فارسی
چهارشنبه 02 مهر 1399 - الاربعاء 5 صفر 1442

  722
  0
  0

محبوب‏ترين عمل‏


منابع مقاله
:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد پنجم 

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

انسان براى ورود به جهان با عظمت نماز و دست يافتن به حقيقت عالى آن، ناچار است مراحل و منازلى را طى كند و داراى سير و سلوكى گرانقدر و پر منفعت گردد.

در مرحله اول و نخستين منزل، بايد در مسئله لباس و مكان و آب وضو و غسل و خاك تيمم، از حق و حقوق تمام مردم و بيت المال مسلمانان پاك باشد.

اگر ذره اى از اجزاى لباس يا قسمتى از مكان و محل نماز، يا قطره اى از آب وضو و غسل، يا مقدارى از خاك تيمم غصبى يا حرام باشد، با آن لباس و در آن مكان و با آن آب و خاك، به هيچ عنوان نمى توان به بارگاه قدس نماز قدم گذاشت و به ميهمانى حضرت دوست مشرف شد.

نماز با لباس حرام يا غصبى و با آب و خاك غير مباح و با مكان غير شرعى نماز نيست، هر چند مكلف براى بجاى آوردن آن خود را به انواع زحمت ها و رنج ها دچار كند.

مگر امكان دارد، كسى با آلودگى به مال حرام، يا قرار گرفتن در مقام حرام، يا با اتصال به غسل و وضو و تيممى كه آب و خاكش از راه حرام است، به بارگاه عزت آن عزيز راه يابد.

آنجا مقام پاكان و نيكان است، آنجا منزل بينايان و دانايان است، آنجا راه عارفان و عاشقان است.

عارف و عاشق، محال است در مسئله لباس و مكان و طهارت از دستور معشوق و محبوب سرپيچى كند.

مگر مؤمن قدرت دارد به مال كسى چشم بدوزد، تا چه رسد كه آن مال را غاصبانه تصرف كند.

مگر براى مؤمن امكان دارد با آب غصبى يا خاك حرام غسل يا وضو يا تيمم بسازد، آن وضو و غسل و تيمم مگر طهارت است؟

چون عبد از محصول زحمت و كوشش خود لباس و طهارت و مكان را به دست آورد و در اين زمينه سير و سلوكش را به پايان برد، وارد مرحله بعد و منزل ديگر مى شود و آن منزل عبارت است از، بيرون آوردن لباس گناه از وجود و به تن كردن لباس تقوا و پاك كردن غبار و خاك شيطنت از صفحه نفس و تيمم بر خاك كوى محبوب و بيرون ريختن لجن هوا و رذايل از قلب و شستشوى وجود با آب عشق يار و رها كردن زمين دو رويى و مكر و حيله و قرار گرفتن در مقام تسليم، آن مقامى كه جز پاكى و طهارت ظاهر و باطن نماند و جز ترك سر و در باختن جان براى رسيدن به وصال جانان هوسى نباشد.

نقد جان را در بهاى زلف جانان مى دهم

 

عاشقم وز بهر سودايى چنين جان مى دهم

اى كه از حال من آشفته مى پرسى مپرس

 

كز پريشانى خبرهاى پريشان مى دهم

     

دور از او هجران اگر قصد هلاك من كند

 

عمر خود مى بخشم و جان را به هجران مى دهم «1»

     

 

لباس تقوى

آن گاه كه لباس تقوا به تن هستى خود كردى و با آب عشق دوست، غسل يا وضو بجاى آوردى و يا با غبار كوى محبوب دست و صورت صفا دادى و در مقام تسليم قرار گرفتى، به مرحله ديگر سفر كن و آن مرحله خالى كردن دل از غير اوست كه اگر دل از غيرش خالى نكنى چگونه امكان نيت خالص و اراده پاك براى تو خواهد بود؟

همه حواس و مشاعر و ذهنيات خويش را از تفرقه نجات ده و بر محور عشق جانان جمع كن و بر اين حقيقت مراقب و مواظب باش كه در آستانه معراج هستى و در اين سفر مسئله درمان فراق با داروى وصال مطرح است!!

امام خمينى رحمه الله در اين زمينه مى گويد:

بدان كه اهل معرفت و اصحاب مراقبه را به قدر معرفت آن ها به مقام مقدس ربوبيت و اشتياق آن ها به مناجات حضرت بارى عز اسمه از اوقات صلاة كه ميقات مناجات و ميعاد ملاقات با حق است، مراقبت و مواظبت بوده و هست.

آنان كه مجذوب جمال جميل و عاشق و دلباخته حسن ازلند و از جام محبت سرمست و از پيمانه الست بيخودند، از هر دو جهان رسته و چشم از اقاليم وجود بسته و به عزّ قدس جمال اللّه پيوسته اند، براى آن ها دوام حضور است و لحظه اى از فكر و ذكر و مشاهدت و مراقبت مهجور نيستند و آنان كه اصحاب معارف و ارباب فضايل و فواضلند و شريف النفس و كريم الطينه اند، چيزى را به مناجات حق اختيار نكنند و از خلوت و مناجات حق، خود او را طالبند.

عزّ و شرف و فضيلت و معرفت را همه در تذكر و مناجات با حق دانند، اينان اگر توجه به عالم كنند و نظر به كونين اندازند نظر آن ها عارفانه باشد و در عالم، حق جو و حق طلبند و تمام موجودات را جلوه حق و جمال جميل دانند.

اينان اوقات صلاة را به جان و دل مواظبت كنند و خود را براى ميقات گاه حق حاضر و مهيا كنند و دل آن ها حاضر است و از محضرحاضر را طلبند و احترام محضر را براى حاضر كنند و عبوديت را مودت و معاشرت با كامل مطلق دانند و اشتياق آن ها براى عبادت از اين باب است.

آنان كه مؤمن به غيب و عالم آخرت و شيفته كرامات حضرت حق جلاله اند و نعمت هاى ابدى بهشتى و لذت ها و بهجت هاى دائمى سرمدى را با حظوظ دائره دنيويه و لذائذ ناقصه موقته مشوبه، مبادله نكنند نيز در وقت عبادات- كه بذر نعم اخرويه است- قلوب خود را حاضر نمايند و از روى دل چسبى و اشتياق قيام به امر كنند و از اوقات صلاة كه وقت حصول نتايج و كسب ذخاير است انتظار كشند و چيزى را به نعم جاويدان اختيار نكنند، اينان نيز چون قلب آن ها از عالم غيب با خبر است، ايمان قلبى به نعم هميشگى و لذات دائمه عالم آخرت آورند، اوقات خود را غنيمت شمارند و تضييع اوقات خود نكنند، «اولئك اصحاب الجنة و ارباب النعمة هم فيها خالدون».

اين طوايف كه ذكر شد و بعض ديگر كه ذكر نشد، خود عبادات نيز براى آن ها لذاتى است به حسب مراتب آن ها و معارف آنان و كلفت تكليف براى آن ها به هيچ وجه نيست.

نشاط اصفهانى در اين زمينه چنين سروده:

محفل عشقش چو مى آراستند

 

اول از بيگانگان پيراستند

     

ساقى آنگه باده در گردش فكند

 

باده ها در سينه ها آتش فكند

     

مست افتادست از خود بى خبر

 

نى شناسد سر زپا نى پا زسر

شخص انسان كز همه كامل تر است

 

ذات او را لطف حق شامل تر است

     

 

ولى ما بيچارگان گرفتار آمال و امانى و بسته زنجيرهاى هوا و هوس و فرو رفتگان در سجن مسجور ظلمانى طبيعت كه نه بويى از محبت و عشق به شامه روحمان رسيده و نه لذتى از عرفان و فضيلت را از ذائقه قلبمان چشيده، نه اصحاب عرفان و عيانيم و نه ارباب ايمان و اطمينان.

عبادات الهيه را تكليف و كلفت دانيم و مناجات با قاضى الحاجات را سربار و تكلف شماريم، جز دنيا كه معلف حيوانات است، ركون به چيزى نداريم و جز به دار طبيعت كه معتكف ظالمان است تعلقى نداريم، چشم بصيرت قلبمان از جمال جميل كور و ذائقه روح از ذوق عرفان مهجور است!!

عمر خود را در چه پايان برده اى

 

قوت و قوت در چه فانى كرده اى

گوهر ديده كجا فرسوده اى

 

پنج حس را در كجا پالوده اى

گوش و چشم و هوش و گوهرهاى عرش

 

خرج كردى چه خريدى تو ز فرش «2»

     

بلى سر حلقه اهل معرفت و خلاصه اصحاب محبت و حقيقت مى فرمايد:

ابيتُ عِنْدَ رَبّى يُطْعِمُنى وَيَسْقينى «3».

نزد پروردگارم بيتوته كردم كه طعام و نوشيدنى مرا تأمين مى كرد.

خدايا! اين چه بيتوته است كه در دارالخلوت انس، محمد را با تو بوده و اين چه طعام و شراب است كه با دست خود اين موجود شريف را چشاندى و از همه عوالم وارهاندى؟!

آن سرور را رسد كه فرمايد:

لى مَعَ اللّهِ وقْتٌ لايَسَعُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَلا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ «4».

براى من با خداوند وقت و حالتى است كه در توان هيچ فرشته مقربى و هيچ پيامبر مرسلى نمى باشد.

آيا اين وقت از اوقات عالم دنيا و آخرت است؟ يا وقت خلوت گاه قاب قوسين و طرح الكونين است؟

موسى كليم چهل روز، صوم موسوى گرفت و به ميقات حق نايل شد و خدا فرمود:

[فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً] «5».

پس ميعادگاه پروردگارش به چهل شب پايان گرفت.

با اين وصف به ميقات محمدى نرسد و با دقت احمدى تناسب پيدا نكند، به موسى در ميعادگاه خطاب رسيد:

[فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ ] «6».

پس كفش خود را از پايت بيفكن.

و آن را به محبت اهل، تفسير كردند و به رسول ختمى، امر به حب على شد، در قلب از اين سر جذوه اى است كه دم از او نزنم، تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!

در دل بى خبران جز غم عالم غم نيست

 

در غم عشق تو ما را خبر از عالم نيست

خاك آدم كه سرشتند غرض عشق تو بود

 

هر كه خاك ره عشق تو نشد آدم نيست

از جنون من و حسن تو سخن بسيار است

 

قصه ما و تو از ليلى و مجنون كم نيست

گر طبيبان زپى داغ تو مرهم سازند

 

كى گذاريم كه آن داغ كم از مرهم نيست

من كه امروز هلاك دم جان بخش توام

 

دم عيسى چه كنم چون دم او اين دم نيست «7»

     

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- هلالى جغتايى.

(2)- مثنوى معنوى، مولوى.

(3)- عوالى اللآلى: 2/ 233، باب الصوم، حديث 1؛ بحار الأنوار: 64/ 253، تتميم.

(4)- بحار الأنوار: 79/ 243، باب 2، حديث 1.

(5)- اعراف (7): 142.

(6)- طه (20): 12.

(7)- هلالى جغتايى.

 


منبع : پایگاه عرفان
  722
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

رهبران اکنکار و اصل حرام زادگی
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ولوله در شهر انحرافی بر ولوله در بهائیت
یهودیان و گسترش بابی‌گری و بهایی‌گری
بی عدالتی در کفاره گناهان!
بی عدالتی در کفاره گناهان!
رازهای موفقیت ادعایی پائولو کوئلیو
فردی که ۱۶ بار پای پیاده به حج رفت!

بیشترین بازدید این مجموعه

مظلومیت حضرت سجاد(ع) در مهجوریت «صحیفه»
شهادت حضرت رقیه (س)
وجود نازنین حضرت رقیه (س)
در مدار عشق امام رضا علیه السلام
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
غمنامه حضرت رقیه (س)
شعارهای عاشورا (2)
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
یاری در کارها را از خدا بخواهید
فوائد اسماء الله

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز