر قدمى كه انسان در اين زمينه برمى دارد اجر عظيم و ثواب زياد منظور شده است.

اينجاست كه معجزه اسلام در اصرار به مسئله كفويّت روشن مى شود، و انسان در برابر شرايط الهى ازدواج كه در اسلام مطرح است با تمام وجود به خضوع وادار مى شود، كه اگر آن شرايط الهى و معنوى لحاظ نشود، از سر و روى زندگى شرّ و فتنه برخواهد خاست، و فضاى خانه به فضائى پر از عذاب و رنج، و درد و محنت، و تأسف و غصّه تبديل خواهد شد، و كار به طلاق و جدائى يا تلخى هميشگى و يا اگر ظرفيتى در كار نباشد به جنون و ديوانگى و يا خودكشى يكى از طرفين منجرّ خواهد گشت.

از زنى كه به رشد عقل و فكر خود با كسب معرفت، و به كمال خود با كسب ايمان و اخلاق و تقوا كمك نكرده بايد پرهيز كنيد، و از ازدواج با چنين زنى خوددارى نمائيد، زنى كه در خانواده اى به دور از خداپرستى، و اخلاق و تقوا، و توحيد و عبادت بار آمده و براى مرد جز فتنه و فساد، و هلاكت و تباهى چيزى ندارد.

روايت بسيار مهم و فوق العاده اى در اين زمينه از حضرت باقر (عليه السلام) بدين صورت نقل شده:

مَرَّ رَسُولُ اللّهِ عَلى نِسْوَه فَوَقَفَ عَلَيْهِنَّ ثُمَّ قالَ: مَا رَأَيْتُ نَواقِصَ عُقُول وَ دين اذْهَبَ بِعُقُولِ ذَوِى الْالْبابِ مِنْكُنَّ، انّى قَدْ رَأَيْتُ انَّكُنَّ اكْثَرُ اهْلِ النّارِ عَذاباً فَتَقَرَّبْنَ الَى اللّهِ مَا اسْتَطَعْنَ ...

رسول خدا به عده اى از زنان گذشت، ناگهان ايستاد و به آنان خطاب كرد، چون شما جمعيتى با نقصان عقل و دين نديدم كه عقل خردمندان را از دست آنان بگيرد، من چنين ديدم كه عذاب شما از تمام دوزخيان بيشتر است، من به شما سفارش اكيد مى كنم كه به حضرت حق، با تكميل ايمان و كسب معرفت، و آراسته شدن به حسنات تقرب جوئيد.

امام صادق (عليه السلام) فرمود:

اغْلَبُ الْاعْداءِ لِلْمُؤَمِنِ زَوْجَهُ السُّوءِ.

كوبنده ترين دشمن مؤمن همسر بد است.

در روايت ديگرى آمده:

اوَّلُ ما عُصِىَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِسِتِّ خِصال: حُبُّ الدُّنْيا، وَحُبُّ الرِّئاسَهِ، وَحُبُّ النَّوْمِ، وَحُبُّ النِّساءِ وَحُبُّ الطَّعامِ، وَحُبُّ الرّاحَهِ.

نخستين مايه گناه، كه نسبت به آن عصيان و معصيت حق صورت گرفت شش چيز است:

دنياپرستى، رياست پرستى، عشق به خواب، زن پرستى، شكم پرستى، راحت طلبى.

بنابراين خود را در انتخاب همسر، به شرايطى كه اسلام اعلام فرموده، و اينجانب آن شرايط را از طريق روايات بيان خواهم كرد، مقيد نمائيد، و سعى كنيد زيبائى تنها، و عشق به زن گرفتن، و چشم دوختن به مال و ثروت زن، براى شما موجب انتخاب همسر نشود.

رسول حق فرمود:

زن را براى مال و جمالش انتخاب نكنيد، مالش موجب طغيان و جمالش مايه تباهى است، در ازدواج دين و ايمان زن را لحاظ كنيد.

رسول خدا در روايتى فرمود:

انْ كانَ الشُّؤْمُ فى شَىْ ء فَفِى النِّساءِ.

اگر شومى در چيزى باشد، در زنان است.

آرى زنى كه از معرفت و ايمان و اخلاق و خوشرفتارى، و وقار و كرامت برخوردار نباشد، شوم و موجب تباهى زندگى و هلاكت شوهر است.

و نيز آن حضرت فرمود:

شَرُّ الْاشْياءِ الْمَرْأَهُ السُّوءُ.

بدترين اشياء زن بد است.

 

داستانى حيرت آور

 

در تفسير ابوالفتوح رازى آمده: جوانى در اوقات نماز بالاى مأذنه مسجد اذان مى گفت، يك روز در حال اذان گفتن به خانه هاى اطراف مسجد نظر انداخت، نظرى كه اسلام از بابت مصلحت انسان و حفظ وى از فتنه ها حرام كرده است.

ناگهان ديده اش در خانه اى به دخترى نيكومنظر و صاحب جمال افتاد، دل به او داد، پس از اذان در آن خانه را كوبيد، صاحب خانه در را باز كرد، جوان به او گفت اگر دختر به شوهر مى دهيد، من به او مايلم،

صاحبخانه گفت ما «آسورى» مذهبيم، اگر مذهب ما را انتخاب كنى من از اينكه دخترم را به تو تزويج كنم منعى نمى بينم.

جوان كه دل به زيبائى و جمال دوخته بود، و از انتخاب هم كفو روى گردانده بود، و دلّالِ خود را در ازدواج چشم و شهوت و جمال و زيبائى قرار داده بود، از پذيرش شرط پدر دختر استقبال كرد، از اسلام دست برداشت، به شرك روى آورد، به روز عقد دختر ازبالاى پله هاى خانه با سر به زمين آمد وبه هلاكت ابدى دچارشد!

 

شرايط اسلامى و انسانى در انتخاب همسر

 

1 لازم است خانواده هاى عزيز قبل از ازدواج دختر و پسر، زمينه ديدار آن دو را با هم فراهم نمايند، در اين زمينه خواندن عقد و ايجاد محرميّت لازم نيست، اين واقعيتى است كه اسلام آن را اجازه مى دهد، و فقه اسلامى آن را بى مانع مى داند، اين ديدار براى هر دو ضرورى است، تا با ديدن يكديگر كمالات و عيوب ظاهرى را بفهمند، و سپس در تصميم گيرى اقدام نمايند، علاوه راه ردّ و ايراد و اشكال تراشى را براى بعد از ازدواج ببندند، البته در اين ديدار بايد قصد و نيت ازدواج، و پسند و عدم پسند مطرح باشد، تا فضاى برنامه از معصيت حق پاك بماند، به رواياتى كه در اين زمينه وارد شده عنايت كنيد:

قالَ النَّبِىُّ لِلْمُغيرَهِ بْنِ شُعْبَهَ وَ قَدْ خَطَبَ إِمْرَأَهً لَوْ نَظَرْتَ الَيْها فَإِنَّهُ احْرى انْ يَدُومَ بَيْنَكُما.

رسول حق به مغيره بن شعبه كه با زنى ازدواج كرده بود فرمود: اگر قبلًا او را مى ديدى اميد توافق و سازش در بين شما بيشتر بود.

محمد بن مسلم مى گويد از حضرت باقر (عليه السلام) پرسيدم:

عَنِ الرَّجُلِ يُريدُ انْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَهَ أَيَنْظُرُ الَيْها؟ قالَ نَعَمْ انَّما يَشْتَريها بِاغْلَى الثَّمَنِ.

مردى كه مى خواهد ازدواج كند، حق دارد زن مورد نظر براى ازدواج را ببيند؟ فرمود: آرى به گران ترين قيمت مى خرد، چرا حقّ ديدن نداشته باشد؟

حسن سرى گويد:

قُلْتُ لِابى عَبْدِاللّهِ الرَّجُلُ يُريدُ انْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَهَ يَتَأَمَّلُها وَ يَنْظُرُ الى خَلْفِها وَ الى وَجْهِها؟ قالَ نَعَمْ لابَأْسَ انْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ الَى الْمَرْأَهِ اذا ارادَ انْ يَتَزَوَّجَها يَنْظُرُ الى خَلْفِها وَ الى وَجْهِها.

به حضرت صادق (عليه السلام) عرضه داشتم براى مرد جايز است پيش از ازدواج در وجود زن دقت كند، پشت سر و صورتش را ببيند؟

فرمود: آرى مانعى ندارد كه زن مورد نظر را از پشت سر يا جلوى رو ببيند.

و مردى به امام ششم گفت:

ايَنْظُرُ الرَّجُلُ الَى الْمَرْأَهِ يُريدُ تَزْويجَها فَيَنْظُرُ الى شَعْرِها وَ مَحاسِنِها قالَ لا بَأْسَ بِذلِكَ اذا لَمْ يَكُنْ مُتَلَذِّذاً وَ فى خَبَر: وَ تَقُومُ حَتّى يَنْظُرَ الَيْها؟ قالَ نَعَمْ وَ تُرَقِّقُ لَهُ الثِّيابَ.

جائز است مرد موى سر و زيبائيهاى زنى را كه مى خواهد بگيرد، ببيند؟ فرمود: اگر منظور آگاهى از خصوصيات اوست اشكال ندارد، در خبر ديگرى آمده كه از حضرت سئوال شد، جايز است زن بايستد تا مرد او را نظر كند، فرمود: آرى، بلكه پوشيدن لباس نازك هم در آن وقت مانعى ندارد.

وَ قالَ (صلى الله عليه وآله وسلم) لِصَحابِىٍّ خَطَبَ إِمْرَأَهً: أُنْظُرْ الى وَجْهِها وَ كَفَّيْها.

رسول خدا به مردى از صحابه كه زنى را خواستگارى كرده بود فرمود: صورت و دستهاى او را ببين.

امثال اين روايات مى خواهد بگويد اگر كسى زنى را براى همسرى انتخاب كرد پس از بررسيهاى لازم در رابطه با خانواده و اخلاق و ايمان او، مانعى ندارد براى آگاهى از خصوصيات بدنى او نظير مو، قيافه، زيبائى، قد و قامت، اندام، وى را ببيند، مبادا نقص و عيبى در وجود او باشد، يا موردى در او ببيند كه باعث دلسردى، يا موجب تفرقه شود، نه اينكه حق دارد خانه به خانه برود، و ناموس اسلام را يك به يك از نظر بگذراند، و سراپاى همه را دقت نمايد تا اگر خواست يكى را از آن ميان انتخاب كند.

2 چون زن را پسنديد، و مايل به ازدواج با او شد در عين زيبائى زن، و آراسته بودنش به جمال و كمال، و دلبرى و طنازى وى، نيت خود را در ازدواج با او براى خدا قرار دهد، و به عنوان عمل به دستور و فرمان حضرت حق و اجراى سنت انبياء الهى، بخصوص رسول باكرامت اسلام قدم بردارد.

در اين زمينه يعنى اقدام براى ازدواج به قصد قربت و به نيت جلب خوشنودى حق روايت بسيار مهمى از رسول خدا نقل شده:

مَنْ نَكَحَ لِلّهِ وَ أَنْكَحَ لِلّهِ اسْتَحَقَّ وِلايَهَ اللّهِ.

آنكه براى خدا ازدواج مى كند، و براى فراهم كردن وسيله ازدواج ديگران محض خدا قدم برمى دارد استحقاق قرار گرفتن در ولايت خدا را پيدا مى كند.

آرى چنين انسانهاى بافضيلتى مشمول اين آيه شريفه مى گردند:

الله ولىّ الّذين آمنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور.

خداوند سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند، آنان را از ظلمت جهل، ظلم، ضعف روحى، بداخلاقى، سستى در عمل به نورانيت فهم و بصيرت، عدالت، قوت قلب خوش خلقى و قدرت در عمل مى برد.

خداوند داشتن زن و فرزند را دوست دارد، به همين خاطر در سن پيرى به زكريا، يحيى و به ابراهيم، اسماعيل را عنايت فرمود، و در آيه اى از كتابش به رسول مطهّرش فرمود:

ولقد ارسلنا رسلًا من قبلك وجعلنا لهم ازواجاً وذريّه.

و به تحقيق رسولانى براى هدايت مردم، پيش از تو فرستاديم و براى آنان زنان و فرزندان قرار داديم.

3 عجله در ازدواج كار صحيحى نيست، در معارف اسلامى آمده كه: عجله كار شيطان است، انتخاب همسر بايد بادقت و وقت گذارى و مشورت، و شناخت لازم از او و خانواده اش صورت بگيرد، مبادا كه در اين زمينه خسارتى به طرفين وارد شود، و ضربه روحى و روانى ببار آيد.

حضرت صادق (عليه السلام) در اين زمينه فرموده:

انَّما الْمَرْأَهُ قِلادَهٌ فَانْظُرْ ما تَتَقَلَّدُ ...

همانا زن گردن بند است، دقت كن چه گردن بندى بر گردن زندگى و حيات خود مى افكنى.

4 در رواياتى كه از رسول حق و اهل بيت طاهرين آن حضرت در كتابهاى پرارزش شيعه آمده خصوصيات زنى كه لايق همسرى مرد مؤمن و جوان مسلمان است و با ظرافت و دقت كامل بيان شده:

رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

اذا ارادَ احَدَكُمْ انْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَهَ فَلْيَسْأَلْ عَنْ شَعْرِها كَما يَسْأَلُ عَنْ وَجْهِها فَانَّ الشَّعْرَ احَدُ الْجَمالَيْنِ.

به هنگامى كه يكى از شما قصد ازدواج با زنى را داشت، (در صورت پيش آمدن مانع از ديدن او) از مويش تحقيق كند، چنانكه از رويش، چه مو هم يكى از مايه هاى زيبائيست.

5 تا 13 جابر بن عبداللّه انصارى گويد: با رسول خدا نشسته بوديم، سخن از زنان، و برترى بعضى از آنان بر بعض ديگر به ميان آمد، رسول الهى فرمود، من در اين زمينه با شما سخن بگويم؟ عرضه داشتم آرى.

فرمود: بهترين زنان شما زنى است كه فرزند آورد، مهربان باشد، از پاكدامنى نصيب داشته، نزد فاميل خود عزيز و محترم، و در برابر شوهر متواضع و فروتن باشد.

براى شوهر زينت كند، و نسبت به ديگران باوقار و بى اعتنا ديده شود، سخن شوهر را بشنود، و از وى فرمان ببرد، در خلوت در اختيار او باشد، ولى مانند مردان مبتذل نباشد.

14 تا 18 اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود:

خَيْرُ نِسائِكُمْ الْخَمْسُ فَقيلَ مَا الْخَمْسُ قالَ: الْهَيِّنَهُ اللَّيِّنَهُ الْمُواتِيَهُ الَّتى اذا غَضِبَ زَوْجُها لَمْ تَكْتَحِلْ بِغُمْض حَتّى يَرْضى، وَالَّتى اذا غابَ زَوْجُها حَفِظَتْهُ فى غَيْبَتِهِ فَتِلْكَ عامِلَهٌ مِنْ عُمّالِ اللّهِ لاتَخيبُ.

بهترين زنان شما پنج گونه اند، گفته شد پنج گونه كدام است؟ فرمود: آسان گير، نرم خو، بساز، چون شوهر به خشم آيد نيارامد تا خوشنودى او را فراهم آورد، در غياب شوهر حيثيت او را حفظ كند، اين زن از عمّال حق است و از لطف پروردگار نااميد نشود.

19 حضرت باقر (عليه السلام) فرمود:

أَتى رَجُلٌ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) يَسْتَأْمِرُهُ فِى النِّكاحِ فَقالَ: نَعَمْ انْكِحْ وَ عَلَيْكَ بِذَواتِ الدّينِ تَرِبَتْ يَداكَ وَ قالَ انَّما مَثَلُ الْمَرْأَهِ الصّالِحِهِ مَثَلُ الْغُرابِ الْاعْصَمِ الَّذى لا يَكادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ قالَ: وَ مَا الْغُرابُ الْاعْصَمُ؟ قالَ الْابْيَضُ احْدى رِجْلَيْهِ.

مردى با رسول خدا در مسئله ازدواج مشورت كرد، حضرت فرمود: ازدواج كن، ولى با زن ديندار، خدايت خير دهد، زن شايسته مانند كلاغ اعصم است كه دسترسى به او آسان نيست، عرضه داشت كلاغ اعصم كدام است؟ فرمود كلاغى كه يك پايش سپيد است.

20 و 21 ابراهيم كرخى گويد به حضرت صادق (عليه السلام) گفتم: همسرم از دنيا رفت، زنى همدم و همساز بود، اينك به فكر ازدواج هستم، حضرت فرمود:

أُنْظُرْ أَيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى مالِكَ وَ تُطْلِعُهُ عَلى دينِكَ وَسِرِّكَ وَ امانَتِكَ فَإِنْ كُنْتَ لابُدَّ فاعِلًا فَبِكْراً تُنْسَبُ الَى الْخَيْرِ وَالى حُسْنِ الْخُلُقِ.

كمال دقت را به خرج بده كه وجودت را كجا قرار مى دهى و چه كسى را شريك مال و آگاه بر دين و بر اسرار و امانت خود مى نمائى، اگر از ازدواج چاره اى ندارى، دوشيزه اى پيدا كن نيك رفتار و خوش اخلاق.

22 رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

إِنَّ مِنَ الَقِسَمِ الْمُصْلِحِ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ انْ تَكُونَ لَهُ امْرَأَهٌ اذا نَظَرَ الَيْها سَرَّتْهُ، وَانْ غَابَ حَفِظَتْهُ، وَانْ امَرَها أَطاعَتْهُ.

از مقدرات الهى براى مرد مسلمان كه وضع او را اصلاح مى كند، زنى است كه چون شوهر بر وى نظر كند خرسند شود، در غياب او آبرويش را حفظ كند، و در حضور وى فرمانش را اطاعت نمايد.

23 رسول خدا (عليه السلام) فرمود:

افْضَلُ نِساءِ أُمَّتى أَصْبَحُهُنَّ وَجْهاً وَأَقَلُّهُنَّ مَهْراً.

برترين زنان امّتم زيباترين آنان و كم مهريه ترينشان هستند.

24

عَنْ اميرِ الْمُؤْمِنينَ (عليه السلام) أَنَّ رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم) قالَ: أَخْبِرُونى أَىُّ شَىْ ء خَيْرٌ لِلنِّساءِ؟ فَقالَتْ فاطِمَهُ (عليها السلام) أَنْ لايَرَيْنَ الرِّجالَ وَلايَراهُنَّ الرِّجالُ فَأَعْجَبَ النَّبِىُّ (صلى الله عليه وآله وسلم) وَ قالَ إِنَّ فاطِمَهَ بَضْعَهٌ مِنّى.

اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: رسول خدا به مردم گفت: به من خبر دهيد چه چيزى براى زنان بهتر است؟ فاطمه (عليها السلام) پاسخ داد مردان را نبينند، و مردان هم آنها را نبينند «هرزه و بى بندوبار غيرمقيدبه مسائل شرعى و اخلاقى نباشد» رسول حق از اين جواب شگفت زده شد و فرمود: فاطمه پاره تن من است!!

25 و 26

قالَ الصّادِقُ (عليه السلام): خَيْرُ نِسائِكُمُ الَّتى انْ أُعْطِيَتْ شَكَرَتْ وَانْ مُنِعَتْ رَضِيَتْ.

امام صادق (عليه السلام) فرمود: بهترين زنان شما زنى است كه اگر مال دراختيارش گذاشتى سپاسگزارى كند، و اگر به مصلحتى از وى منع نمودى خوشنود و راضى باشد.

27 تا 30 امام ششم (عليه السلام) فرمود:

خَيْرُ نِسائِكُمُ الطَّيِّبَهُ الرّيحِ، الطَّيِّبَهُ الطَّبيخِ الَّتى اذا أَنْفَقَتْ، أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوف وَاذا أَمْسَكَتْ، أَمْسَكَتْ بِمَعْرُوف فَتِلْكَ عامِلٌ مِنْ عُمّالِ اللّهِ وَ عامِلُ اللّهِ لايَخيبُ وَلايَنْدَمُ.

بهترين زنان شما زنى است كه خوشبو و خوش پخت و پز باشد، بجا خرج كند، و بجا امساك نمايد، چنين زنى از كاركنان حق است، و عامل حق را نااميدى و پشيمانى نيست.

31 رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

أَعْظَمُ النِّساءِ بَرَكَهً أَيْسَرُهُنَّ مَؤُونَهً.

پربركت ترين همسر، زنى است كه براى شوهر هزينه اش كمتر باشد.

32 تا 34 اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود:

خَيارُ خِصالِ النِّساءِ شِرارُ خِصالِ الرِّجالِ: الزَّهْوُ وَالْجُبْنُ وَالْبُخْلُ فَإِذا كانَتِ الْمَرْأَهُ ذاتَ زَهْو لَمْ تُمَكِّنْ مِنْ نَفْسِها، وَاذا كانَتْ بَخيلَهً حَفِظَتْ مالَها وَمالَ بَعْلِها وَاذا كانَتْ جَبانَهً فَرِقَتْ مِنْ كُلِّ شَىْ ء يُعْرَضُ لَها.

بهترين ويژگيهاى زن در فضاى زناشوئى و شوهردارى بدترين صفات مرد است: كبر، ترس، بخل، اگر زن متكبر باشد تسليم غيرشوهر نمى شود، اگر بخيل باشد مال خود و شوهر را حفظ مى كند، و اگر ترسو باشد از هر پيش آمدى بيمناك مى شود و در صدد حفظ خود بر مى آيد، و در نتيجه به دام ديگران نمى افتد.

35 تا 38 رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:

تَزَوَّجُوا الْابْكارَ فَإِنَّهُنَّ أَعْذَبُ أَفْواهاً، وَارْتَقُ أَرْحاماً، وَ أَسْرَعُ تَعَلُّماً، وَأَثْبَتُ لِلْمَوَدَّهِ.

با دختران بكر و دست نخورده ازدواج كنيد كه دهانهاى گواراتر، و رحِم هاى جمع تر دارند، يادگيرى آنان سريع تر، و عشق و علاقه آنان به شوهر و زندگى پايدارتر است.

39 و 40 امام صادق (عليه السلام) فرمود:

خَيْرُ نِسائِكُمُ الَّتى اذا خَلَتْ مَعَ زَوْجِها خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَياءِ وَاذا لَبِسَتْ لَبِسَتْ دِرْعَ الْحَياءِ.

بهترين زنان شما زنى است كه چون با شوهر خلوت كند و جامه از تن برگيرد پرده حيا را نسبت به شوهر خود به دور افكند «همه گونه و به هر شكل در اختيار شوهر باشد» و چون جامه بر تن پوشد، لباس حيا را نيز همراه آن بپوشد.

اين است خصوصياتى كه بايد در زن مسلمان و دوشيزه مؤمنه باشد، و بر جوانان عزيز مؤمن و مسلمان فرض است كه به هنگام آماده شدن براى ازدواج از اين خصوصيات كه با حذف مكررات آن در روايات حدود چهل ويژگى است جستجو كنند، چنانچه در حد قابل قبول در دوشيزه اى يافتند او را براى همسرى خود و مادرى فرزندانشان انتخاب كنند، و بر اين معنى سعى داشته باشند كه در اين زمينه دچار سخت گيرى بيجا و وسواس در انتخاب نگردند، كه وسواس و دقت زياد كار را سخت و زمينه ازدواج را به بن بست دچار مى كند.

(والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرّيّاتنا قره اعين واجعلنا للمتقين اماماً)

«فرقان/ 74»

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  1007
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    غدیر چشمه جوشان حق  

بیشترین بازدید این مجموعه

      علی(ع) برادر پیامبر(ص)
      تسبيح و حمد و تقديس‏
      رابطه شفاعت با مقام معنوى مؤمنان
      آخرین فروغ
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      خط قرمزی که شکستنی نیست!!
      کربلا و غلبه ي جنود عقل بر جنود جهل (1)
      مژده قرآن به بچه شیعه‌ها
      نصايح پيامبر (ص) به ابوذر
      طهارت امام حسین(ع) و یارانشان

 
نظرات کاربر
ahmad
خیلی عالی بود، ممنون از این که مطالبی خوبی و بدرد بخور برای ما جونهای روی سایت تون قرار می دهید.
پاسخ
0     0
30 مهر 1391 ساعت 6:30 بعد از ظهر
محمد
تو رو به خدا متن رو درست کنید غلط تایپی دارد
پاسخ
0     0
28 مهر 1391 ساعت 10:11 بعد از ظهر
ثنا
این مطالب که عمدتا واسه آقایون بود! گویا دختر ها فقط باید منتظر انتخاب شدن بمونن!!!
پاسخ
0     0
27 مهر 1391 ساعت 7:27 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز