فارسی
جمعه 17 مرداد 1399 - الجمعة 17 ذي الحجة 1441

  421
  0
  0

شيطان هيچ قدرت ندارد

 

 معاويه به عاشق و شيداى امام على عليه السلام گفت: دست از على بردار. گفت: برنمى دارم. گفت: به زندان مى اندازمت. گفت: بينداز. آنها را به زندان انداخت.

 گفت: به گردن، بازو و مچ هايشان زنجير بيندازيد، سنگين تر از وزن بدنشان زنجيرشان كنيد، آب به آنها ندهيد، دستشويى نگذاريد بروند.

 بعد از دو ماه آمدند گفتند: معاويه مى گويد از على برگرديد. گفتند: معاويه غلط كرد. على سرمايه دنيا و آخرت ماست، على درِ نجات ماست، على بهشت ماست، على دين ماست، معاويه سگ كيست؟

 به او گفتند: اينها در زنجير هم زبانشان خيلى دراز است. گفت: اول آفتاب زنده زنده آنها را ببنديد، شش قبر روبرويشان بكَنيد. با زنجير هم آنها را تا قبرها بكشيد. آنها را گرسنه و تشنه بر سر قبرها نگه داريد، سر آنها را ايستاده ببريد، با لگد جنازه ها را با زنجير به قبرها بيندازيد.

 صبح زود آنها را آوردند، روبروى آنها شش تا قبر كندند، گفتند: نگاه كنيد معاويه گفته از على برگرديد. گفتند: به معاويه بگوييد على آغوشش باز است ما را بپذيرد.

 هر شش نفر را گردن زدند اما به شيطان گفتند: نه.

 چه مى گوييد شما جوانان، چه مى گوييد شما كاسب ها، اگر دروغ نگويم نمى چرخد، اگر ربا نگيرم، نمى چرخد. اگر با دختر سر و سرّى نداشته باشم روزم خوش نمى گذرد. چه مى گوييد؟

 شما را كه نمى خواهند بكشند، شيطان هاى شما كه نمى خواهند دست هاى شما را زنجير كنند، شيطان هاى شما كه نمى خواهند شما را زندان كنند. ما قدرت نه گفتن داريم، مى توانيم بگوييم. شيطان به خدا مى گويد:

  » مَا كَانَ لِىَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَنٍ إِلَّآ أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِى «

  اى مردم! اينقدر مرا در اين صحراى محشر لعنت نكنيد، من فقط شما را دعوت كردم، مى خواستيد دعوت مرا قبول نكنيد، من زورى به شما نداشتم. من گفتم: برويد كربلا امام حسين را بكشيد، مى خواستيد برگرديد خود مرا بكشيد.

 ديديد خداى مهربان شما به شيطان چه گفت، گفت: بندگانم را از چنگت بيرون مى كشم، توبه آنها را قبول مى كنم، گناه آنها را مى بخشم و كمر تو را مى شكنم.

 پيغمبر فرمودند: اگر دلتان مى خواهد او را كمر شكن كنيد، سجده هايتان را طولانى تر كنيد. وقتى سجده تان طولانى مى شود، فريادش بلند مى شود.

 نمى دانيد كه وقتى يكى از شما مى نشينيد درِ خانه خدا ياد گناهانتان مى افتيد و اشكتان مى ريزد، چه دردى به شياطين مى آيد.

 


منبع : پایگاه عرفان
  421
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    بهترین روش دعا در نظر پروردگار
    خطر سوءخلق در وجود انسان
    دعا، اظهار گدایی بنده به خداوند
    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت
    انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
    ملاک نبودن سن در تعیین امام

بیشترین بازدید این مجموعه

      عقل کلید گنج سعادت - جلسه ششم - ارزش عقل و نتيجه غفلت ...
      موضوعات اخلاقی - جلسه سیزدهم - راه نجات
      كرامات اخلاقى مرحوم حاج آقا رحيم ارباب
      کرج_ مسجد جامع رجایی شهر جمادی الثانی 94 سخنرانی ششم
      مشهد حسینیه همدانیها شوال 94 سخنرانی دهم
      دهه اول محرم 94 حسینیه همدانیها سخنرانی چهارم
      تهران حسینیه هدایت دهه سوم محرم سخنرانی سوم
      تهران مسجد رسول اکرم دهه سوم محرم 94 سخنرانی پنجم
      بزرگداشت شهید سلیمانی
      داستان سراسر نور پاکان عالم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز