فارسی
چهارشنبه 09 مهر 1399 - الاربعاء 12 صفر 1442

  634
  0
  0

عجايب حيات‏


منابع مقاله
:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

«زمين در هر 24 ساعت يكبار به دور محور خود مى گردد، و از اين قرار سرعت حركت آن ساعتى هزار ميل است. حال فرض كنيد در عوض اين مقدار سرعت، هر ساعتى صد ميل مى چرخيد، و در آن صورت شب ها و روزهاى ما ده برابر مدت فعلى مى بود. آفتاب سوزان تابستان كلّيه نباتات و رستنى ها را در آن روزهاى بلند مى سوزانيد و معدوم مى ساخت، و سرماى شب هاى دراز جوانه ها را منجمد مى كرد و از بين مى برد.

سطح خورشيد كه منبع حيات در روى كره ارض است داراى دوازده هزار درجه فارنهايت حرارت است و دورى زمين ما از آن به همان اندازه اى است كه بتواند از اين منبع فيض و حرارت به قدر كافى گرمى براى ادامه حيات ما اقتباس نمايد.

مقدار حرارتى كه به ما مى رسد پيوسته ثابت و غير متغير است و در طول مليون ها سال به همين وضع باقى بوده و در نتيجه ادامه حيات در زمين ميسّر شده است.

اگر حرارت زمين تغيير مى كرد و مثلًا در عرض يكسال فقط در حدود پنجاه درجه كم و زياد شده بود همه نباتات معدوم مى شدند و بشر هم يا از فرط گرما كباب شده بود و يا از شدّت سرما منجمد مى گرديد و از ميان مى رفت.

زمين به سرعت 18 ميل در هر ثانيه به دور آفتاب مى چرخد و هرگاه سرعت سير آن در عوض اين مقدار 6 ميل يا چهل ميل در هر ثانيه مى شد آن وقت دورى و نزديكى ما به آفتاب به درجه اى مى شد كه زندگانى كنونى ما غير مقدور مى گرديد.

حجم ستارگان آسمان به طورى كه مى دانيم، متفاوت است. بعضى از آنها به درجه اى بزرگند كه اگر فى المثل خورشيد منظومه ما بودند به مدار زمين مليون ها كيلومتر در داخل سطح آن ستاره ها قرار مى گرفت. همچنين نوع تشعشع ستاره ها با هم متفاوت است. اشعه بعضى از آنها براى هر گونه آثار حياتى مضرّ است و زندگانى را نابود مى سازد. نيرو و مقدار تشعشع اين ستاره ها هم گاهى كمتر از خورشيد و گاهى تا ده هزار مرتبه بيشتر از آن است.

هر گاه تشعشع خورشيد ما، به نصف مقدار فعلى تقليل مى يافت همه جانداران زمين از فرط سرما هلاك مى شدند، و اگر مقدار اين تشعشع دو برابر بيشتر مى شد، آن وقت نطفه حياتى در همان مرحله اول تكوين معدوم مى گرديد. بنابراين در ميان مليونها ستاره كه در فضاى نامحدود پراكنده اند تنها خورشيد ماست كه براى به وجود آوردن حيات مناسب مى باشد.

زمين در زاويه 23 درجه قرار گرفته و همين تمايل محور زمين ايجاد فصول چهارگانه را مى نمايد. اگر محور زمين متمايل نبود قطب شمال و جنوب الى الأبد در روشنايى نيم رنگ شفق باقى مى ماند. بخار آب اقيانوس ها دائم از شمال به جنوب در حركت مى بود و قاره هايى از يخ ايجاد مى كرد و چه بسا كه مسافات بين خط استوا و نواحى قطبى را تبديل به بيابان ها و صحارى نامسكون مى كرد.

با تبخير آب اقيانوس ها بستر شوره زار آنها نمودار مى شد و رودخانه هاى قطبى همه جا اراضى را شسته و از ميان درّه هاى عميق مى گذشت و مرداب هاى موقتى از نمك مذاب در اين بسترها به وجود مى آورد.

فشار كوههاى عظيم و سنگين يخ به قدرى زياد مى شد كه بر سطح هر دو قطب سنگينى كرده و آنها را فرو مى برد و آن وقت خط استوا بر اثر همين فشار تركيده و منطقه جديدى احداث مى كرد. اقيانوس ها خشك مى شد و اراضى وسيعه جديدى به وجود مى آمد و ميزان بارندگى و رطوبت هم در اقطار جهان تقليل مى يافت و نتايج سهمگين آن دنيا را منقلب مى نمود.

ما هرگز توجه نمى كنيم كه حيات در روى كره ارض منحصر به قشرى است كه ميان برف هاى قلل و جبال و گرماى مركزى زمين قرار گرفته است. نسبت اين قشر نازك با قطر زمين معادل نصف قطر يك ورق از كتاب هزار صفحه اى است. تاريخ حيات كليه جانداران زمين فقط بر روى اين ورقه نازك تدوين شده است.

اگر هواى محيط زمين به صورت مايع در مى آمد همه سطح زمين را به عمق 35 پا فرامى گرفت و اين قشر آب گرفته، تازه يك ششصد هزارم فاصله تا مركز زمين را تشكيل مى دهد.

فاصله ماه تا زمين 000، 240 ميل است و هر روز دو مرتبه توليد جزر و مدّ مى كند. جزر و مدّ درياها در پاره اى نقاط تا 60 پا مى رسد و حتّى قشر خاكى زمين هر روز دو مرتبه بر اثر جاذبه ماه به قدر چند اينچ كشيده مى شود.

همه اين اتفاقات به طورى منظم و آرام رخ مى دهد كه ما هرگز متوجه قدرت قاهره و عظيمى كه آب درياها را اين قدر بالا مى برد و حتى سطح زمين را با همه سختى و صلابت آن خم مى كند نمى شويم.

كره مرّيخ نيز داراى قمرى است كه بسيار كوچك است و فقط شش هزار ميل با آن فاصله دارد.

اگر ماه به جاى مسافت فعلى مثلًا پنجاه هزار ميل با زمين فاصله داشت آن وقت ارتفاع جزر و مد به قدرى زياد مى شد كه همه دشت هاى پنج قاره زمين را روزى دو بار آب فرا مى گرفت و فشار آب در هر نوبت به قدرى شديد مى بود كه كوهها به زودى از روى زمين شسته مى شد و هيچ يك از قاره ها فرصتى نمى يافت كه از زير آب بيرون بيايد و وجود خارجى پيدا كند. سطح زمين در زير فشار اين انقلابات خرد مى شد و جريان هوايى كه بر اثر اين جزر و مدهاى عظيم پيدا مى شد هر روز گردبادهاى هولناك در اطراف زمين پديد مى آورد.

اگر قاره ها را آب فرا مى گرفت عمق متوسط آبى كه سطح زمين را احاطه مى كرد به يك ميل و نيم مى رسيد و در آن صورت هيچ گونه حياتى در آن مقدور نبود جز به صورت حيواناتى در اعماق آب كه آنها هم به تدريج از وجود يكديگر تغذيه مى كردند تا نسل آنها منقرض مى شد.

آرى، منظومه شمسى ما از مخلوط درهم برهم مواد و مصالحى كه با حرارت دوازده هزار درجه از خورشيد جدا شده و با سرعتى غيرقابل تصور در فضاى بى پايان پراكنده شده به وجود آمده است. اما در همين آشفتگى و انقلاب جوّى، چنان نظم و ترتيب دقيق و منظّمى ايجاد شده است كه امروزه حتّى دقايق و لحظات حوادث آينده آن را مى توانيم پيش بينى كنيم. نتيجه اين انتظام و ترتيب آن است كه اوضاع فلكى ما هزار مليون سال است به همين حال باقى مانده و تا آخر دنيا هم به همين وضع باقى خواهد ماند.

اينها همه مرهون قوانين و نظامات عمومى است و بر طبق همين قوانين، نظام عالم شمسى ما در جاهاى ديگر افلاك نيز تكرار مى شود.» «1»

 

نظم آفرينش در قرآن

قرآن مجيد در زمينه اين نظم و مقرّرات و قوانين و نظامات، در آيات شريفه اش مى فرمايد:

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّماءِ وَهِيَ دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ* فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظاً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ» «2»

آن گاه آهنگ آفرينش آسمان كرد، در حالى كه به صورت دود بود، پس به آن و به زمين گفت: خواه يا ناخواه بياييد. آن دو گفتند: فرمانبردار آمديم.* پس آنها را در دو روز به صورت هفت آسمان به انجام رسانيد [و محكم و استوار ساخت ]، و در هر آسمانى كار آن را وحى كرد، و آسمان دنيا را با چراغ هايى آرايش داديم و [از استراق سمع شيطان ها] حفظ كرديم، اين است اندازه گيرى تواناى شكست ناپذير و دانا.

وَمَا خَلَقْنَا السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ* مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ» «3»

و ما آسمان ها و زمين و آنچه را ميان آن دو است، به بازى نيافريده ايم؛* ما آن دو را جز به درستى و راستى به وجود نياورده ايم، ولى بيشترشان [به حقايق ] معرفت و آگاهى ندارند.

وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا بَاطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِين كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ» «4»

و ما آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آنهاست، بيهوده نيافريده ايم، اين پندار كافران است، پس واى بر آنان كه كافرند از آتش دوزخ.

متجلّى است ذاتش به صفات خودنمايى

 

كه كند از اين تجلّى همه دعوى خدايى

كسى ار به چشم بينش نگرد در آفرينش

 

ز هر آيتى خدا راست ظهور خودنمايى

احد است و با جلالش احدى نبوده هرگز

 

كه شريك ذاتش آيد به سرير پادشايى

عجب است بنده اى را كه خدا وجود باشد

 

كه نباشد از جهالت به وجودش آشنايى

     

(فؤاد كرمانى)

 

عجايب حيات در كلام دانشمندان

«ديويد هيوم مى گويد:

سراسر دستگاه طبيعت بر وجود پروردگارى هوشيار گواه است و هيچ پژوهنده خردمند نيست كه پس از آن كه به جدّ و جهد بينديشد، دمى از گروش به اصول خداشناسى و ديندارى راستين تن زند.

كانت مى گويد:

وجود حسّ دينى بشر دليل وجود خدا است.

دكارت مى گويد:

خلقت، عمل مداوم است و اگر آنى خداوند از خلقت نظر بردارد عالم معدوم مى شود.

روسو مى گويد:

ما از حقيقت جهان و روح بى خبريم، جز اين كه به وجود ذاتى كه داراى ادراك و اراده و حكمت است و در كارهاى عالم مؤثر و متصرف مى باشد نمى توان يقين نكرد. در حركات عالم وجريان امور، آثار تدبير و حكمت هويداست.

لايب نيتس مى گويد:

خدا صانعى عاجز نيست كه هر آن مجبور باشد در ماشينى كه ساخته است دست ببرد تا راه بيفتد، خداوند از آغاز كه جهان را آفريده اين ماشين را چنان كامل ساخته كه تا ابد چرخ ها و اجزاى آن با اتفاق هم به كار مشغول اند.

پاسكال فيلسوف شهير مى گويد:

قانونى بالاتر و برتر از طبيعت هست كه بر همه جهان تسلط دارد و نمى توان آن را ناديده گرفت و بايد به او ايمان آورد، و آن قانون آفرينش است كه ما را به وجود آورده و هستى ما از اوست و ما نمى توانيم از او جدا باشيم؛ زيرا اگر نور از منبع خود جدا شود نور نيست. و پيروى از اين قانون ايمان به خداست و همين ايمان مقدس، سازش دين با دانش و تنها راهى است كه هر دو را بر خلاف ميل بى دينان و ملحدان و على رغم دلايل پوچ و فريبنده آنان بايد پيمود. اين است يگانه راه رسيدن به كمال و پيروزى حق بر باطل.» «5» «با اختراع و تكميل تدريجى تلسكوب توانستيم بيش و بيشتر، اعماق فضا را شناسايى كنيم. ستارگان كه ابتدا گمان مى رفت نقطه هاى نورانى كوچكى هستند كه به يك اندازه از زمين ما فاصله دارند، آشكار شد كه كرات عظيمى از نور و حرارتند كه ميليون ها بار از زمين ما بزرگترند. آنگاه كشف شد كه بسيارى از اين نقاط روشن، تنها يك ستاره بزرگ نيستند بلكه در حقيقت مجموعه اى از ميليون ها ستاره يا كهكشانند و بعضى از آنها به قدرى عظيمند كه نور پس از 000، 200 سال از يك سر آنها به سر ديگرشان مى رسد!

دوربين هاى نجومى جديد مى توانند از مجموعه اخترانى كه از ما 000، 000، 000، 6 سال نورى دورند عكس بگيرند و بدين ترتيب حوادثى را مى بينيم كه شش ميليارد سال پيش، يعنى پيش از آن كه حيات در زمين به وجود آيد، رخ داده است.

تعداد ستارگانى كه اينك با تلسكوب هاى نوين مى توانيم ببينيم به قدرى زيادند كه اگر صد سال تمام شب و روز به شمارش آنها بپردازيم و در هر ثانيه يك ستاره بشماريم، پس از پايان اين مدت هنوز همه آنها را نشمرده ايم.

كهكشان، قرص عظيمى است كه قسمت مركزى آن ضخيم تر است و لااقل شامل 000، 000، 000، 1 ستاره است، درازاى آن 000، 100 سال نورى و ضخامت آن در مركز كهكشان 000، 20 سال نورى است.

وزن كهكشان يا درست تر بگوييم جرم آن 000، 000، 000، 100 برابر جرم خورشيد است و عقيده دارند كه كهكشان همچون چرخ به دور محورش مى چرخد.

خورشيد با سيّاراتش كه جزئى از اين چرخ غول پيكر است، در دايره اى عظيم با سرعتى در حدود 000، 000، 1 كيلومتر در ساعت در گردش است و احتمالًا هر دور گردش آن 000، 000، 250 سال به طول مى انجامد.

كهكشان ما به هيچ وجه تنها كهكشان جهان نيست، تا آنجا كه ما مى توانيم با بزرگترين دوربين هاى نجومى امروزى ببينيم در جهان احتمالًا 000، 000، 150 كهكشان وجود دارد و فاصله متوسط بين دو كهكشان همسايه 000، 000، 2 سال نورى است.

جهان گسترش مى يابد و ميليون ها ميليون كهكشان با سرعتى بيش از 800 كيلومتر در ثانيه از هم دور مى شوند. اين فقط سرعت احتمالى متوسط بين دو كهكشانى است كه همسايه يكديگرند. هر چه كهكشان ها از هم دورتر باشند سرعت بيشتر است.

با تلسكوب آينه اى كوه پالومار كهكشان هايى ديده شده اند كه با سرعت بيش از 000، 60 كيلومتر در ثانيه از ما دور مى شوند.» «6»

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- راز آفرينش انسان: 22.

(2)- فصّلت (41): 11- 12.

(3)- دخان (44): 38- 39.

(4)- ص (38): 27.

(5)- پنج گام: 80.

(6)- افق دانش: 90.

 


منبع : پایگاه عرفان
  634
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

انکار معجزه در عرفان حلقه
انرژی درمانی واقعیت دارد؟
انرژی درمانی و عرفان؟
وین دایر حلقه اتصال تمامی آموزه های التقاطی
نقد مکتب طبیعت گرای شامانیزم و تائوئیسم
 الگوى رفتارى حضرت امام حسن مجتبى (ع)
معنویت‌های دروغین نمکی بر زخم زندگی مادی گرایانه
رهبران اکنکار و اصل حرام زادگی
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع

بیشترین بازدید این مجموعه

هدف آفرینش انسان
تسلیم حق؛ اطاعت کامل از پروردگار
روش کشف زبان قرآن
خلیفه خدا، وارث زمين
تعریف دعا
موجوداتی خطرناک که به دنیا و آخرت ضربه می زنند
نام مبارک امام حسین(ع) در تورات و انجیل
درمان بیماری ناسزاگویی با اخلاق خوش توسط امام ...
دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
رضایت مخلوق لازمه رضایت خالق

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز