فارسی
چهارشنبه 22 مرداد 1399 - الاربعاء 22 ذي الحجة 1441
  806
  0
  0

حكايت شيخ جعفر و فقير

 روز عيد فطر فقيرى نزد شيخ جعفر آمد و گفت: زكات فطره به تو دادند، به ما بده؟ گفت: زكات به من دادند همه را به فقرا دادم و چيزى نمانده، گفت: دست بكن تو جيبت بده، آقا شيخ گفت: واللّه ندارم. دهانش را پر از آب كرد، و به صورت شيخ انداخت. شيخ هم سريع دستش را از عبا بيرون كرد و آب دهان را ماليد به صورتش، گفت: الهى شكر امروز درجه ما بالا رفت. عبايش را از كولش برداشت، گفت: مردم من يك مستحق شرعى مى شناسم، پول هم ندارم، خودم در صف نماز مى گردم، هر كه مى تواند، به اين مستحق كمك كند، عبايش را پر از پول كرد، برد پيش او و گفت: بيا بگير، خرج كن، كاسبى كن، اگر باز هم فقير شدى، پيش ما بيا.

 به مادر گفت: نه، من بايد اين دختر را بگيرم، مادر آمد از تپه اى بالا رود و بگويد: اين دختر به درد نمى خورد. پسر عصبانى شد، سنگ برداشت و به سوى مادر پرتاب كرد. سر مادر شكافته شد، در اين هنگام پسر سُر خورد و محكم به زمين خورد، مادر با آن سر شكافته گفت: خدايا! بچه ام را نگهدار.

 اين محبت و عشق مادر به فرزند است، محبت خدا بى نهايت در بى نهايت است.

 امام على عليه السلام مى فرمايد:

  » إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى سُبْحَانَهُ أَنْزَلَ كِتَاباً هَادِياً بَيَّنَ فِيهِ الْخَيْرَ وَ الشَّرَّ فَخُذُوا نَهْجَ الْخَيْرِ تَهْتَدُوا وَ اصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا الْفَرَائِضَ الْفَرَائِضَ أَدُّوهَا إِلَى اللَّهِ تُؤَدِّكُمْ إِلَى الْجَنَّة «

  اى مردم پروردگار عالم در قرآن مجيد آنچه خير شما بوده، به خاطر اينكه عاشق شما بوده، قرار داده است.(505) و هر چه به ضررتان بوده، بيان كرده است، شما بياييد به حرف اين عاشقتان گوش بدهيد، به تمام خيرها آراسته مى شويد، از همه شرها هم كناره گيرى بكنيد، تكوين و تشريع غرق محبت است، رضايت و بهشت قيامت را براى شما مردم قرار داده است، آنقدر عاشقتان بوده كه بهشت ابدى را آماده كرده، نردبانش را هم گذاشته بيا بالا، با نماز، با روزه، با امر به معروف، با نهى از منكر، با هدايت مردم، با محبت به مردم، با ديدن مريض، با رعايت يتيم، با رعايت افتاده، با احسان به پدر و مادر و با خوش اخلاقى از اين پله ها بالا بيا.

  » مَن كَانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعًا إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّلِحُ يَرْفَعُهُ «

  عالم عالم عشق است، عالم عالم محبت است، دين دين محبت است، قرآن قرآن محبت است، پيغمبر پيغمبر محبت است، امام امام محبت است.

 حيف نيست آدم اين خداى با محبت را زمين بگذارد برود سراغ شيطان، حيف نيست آدم اين پيغمبر را زمين بگذارد برود سراغ زن بى حجاب، حيف نيست آدم اين امام حسين با محبت را كنار بگذارد برود سراغ گناه.


منبع : پایگاه عرفان
  806
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
    طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
    زن بدكاره‏ در خانه عابد
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    اگر این مرد را پیدا کنم، به او پیشنهاد ازدواج می‌دهم!
    اى خليفه! راه تنگ نبود كه بر تو گشاد گردانم!
    جنازه‌ای که کسی بالای سرش حاضر نشد؟!
    داستانى عجيب از برزخ مردگان‏
    اخلاص بنا کننده مسجد گوهرشاد

بیشترین بازدید این مجموعه

      نفرین و دعاى پدر
      زن بدكاره‏ در خانه عابد
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      صبر ديندارن بر مصائب‏
      عبادت مادر از زبان پسر
      نامم را معطر كردى، معطرت كردم‏
      با او مدارا كن‏
      مردی که با خبر دختردار شدنش، رنگ رخسارش تغییر کرد!
      توبه جوانی که خیاط زنانه بود
      زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز