فارسی
جمعه 17 مرداد 1399 - الجمعة 17 ذي الحجة 1441

  729
  0
  0

حريص ترين مردم


منابع مقاله
:

کتاب   : تفسير حكيم جلد سوم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

حريص ترين مردم به زندگى دنيا يهودند

عشق و محبت افراطى به زندگى چند روزه دنيا و فانى شونده، و غفلت از آخرت، و خلاصه خالى بودن باطل از ايمان به مبدء و معاد سبب حرص بر بقا و ماندن در دنيا و بهره مندى از متاع ناچيز آن است.

يهود با اين كه ميدانند مرگ جرعهاى است كه الزاماً و اجباراً به انسان ميچشانند، و ميدانند احدى در اين دنيا ماندنى نيست، و انسان در اين دنيا مسافر و مهمان است، ولى چنان در غفلت و بيخبرى بسر ميبرند كه گويا براى مدتى بسيار طولانى در اين دنيا ماندنى هستند و مرگ سراغ آنان را نخواهد گرفت.

لذا به زندگى دنيا حتى بيش از مشركان حريص اند تا جائى كه هر يك از آنان دوست دارد هزار سال در دنيا زندگى كند.

برخى از مفسران ميگويند: از اين آيه كه درباره يهود است اين دو مطلب كلى استفاده ميشود:

1- اثر نفسانى ايمان به آخرت و ايمان به رحمت شامل و كامل خداوند اين است كه مؤمن روى خود را به سوى عالم بقاء گرداند و از مرگ به ويژه در راه وظيفه نهراسد، و رشته هاى علاقه به دنيا در وى سستى گيرد تا در پايان بريده شود و خود را آسان و مطمئن آماده حيات آخرت گرداند، چه گرداندن روى باطن به سوى بقاء و آسان شدن عبور از گردنه اين جهان به سوى آن سرا اصل دوم دعوت پيامبران و كليد سعادت و يگانه راه عاقلانه فداكارى و راز تكامل عمومى ميباشد، مگر آدمى با اين همه آرزوهاى طولانى و عمر كوتاه جز با ايمان راسخ ببقاء ميتواند راه هاى مشكل زندگى را هموار و تلخ كامى ها را شيرين سازد؟

2- مردم درباره دنيا و دلبستگى به دنيا سه گروه اند:

نخست مردمى كه ايمان به آخرت و اميد به رحمت پروردگار دارند و خود را آماده آن ميكنند، مانند پيامبران و رهبران الهى و كسانى كه در تحت تربيت آنان قرار گرفته و دستهاى از حكماى محقق الهى.

دوم: مردم بيعقيده به آخرت و مشرك به خدا، اينان چون مرگ را موجب خلاصى از رنج ها و مشكلات زندگى ميپندارند و گاهى براى خلاصى و گاه بر حسب غريزه فداكارى خود را به كام مرگ ميپندارند و به وسيله تلقين و تحريك از زندگى و علاقه هاى آن چشم ميپوشند، مانند بيشتر مردمى كه در راه مسلك و وطن و آزادى از خود ميگذرند.

سوم: منتسبين به اديانند كه ايمان ضعيف وجدانى و گاه غير منطقى آنان آميخته به غرور و اميدهاى عوامانه و اتكاه به وسائط است، اينان چون با همان غرورها از پاداش و عذاب آخرت نگرانى دارند و گرفتار دو دلى هستند از مردم بيدين و مشرك هم به زندگى دلبسته تر و از فداكارى در راه حق و خير گريزان ميشوند، مانند يهود كه قرآن درباره آنان بحث نموده و آنان را نمونه آورده، و بيشتر مسيحيان و برخى مسلمانان امروز، اين گروه در مرحله اول از مقام تربيت عالى دين سقوط كرده اند، آنگاه از فطرت فداكارى.

نشانه و برهان روشن ايمان به آخرت و گشوده شدن دريچه بقا به روى انسانى كه درونش سرشار از طلب بقاء است، همين گذشت و فداكارى ميباشد كه مسيحيان و مسلمانان نخستين نمونه و شاهد آن بودند و آنان به اتكاء به همين ايمان با آن سرعت دعوت خود را پيش بردند و مردم دنيا را متعجب كردند، علت مهم ذلت و عقب ماندگى مسلمانان همين است كه از جهت غرور و ضعف عقيده صريح به اندازه مشركين هم گذشت و فداكارى ندارند، با هر وضع و به هر صورت و هر چه بيشتر آرزوى اين گونه زيستن دارند لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ.

ذكر هزار سال شايد براى اين باشد كه «الف» آخرين رقمى بوده است كه ارقام ديگر از آن تركيب ميشده.

ايرانيان قديم در تعارفات اعياد ملى مانند نوروز ميگفتند:

هزار سال بزى، چنان كه امروز كه همت ها و عمرها كاسته شده ميگويند: صدسال به اين سالها.

 

زندگى طولانى دوركننده عذاب از ستمكار نيست

فرار از عذاب خدا چه در دنيا و چه در آخرت كه نتيجه ظلم و ستم و گناه و عصيان است از هيچ راهى ممكن نيست.

كسى كه در دادگاه حق محكوم به خوارى دنيا و عذاب آخرت است لزوماً پنجه كيفر گريبانش را گرفته و او را در دنيا دچار عذاب استيصال و در آخرت گرفتار عذاب ابد ميكند، عمر دراز و طولانى، به فرض اگر به هزار سال برسد، ثروت انبوه و فراوان، قدرت غرور انگيز، يار و ياور و ديگر امور نميتواند انسان را از عذاب الهى ايمنى دهد، در امت هاى گذشته آنان كه عمرى طولانى در گناه بسر بردند عاقبت دچار كيفر شدند، قارون با ثروت انبوهش دچار عذاب خسف گرديد، فرعون و فرعونيان با همه قدرتشان در نيل غرق شدند.

 

سه ويژگى قرآن

در رابطه با قرآن مجيد و اين كه تصديقكننده كتاب هاى پيش از خود است، و مايه هدايت براى جهانيان و بشارت نسبت به مؤمنان است در آيه شريفه ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ و آيه 90 سوره مباركه بقره به طور مفصل بحث شد، در اين بخش نيازى به آوردن مطلب ديگر در اين سه زمينه نميبينم.

 

دشمنى با جبرئيل دشمنى با خداست

قطعاً دشمنى يهود با پيامبر با شخص محمدبن عبدالله به عنوان فردى هاشمى و انسانى عربى نبوده، چون در اين زمينه تا زمان بعثت كينه اى با او نداشتند، دشمنى آنان با مقام والاى نبوت و رسالت و دعوت او بود، كه اولا ميترسيدند با اوج گرفتن اسلام جائى براى مكاتب ديگر نماند، و جهان از پى معنويت اسلام و كمال اين فرهنگ سر تسليم در پيشگاهش فرود آورد، و در ثانى بيم داشتند از اين كه اگر اسلام را بپذيرند به شكم پرستى و غارت اموال مردم و شهوت رانى آنان و رياستشان خاتمه داده شود، اين مقام والا كه مقام نبوت و رسالت است از خود او نبود، بلكه شايستگى و لياقتش اقتضا كرد كه فرود آورنده وحى حضرت جبرئيل براساس اراده حكيمانه حق و اذن و توفيق او قرآن را از افق قلبش طلوع دهد، و اين بر يهود مغرور و حسود و نژادپرست بسيار سنگين آمد كه چرا جبرئيل بر او نازل شد و قرآن را در قلبش قرار داد؟ اين بيخردان توجه نكردند كه جبرئيل از پيش خود بر پيامبر نازل نشده، بلكه او مانند ديگر اجزاء هستى فرمانبر خداست، و مأمورى امين كه هر چه را حضرت حق از او بخواهد انجام ميدهد، اين صاحب هستى و مالك دنيا و آخرت و مهربان به بندگان يعنى خداست كه براى رشد و كمال انسان، و باز كردن درهاى سعادت دنيا و آخرت به روى فرزندان آدم، فرشته وحى جبرئيل را مأموريت داد كه قرآن را كه وسيله هدايت همه انسان ها و بشارت دهنده مؤمنان به پاداش خدا، و درمان دردهاى درون است به پيامبر اسلام نازل كند تا آن حضرت به وسيله آن جهانيان را از تاريكى هاى جهل و حس گرائى و نژادپرستى و ماديگرى و از عبادت بت ها و بندگى اربابان كفر و شرك نجات دهد، و همه درهاى خير را به روى آنان بگشايد و آنان را در صراط مستقيم حق قرار داده به سوى لقاء و قرب حق سوق دهد.

يهود از روى جهل و بيخبرى به دشمنى با امين وحى برخاستند، و توجه نكردند كه دشمنى با او دشمنى با خداست، بر اين اساس يهود دشمن خدايند و در نتيجه دشمن بندگان او هم هستند، و به اين خاطر به احدى از مردم غير يهود رحم ندارند و اگر زمينه بيابند گلوى تك تك مردم دنيا را براى خوردن خون آنان ميفشارند، و زمين را تبديل به حمام خون ميكنند و سپس اموال و ثروت جهانيان را غارت نموده و صرف شكم و شهوات خود مينمايند!!

دشمنى اينان با پيامبر و قرآن كه مصدق تورات و انجيل و همه كتاب هاى پيش از خود است در حقيقت دشمنى با تورات و پيامبر خودشان حضرت موسى بن عمران است، و با اين حساب آنان دشمن خدا و فرشتنگان و همه انبياء و همه كتاب هاى آسمانى اند گرچه به زبان اظهار نكنند.

شما اى مردم جهان از مسلمان و مسيحى و زردشتى و بودائى و لائيك انصاف دهيد، از چنين قومى توقع رحم و عاطفه و مهر و محبت و خير و نيكى ميتوان داشت؟

به اين جهت خداى مهربان از باب رحمت و لطفش به مؤمنان اكيداً فرمان داده كه از دوستى با يهود و مددكارانشان در ظلم و جنايت بپرهيزند.

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ: «1»

اى اهل ايمان يهود و نصارى را دوستان و سرپرستان خود نگيريد، آنان دوستان يكديگر و برضد شما دست در دست هم دارند، و تنها به دوستى ميان خود وفا دارند، و هر كس از شما آنان را دوست و سرپرست خود بگيرد از زمره آنان است، بيترديد خدا گروه ستكار را هدايت نميكند.

و نيز خداى آگاه به ملك و ملكوت و عالم به باطن و ظاهر تمام ذرات هستى و داناى به اسرار قلوب در قرآن مجيد خبر داده كه سرسخت ترين مردم در كينه و دشمنى نسبت به مؤمنان يهود و مشركان هستند و از مصاديق قطعى اهل شرك نصارى و مسيحيان به ويژه مسيحيان شريك ظلم و جنايت يهود در آمريكا و اروپايند كه گروهى از آنان كليد داران حكومت آمريكا و اروپا هستند و از نظر اعتقادى براى خدا شريك قائلند.

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا: «2»

يقيناً و بدون ترديد سرسخت ترين مردم را در كينه و دشمنى نسبت به مؤمنان يهوديان و مشركان خواهى يافت.

براى اين كه بدانيد دوستى با چنين ستمگرانى در سطحى وسيع و درخواست حاجتى از آنان چه كيفرى دارد به روايتى كه صدوق با اسناد خود از حضرت صادق نقل ميكند دقت كنيد:

در زمان موسى حاكمى ستمكار بود كه حاجت مؤمنى را به شفاعت عبدصالحى برآورده كرد و مشكل او را حل نمود، حاكم ستمكار و عبد صالح در يك روز از دنيا رفتند، مردم به خاطر در گذشت حاكم سه روز مغازه هاى خود را بستند و مشغول تجهيز او شدند و جنازه عبد صالح در آن سه روز در خانه اش ماند جنبدگان زمينى گوشت و پوست صورتش را خوردند، موسى پس از سه روز قيافه خورده شده عبدصالح را به وسيله حيوانات خانگى ديد و گفت: پروردگارا حاكم دشمن تو بود كه از او اينهمه تجليل به عمل آمد و اين دوست توست كه به چنين وضعى گرفتار آمده!! خطاب رسيد موسى دوست من از حاكم ستمكار درخواستى كرد كه درخواستش اجابت شد، به خاطر درخواستش براى حل مشكل آن مؤمن پاداشش را محفوظ داشتم، و به خاطر اين كه در خانه ظالم رفت و از او حاجت خواست جنبدگان را بر زيبائى صورتش مسلط كردم تا از گناه رفتن در خانه ستمكار پاك شود!! «3»

با توجه به اين روايت و امثال آن كه در كتاب هاى حديث زياد است به نظر بياوريد حكومت هاى به ظاهر اسلامى، و مردم به ظاهر مسلمان كه دست دوستى به يهود و نصارى داده و از آنان دريوزگى ميكنند، و خواسته هاى آنان را در ممالك خودشان به اجرا ميگذارند و از اين راه ضربه هاى مهلكى به ملت اسلام و بيت المال مسلمانان و فرهنگ و آداب و رسوم آنان ميزنند چه كيفر سختى در دنيا و چه عذاب دردناكى در آخرت به انتظار آنان است؟!

سليمان بن جعفر الجعفرى ميگويد:

«قلب لابى الحسن الرضا (ع): ماتقول فى اعمال السلطان؟ فقال: يا سيلمان الدخول فى اعمالهم والعون لهم واسعى فى حوائجهم عديل الكفر، والنظر اليهم على العمد من الكبائر التى يستحق به النار:» «4»

به حضرت رضا (ع) گفتم: درباره انجام دادن كار براى سلطه گران ستمكار و حكومت هاى ظالم، و جنايت كاران خائن چه ميگوئيد؟ حضرت فرمود: سليمان براى آنان وارد كار شدن، و كمك به آنان، و كوشيدن در انجام نيازمندى هايشان مساوى با كفر به خداست، و نگاه عمد و بيدليل به آنان از گناهان كبيرهاى است كه نگاهكننده بخاطر آن سزاوار دوزخ ميشود!!

«عن الرضا (ع): من والى اعداءالله فقد عادى اولياءالله ومن عدى اولياءالله فقد عادى الله و حق على الله ان يدخله فى نار جهنم:» «5»

از حضرت رضا (ع) روايت شده: كسى كه با دشمنان خدا «كه در رأس همه آنان يهوداند» دوستى كند يقيناً با دوستان خدا به دشمنى برخاسته، و كسى كه با دوستان خدا دشمنى نمايد قطعاً با خدا دشمنى كرده، و بر خداست كه او را وارد دوزخ كند.

راوندى در كتاب بسيار باارزش دعواتش ازقول پيامبر درباره اهل ذمه «يهود و نصارى» روايت ميكند:

 

«لاتساووهم فى المجالس، ولاتعود وامريضهم، ولاتشيعوا جنائزهم، واضطر وهم الى اضيق الطرق، فان سبوكم فاضربوهم، وان ضربوكم فاقتلوهم:»

آنان را با خود درمجالس هم رديف و مساوى قرار ندهيد، و بيمارانشان را عيادت نكنيد، و جنازه هايشان را مشايعت ننمائيد، و براى آنان گشايش ايجاد نكنيد اگر شما را ناسزا گفتند آنان را با زدن ادب كنيد، و اگر با شما نسبت به دين و دنياتان درگير شدند با آن نابكاران بجنگيد.

 

خداوند دشمن دشمنان حقايق است

از آيه 98 چنين استشمام ميشود كه يهود با حقيقة الحقايق وجود مقدس حضرت رب العزه و همه فرشتگان و پيامبران و به ويژه امين وحى و ميكائيل دشمن هستند، و اين از اين قوم مسئله بسيار بسيار شگفت آورى است، خداى مهربان كه آنان را آفريده و سرسفره رزق و روزى خود نشانده، و از هيچ لطفى درباره آنان دريغ نورزيده با او دشمن اند، فرشتگان كه در عرصه هستى مأموران امين حق براى به جريان انداختن امور به اذن پروردگارند و برخى از آنان حفاظت انسان را در شب و روز از حوادث به عهده دارند با آنان هم دشمن اند!

پيامبران كه براى هدايت آنان و رسانيدشان به رشد و كمال و بازكردن درهاى سعادت به رويشان، و قرار دادنشان در مسير بهشت و نجاتشان از شرور دنيا و عذاب آخرت مبعوث به رسالت شده و وظيفه داشتند تا سر حد شهادت براى هدايت بكوشند با آنان هم دشمن اند!

جبرئيل كه كتاب هاى آسمانى را به انبياء و به ويژه قرآن را بر پيامبر نازل كرد تا در سايه آيات و احكام الهى درخت وجودشان به ثمر بنشيند، و منبعى از كمالات و خيرات گردند با او هم دشمن اند.

و با ميكائيل كه بنابر مشهور عامل تنظيم رزق و روزى بندگان از جانب خداست، و نان و آب زندگان را در دامنشان ميگذارد نيز دشمن اند، پس يهود با همه حقايق و مبادى آن دشمن است، و خدا بدون ترديد دشمن اين كافران به حقايق و منكران واقعيات است فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ.

و يقيناً كسانى را كه خدا با آنان دشمن است در دنيا روى خوشى و رفاه و امنيت را نميبينند و به طور مستمر در اضطراب و ترس و وحشت و ناامنى به سر ميبرند و در آخرت به سخت ترين عذاب دردناك كه ابداً راه گريزى از آن نيست گرفتارند.

 

نقش فرشتگان در جهان هستى

فرشتگان بندگان بزرگوار و مكرم خدا هستند كه هر گروهى يا فردى از آنان براى به جريان انداختن امور هستى از جانب حضرت ربّ العزه مأموريت دارند، و در انجام آنچه بر عهده آنان است تخلف و عصيانى ندارند.

لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ: «6»

نسبت به آنچه خدا به آنان فرمان ميدهد عصيان و سرپيچى نميورزند.

و مأموريت هاى واگذار شده را به خوبى انجام ميدهند.

گروهى از اين بندگان با كرامت حق مأمور رساندن وحى به پيامبراناند، و گروهى از آنان مأمور عبادت دائم در پيشگاه حقاند، و گروهى حافظان اعمال و كردار و اخلاق مردماند، و گروهى يارى دهندگان به اهل ايماناند، و گروهى مأمور عذاب استيصال نسبت به مجرمان و گنهكاران حرفهاى هستند، و گروهى حافظان انسان در شب و روز از حوادثاند، و گروهى مأمور قبض روح انسان ها و انتقال آنان از دنيا به آخرتاند، و گروهى مأموريت دارند هنگام جان دادن اهل ايمان در كنارشان حاضر شوند و از آنان بخواهند نترسند و اندوهگين نگردن و به آنان بشارت ورود به بهشت ميدهند، و گروهى مأمورند پيش از آن كه كافران و ستمكاران روحشان قبض شود ضربه هاى سنگين به كيفر گناهان به پشت و روى آنان بزنند، و گروهى مأمور راندن ابرها به سرزمين ها و مأمور برف و باران اند و گروهى مأمور استقبال از اهل ايمان در قيامت و اعلام امنيت همه جانبه به آنان اند، و گروهى دعاگوى اهل ايمان و توبه كنندگاناند، و جمعى هم مأمور عذاب اهل دوزخ به خاطر فسق و فجور و گناهان و معاصى آناناند.

 

 

پی نوشت ها:

 

 ______________________________


(1)- مائده 51.

(2)- مائده 82.

(3)- بحار، ج 75، ص 373، ح 23.

(4)- تفسير عياشى، ج 1، ص 238.

(5)- بحار، ج 75، ص 391. (6)- تحريم 6.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  729
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    غدیر چشمه جوشان حق  

بیشترین بازدید این مجموعه

      نظر امام رضا(ع) درباره ازدواج موقت متأهل‌ها
      قابل توجه زنان آزاردهنده به همسر
      دريايى عميق‏
      سالک نو سفر
      هر آنچه باید در خصوص روزه بدانید (1)
      رمضان، ماه دعا و استغفار
      اخلاق و رفتار امام موسی بن جعفر (ع)
      زیارت امام حسین علیه السلام با پای پیاده یا با پای دل!
      افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
      متن کامل خطبه غدیر خم با ترجمه فارسی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز