فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  408
  0
  0

حكايت امام صادق عليه السلام با يك حاجى

 

 حاجى از مكه آمده بود، چند شب براى زيارت حرم پيغمبر در مدينه ماند و خوابيد و يك كيسه پول همراهش بود.

 سحر امام صادق عليه السلام آمد، سلام نمازش كه تمام شد، حاجى متوجه شد، بلند شد وضو بگيرد. فهميد كيسه پولش نيست، گريبان حضرت را گرفت و گفت: پولم را بده، امام فرمود: كدام پول؟ گفت: فرياد مى زنم و آبروى تو را مى برم.

 امام فرمود: بيا خانه تا پولت را بدهم. آمد دم خانه، يك كيسه هزار تومانى به او داد و امام صادق عليه السلام برگشت مسجد، اين بنده خدا نمازش را خواند و خورجينش را تكان داد و ديد هركس مى آيد طرف اين آقا، يك سلام مخصوصى مى كند، پرسيد: اين آقا كيست؟ گفتند: اين پسر باقرالعلوم، جگر گوشه فاطمه زهرا عليها السلام، گفت: اى داد و بيداد، ما رفتيم به او گفتيم كيسه پول ما را تو بلند كردى، ما كيسه خودمان را هم پيدا كرديم، كيسه امام صادق عليه السلام را برداشت آورد و گفت: آقا جان فرمود: بفرما، به جان پيغمبر عذر مى خواهم، فرمود: حالا مى خواهى چه كار كنى، گفت: مى خواهم اين كيسه هزار تومانى را پس بدهم، فرمود: نمى گيرم، مال خودت باشد ما چيزى كه به مردم مى دهيم، پس نمى گيريم.

 


منبع : پایگاه عرفان
  408
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    گریه، از نشانه‌های اثبات ایمان 
    دعای سودمند از منظر آیات و روایات
    راهکار قرآن برای آشنایی با معارف الهی
    فرهنگ غنی دعا در شیعه
    بندگان مؤمن، تسلیم امر خداوند
    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا

بیشترین بازدید این مجموعه

      از نصايح پيامبر به ابوذر
      مرگ و عالم آخرت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز