فارسی
شنبه 25 مرداد 1399 - السبت 25 ذي الحجة 1441

  609
  0
  0

به سلامت بيرون آمدن از آزمايش‏هاى سخت‏

 

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد چهارم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

فتنه در حقيقت به معناى وسيله آزمودن و آزمايش كردن است كه در اصل به گداختن طلا و زر در آتش براى امتحان ناخالصى آن گويند. اين به جهت تجربه و آزمايش حسى است.

اين واژه هنگامى كه در آيات و روايات استفاده مى شود، مقصود، گمراهى كفر و عذاب و خلاف و رسوايى است. و بيشتر در زمينه اى طرح مى شود كه امرى سخت يا ناپسند مورد آزمايش قرار گيرد.

علامه طباطبايى در اين زمينه مى فرمايد:

«فتنه عبارت است از وسيله آزمايش و امتحان و مراد از قرار دادن مؤمنان به عنوان وسيله براى آزمايش كفار، مسلط كردن كافران بر ايشان است. تا بدين وسيله خداوند آنان را در بوته آزمايش گذارد تا هر تباهى و فسادى كه در خود دارند بيرون بريزند. آنان مؤمنان را به خاطر اين كه ايمان آورده بودند انواع آزارها مى دادند.» «1» در جاى ديگر مى فرمايد:

«تفاوت ميان امتحان الهى و امتحانى كه ما بشر مى كنيم اين است كه ما غالباً از باطن و درون اشيا بى خبريم و لذا آن را امتحان مى كنيم تا بدين وسيله وضعيت ناشناخته آن بر ما معلوم شود، در حالى كه جهل و نادانى نسبت به خداى سبحان معنا ندارد و كليدهاى غيب در اختيار اوست، بنابراين تربيت و هدايت عامه الهى نسبت به انسان كه به منظور فراخواندن او به نيك فرجامى و سعادت صورت مى گيرد، امتحان است؛ زيرا با اين كار وضعيت موجود كه آيا اهل سراى ثواب است يا سراى عقاب و كيفر به منصّه ظهور و تعين مى رسد. به همين دليل است كه خداوند متعال اين عملكرد خود يعنى تشريع و جهت بخشيدن به حوادث را به نام بلا و ابتلا و فتنه نامبرده است. و به طور كلى و عام مى فرمايد:

«ما آنچه را بر روى زمين است زيور آن قرار داديم تا مردم را بيازماييم كه كدام يك بهتر عمل مى كنند.» «2» و چنانكه ملاحظه مى شود آيات امتحان، بلا را به كليه امور مربوط به انسان تعميم مى دهد چه آنهايى كه به وجود او و اعضاى وجود او مربوط مى شود مانند گوش و چشم و زندگى و چه آنهايى كه از حيطه وجود او خارج است اما به نحوى با او ارتباط دارد، مانند فرزند و همسر و ايل و تبار و دوست و مال و مقام و هر آنچه به نوعى از آن بهره مند مى شود. نيز نقطه مقابل اين امور مانند مرگ و ديگر مصيبت هايى كه به انسان مى رسد. خلاصه آن كه اين آيات هر جزئى از اجزاى عالم و هر حالتى از حالات انسان را كه با انسان ارتباط پيدا مى كند، وسيله امتحان و آزمايش خداوند از انسان برمى شمارد. «3» بر اساس آيات قرآن مجيد، انسان در همه مراحل زندگى مورد آزمايش گوناگون قرار مى گيرد. خداوند براى تربيت انسان هميشه او را در كوره هاى داغ امتحان قرار مى دهد تا جاذبه هاى روحى و قلبى او را بيازمايد.

مال و فرزند دو عامل مهم نزد خداوند است كه مى فرمايد:

وَاعْلَمُواْ أَنَّمَآ أَمْوَ لُكُمْ وَأَوْلدُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ» «4»

و بدانيد كه اموال و فرزندانتان فقط وسيله آزمايش شماست، وخداست كه پاداشى بزرگ نزد اوست.

فتنه گاه آزمون خير و گاه آزمايش شر است. تا جوهره باطن در دو وضعيت مشخص شود كه مى فرمايد:

كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُم بِالشَّرّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ» «5»

هر كسى چشنده مرگ است و ما شما را [چنانكه سزاوار است ] به نوعى خير و شر [كه تهيدستى، ثروت، سلامت، بيمارى، امنيت و بلاست ] آزمايش مى كنيم، و به سوى ما بازگردانده مى شويد.

امّا مردم از اين آزمايش ها خبر ندارند كه تا سختى مى بينند از جاده حقيقت بيرون مى روند و خويشتن را گم مى كنند. خداوند در اين زمينه مى فرمايد:

فَإِذَا مَسَّ الْإِنسنَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنهُ نِعْمَةً مّنَّا قَالَ إِنَّمَآ أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِىَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَايَعْلَمُونَ» «6»

پس چون انسان را آسيبى رسد، ما را [براى برطرف كردنش ] بخواند، سپس هنگامى كه [براى برطرف شدن آسيب ] از سوى خود نعمتى به او مى دهيم، مى گويد: فقط آن را بر پايه دانش و كاردانى خود يافته ام! [چنين نيست كه مى پندارد] بلكه آن نعمت آزمايشى است [كه آيا به خاطر آن سپاس گزارى مى كند يا به طغيان برمى خيزد؟] ولى بيشتر آنان [به اين واقعيت ] معرفت و آگاهى ندارند.

 

ويژگى امتحان الهى

دو نكته اساسى در امتحان هاى الهى است:

1- امتحان خداوند براى آزمايش قوى از ضعيف است و همچنين پرورش برترى هاى عملى و فكرى انسان هاست تا پاداش و كيفر عمل نيك و بد مشخص شود.

2- خداوند با امتحان ها؛ حجت و دليل را بر همه انسان ها تمام مى كند تا امتياز و ارزش هاى آدميان معلوم گردد.

بنابراين انسان ها در برابر بلاها و حوادث چهار گروه مى شوند:

الف- عده اى در برابر بلا فرياد كننده اند و هميشه از روزگار شكايت مى كنند.

مانند: انسان هاى دنيا دوست و مال پرست كه ترس از دست دادن مال، آنها را گله مند مى كند.

ب- عده اى در بلاها صبور و شاكرند. مانند: حضرت ايوب عليه السلام كه هر چه بيشتر بلا مى ديد شاكرتر بود.

ج- عده اى بلا را هديه آسمانى مى دانند. مانند: رزمندگان راه حق كه شهادت را پاداش آسمانى مى دانند.

د- عده اى هم به استقبال بلا مى روند. مانند: جوانانى كه عازم جبهه هاى جنگ حق عليه باطل مى شوند و از حق دفاع مى كنند.

پس در اين گرداب و سراب دنيا، گروهى سرافراز از امتحان بيرون مى آيند و گروهى سرافكنده در آزمايش ها مردود مى شوند.

 

امتحان در روايات

در روايات آمده است كه: دين و ايمان انسان ها مورد سنجش قرار مى گيرد، آيا در آسايش و امنيت ديندارند و در مشكلات هم پايبند به اصول اعتقادى هستند.

حضرت على عليه السلام اصل آزمايش را از مسلمات امر خداوند مى داند و مى فرمايد:

ايُّهَا النَّاسُ سَيَأْتى عَلَيْكُم زَمانٌ يُكْفَأُ فيهِ الْاسلامُ كَما يُكْفَأُ الإِناءُ بِما فيهِ.

ايُّهَا النَّاسُ، إنَّ اللَّهَ قَدْ اعاذَكُمْ مِنْ انْ يَجُورَ عَليْكُمْ وَلَمْ يُعِذْكُمْ مِنْ انْ يَبْتَلِيَكُم، وَ قَدْ قالَ جَلَّ مِنْ قائِلٍ:

إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَأَيتٍ وَ إِن كُنَّا لَمُبْتَلِينَ» «7». «8»

اى مردم! به همين زودى زمانى بر شما مى رسد كه اسلام واژگون شود همچون ظرفى كه با محتوياتش واژگون گردد. اى مردم! خدا شما را پناه داده از اين كه بر شما ستم روا دارد، ولى به شما اين تأمين را نداده كه در معرض آزمايش قرارتان ندهد، آن بزرگ ترين گوينده در قرآن فرمود: «در اين برنامه نشانه هايى است و ما آزمايش كننده ايم».

آرى، امتحان الهى از برنامه هاى حتمى است كه هيچ گذشت و جدا كردنى براى هيچ كسى وجود ندارد حتى پيامبران و اولياى خدا با درجات بالاتر آزمايش مى شوند. و حتى شيطان هم در اطاعت از حق آزموده شد.

شخصى به حضرت على عليه السلام گفت: آيا امكان دارد خداوند ما را امتحان نكند؟!

حضرت فرمود:

لايَقُولَنَّ احَدُكُمْ: «اللَّهُمَّ إِنّى اعُوذُ بِكَ مِنَ الفِتْنَةِ» لِانَّه لَيْسَ احَدٌ الَّا وَ هُو مُشْتَمِلٌ عَلى فِتْنَةٍ وَلكِنْ مَنِ اسْتَعاذَ فَلْيَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ. «9»

كسى از شما نگويد: «الهى، از امتحان به تو پناه مى برم» چه اين كه كسى نيست مگر اين كه مشمول امتحان است. اما اگر كسى خواست از خدا پناه جويد بايد از فتنه هاى گمراه كننده پناه جويد.

مقصود حضرت اين است كه از خدا نخواهيد كه شما را امتحان نكند چرا كه امتحان يقينى و همگانى است بلكه از او سرافرازى و موفقيت در امتحان را بخواهيد. محذورات فتنه در دعاى امام سجاد عليه السلام همان مضلّات فتن است كه به معناى سختى ها و ترس ها و امور گمراه كننده و فريبنده دنيا است.

حضرت صادق عليه السلام فرموده كه حضرت على عليه السلام به عبداللّه بن يحيى فرمود:

الْحَمْدُللّه الَّذى جَعَلَ تَمْحيصَ ذُنُوبِ شِيعَتِنا فى الدُّنْيا بِمِحْنَتِهِمْ لِتَسْلَمَ بِها طاعاتُهُمْ وَ يَسْتَحِقُّوا عَلَيْها ثَوَابَهَا. «10»

ستايش از براى خدايى است كه زدودن گناهان پيروان ما را به سبب سختى ها و مشكلات در دنيا قرار داد. تا به اين رنج ها و بلاها طاعات آنان؛ سلامت بماند و پاداشى سزاوار نصيب شان گردد.

به هر حال اهل حق و ايمان در فشار و شدت قرار مى گيرند؛ كه مدت آن اندك است و عافيت آن زياد است. يعنى زمان بلا و صبر به مدت عمر انسان كوتاه و گذراست ولى زمان آسايش و راحتى آن بلند و هميشگى است كه آن در آخرت است.

اگر در پى راهى اساسى مى گردى پس به فرمايش مولا بنگر كه راه چاره را چه پيشنهاد فرموده است:

وَ اعْلَمُوا انَّهُ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً مِنَ الْفِتَنِ وَ نُوراً مِنَ الظُّلَمِ وَ يُخَلِّدُهُ فِيما اشْتَهَتْ نَفْسُهُ. «11»

بدانيد آن كه تقواى الهى را رعايت كند خداوند راه خروج از فتنه ها را برايش باز كند، و به او نورى بنماياند كه از تاريكى برهد، و او را در آنچه كه ميل و آرزوى اوست جاويدان كند.

بنابراين از درگاه حق تعالى طلب كنيم كه در دوران آزمايش هاى سخت و آسان كه همگان در خواب غفلت به سر مى بريم به سلامت گذر كنيم و به سوى بهشت عنبر سرشت فرود آييم.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود:

در بهشت منزل هايى است كه بندگان با اعمال و كردارشان به آنها نمى رسند، نه بر فراز آن منزل ها آويزه اى و نه در زير آن ستونى وجود دارد بلكه در آسمان معلّقند. عرض شد: اى رسول خدا! اهل اين منازل كيانند؟ فرمود: بلا كشيدگان اندوه ديده. «12»

 

نجات از جهنّم و قرار گرفتن در بهشت عنبر سرشت

عالم حيات و زندگى همچون كاروانى است كه از جهان عدم به حركت درآمده و در مسير بى انتهاى خود به سوى بى نهايت كه ذات پاك خداست پيش مى رود، هر چند مخلوقات محدودند و محدود هرگز بى نهايت نخواهد شد ولى سير او به سوى تكامل نيز متوقّف نمى گردد، حتى پس از قيام قيامت باز اين سير تكاملى ادامه مى يابد.

و از آنجا كه آغاز اين حركت از ناحيه پروردگار شروع شده و نخستين جرقه حيات از او پديد آمده و اين حركت تكاملى نيز به سوى او است، تعبير رجوع و بازگشت شده است.

حضرت حق مى فرمايد:

إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُاْ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِىَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصلِحتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مّنْ حَمِيمٍ وَ عَذَابٌ أَلِيمُ بِمَا كَانُواْ يَكْفُرُونَ» «13»

بازگشت همه شما فقط به سوى اوست. [خدا شما را وعده داد] وعده اى حق وثابت؛ بى ترديد اوست كه جهان آفرينش را مى آفريند، سپس آن را [به قيامت ] بازمى گرداند تا كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام داده اند، به عدالت و انصاف پاداش دهد، و براى كسانى كه كافر شدند به كيفر كفرى كه همواره مى ورزيدند، شربتى از آب بسيار جوشان و عذابى دردناك است.

در آيه ديگر كوشش و تلاش نيكوكاران را تشبيه به يك مسابقه معنوى كرده كه هدف نهايى آن آمرزش الهى و نعمت هاى جاويدان بهشت است.

وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مّن رَّبّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّموَ تُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» «14»

و به سوى آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش [به وسعتِ ] آسمان ها و زمين است بشتابيد؛ بهشتى كه براى پرهيزكاران آماده شده است.

سارعوا از مسارعت به معنى كوشش و تلاش دو يا چند نفر براى پيشى گرفتن در رسيدن به يك هدف است. و در كارهاى نيك، قابل ستايش و در كارهاى بد نكوهيده است.

در حقيقت قرآن در اين جا از يك نكته روانى استفاده كرده كه انسان براى انجام دادن يك كار اگر تنها باشد معمولًا كار را بدون سرعت و عادى انجام مى دهد ولى اگر جنبه مسابقه به خود بگيرد آنهم مسابقه اى كه جايزه باارزشى دارد، تمام نيرو و انرژى خود را به كار مى گيرد و با سرعت هر چه بيشتر به سوى هدف پيش مى تازد، اگر هدف اين مسابقه در درجه اول مغفرت قرار داده شده براى اين است كه رسيدن به مقام معنوى بدون آمرزش و شستشوى از گناه ممكن نيست، نخست بايد خود را از گناه شست و سپس به مقام قرب پروردگار گام نهاد.

و مؤمنان چنين اند كه در راه يابى به حقيقت آخرت در مسابقه اند.

خلود، يعنى ماندن هميشگى و جاودانگى ماندگار است. و مراد حضرت از اين درخواست اين است كه؛ مسافران پرهيزگار، آخرت را از ورود در آتش دائمى و مطلق سالم نگه دارد و جايگاه آسايش را براى آنها فراهم كند.

مقيل ، محل استراحت در نصف روز است. در روايات آمده است كه خداوند در حسابرسى بر اهل بهشت به مقدار نصف روز دنيا در بهشت تخفيف مى دهد و براى جهنّميان همچنين مقدار مقرّر شده است. «15» سپس به جايگاه ابدى منتقل مى شوند.

و امّا حضرت سجّاد عليه السلام در دعاى مورد شرح فرمود: «مَقيل المتقين» كه تنها متقيان به آن جايگاه عنبر سرشت، وعده هميشگى داده شده اند نه ديگران، همان طور كه در سوره فرقان مى فرمايد:

قُلْ أَذَ لِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِى وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كَانَتْ لَهُمْ جَزَآءً وَ مَصِيرًا* لَّهُمْ فِيهَا مَا يَشَآءُونَ خلِدِينَ كَانَ عَلَى رَبّكَ وَعْدًا مَّسُولًا» «16»

بگو: آيا اين [آتش سوزان ] بهتر است يا بهشت جاودانى كه به پرهيزكاران وعده داده اند كه پاداش و بازگشت گاه آنان است؟* در آنجا هر چه بخواهند در حالى كه جاودانه اند براى آنان فراهم است، اين بر عهده پروردگارت وعده اى است درخواست شده [و مورد انتظار اهل ايمان از خداى بخشنده و كريم.]

زيرا كه خداوند بهشت را به مؤمنان متقى وعده داده است و هيچ گونه حق و استحقاقى در كار نيست ولى به خاطر تقواى فوق العاده و پذيرش سختى هاى دنيا و دورى از لذت هاى مباح و غيرمباح بايد پاداشى شايسته داشته باشند.

پرسشى در اين جا مطرح است كه چرا خداوند درباره مژده جايگاه دوزخيان و بهشتيان كلمه «خُلد» را به كار برده است؛ با اين كه اهل گناه اگر هدايت مى شدند و يا گروهى در آزمايش هاى دشوارى قرار مى گرفتند؛ اهل طاعت نمى شدند و امور دنيا همه محدود است پس اين جاودانگى بر اساس عدالت نيست؟

پاسخ اين سؤال از دقت در مطالب گذشته روشن مى شود كه با مطالعه آيات و روايت به دست مى آيد:

خداوند به مؤمنان پرهيزگار وعده بهشت ابدى با قيد تقوا داده است و هرگز بنده اى حق يا استحقاقى نسبت به بهشت رفتن ندارد و حتى بسيارى از انسان ها با تخفيف در محاسبه و شفاعت و گذشت خداوند و اولياء اللّه به بهشت مى روند. و نكته ديگر اين كه هميشگى بودن پاداش و كيفر مؤمنان و كافران بر اساس نيت آنان است؛ زيرا قصد و علاقه و هدف اهل ايمان، انجام عمل صالح و طاعت الهى براى هميشه است پس اطاعت و پرهيزگارى دائمى حالتى سخت و كوبنده لذت است، پس عاقبت خوشى و راحتى است.

امّا اهل گناه نيت شان تا هنگامى كه زندگى مى كنند اين است كه به دنبال لذت ها و هوس ها و دورى از راه حق و انكار معاد باشند؛ پس سرانجام آنها درد و آتش است. با اين حال هر كسى بر اساس نيت زندگى مى كند و همان گونه جاودانه مى ماند. بنابراين بر كسى يا گروهى ظلمى صورت نمى گيرد.

حضرت صادق عليه السلام اين نكته را مستند به شاكله انسان مى داند و مى فرمايد:

إِنَّمَا خُلِّدَ اهْلُ النَّارِ فِى النَّارِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِمْ كانَتْ فِى الدُّنْيا انْ لَوْ خُلِّدُوا فِيها انْ يَعْصُوا اللَّهَ أَبَداً، وَ انَّما خُلِّدَ اهْلُ الْجَنَّةِ فِى الْجَنَّةِ لِأَنَّ نِيَّاتِهِم كانَتْ فِى الدُّنْيا أَنْ لَوْ بَقُوا فِيها انْ يُطِيعُوا اللَّهَ أَبَداً فَبِالنِّيَّاتِ خُلِّدَ هَؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ ثُمَّ تَلا قَوْلَهُ تَعالى :

قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَى شَاكِلَتِهِ» «17»

قالَ: عَلَى نِيَّتِهِ. «18»

دوزخيان از اين رو در آتش جاويدانند كه در دنيا نيتشان اين بود كه چنانچه تا ابد زنده بمانند، خدا را نافرمانى كنند و بهشتيان در بهشت جاويدانند كه در دنيا بر اين نيت بودند كه هميشه خدا را فرمان برند. پس به نيت ها هر دو گروه جاودانه هستند. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: «بگو هر كس بر پايه خلق و خوى و عادت هاى اكتسابى خود عمل مى كند» و فرمود: يعنى با نيت خود.

مؤمنان با نيت هاى پاك و ضميرهاى مطمئن و اميدوار به دار امان وارد مى شوند و در سراى امنيت و آسايش، تلخى هاى دنيا از بين مى رود.

چقدر بهشت رفتن ارزان است؟! كه با اطاعت و شكيبايى به دست مى آيد.

حضرت رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود:

وَالَّذى بَعَثَنى بِالحَقِّ بَشيراً لايُعذِّبُ اللَّهُ بِالنَّارِ مُوَحِّداً أَبَداً. «19»

سوگند به آن كه مرا نويد دهنده برانگيخت، خداوند هرگز يكتاپرست را در آتش عذاب ندهد.

حضرت باقر صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

بهشت در گرو گرفتارى ها و بردبارى است. پس، هر كه در دنيا بر ناملايمات صبر كند به بهشت رود و دوزخ در گرو لذت ها و خواهش هاى نفس است پس، هر كه لذت و هوس ها را برآورده كند به جهنّم رود. «20» پس راه بهشت را بايد شناخت و از صاحبانش كليد راه يابى را درخواست نمود كه امام على عليه السلام فرمود:

هر كس شش خصلت در او گرد آيد به بهشت درآيد و از آتش برهد: كسى كه خدا را بشناسد و فرمانش برد و شيطان را بشناسد و نافرمانيش كند و حق را بشناسد و پيرويش نمايد و باطل را بشناسد و از آن بپرهيزد و دنيا را بشناسد و دورش افكند و آخرت را بشناسد و آن را بجويد. «21»

و چون مؤمن به اين خصلت ها دست يافت در منازلى سكونت خواهد گزيد كه مقدار آن به هيچ اندازه اى محاسبه نشود.

در اين زمينه حضرت على عليه السلام مى فرمايد:

منازل شيعيان ما در ديده بهشتيان چنان به نظر مى رسد كه هر انسانى ستارگان را در آسمان مى بيند. «22»

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- تفسير الميزان: 19/ 233، ذيل آيه 5 سوره ممتحنه.

(2)- كهف (18): 7.

(3)- تفسير الميزان: 4/ 31- 36، كلام فى الإمتحان و حقيقته.

(4)- أنفال (8): 28.

(5)- انبياء (21): 35.

(6)- زمر (39): 49.

(7)- مؤمنون (23): 30.

(8)- نهج البلاغه: خطبه 102.

(9)- نهج البلاغه: حكمت 93.

(10)- بحار الأنوار: 64/ 232، باب 12، حديث 48؛ تفسير الامام العسكرى: 23، حديث 7.

(11)- نهج البلاغه: خطبه 182.

(12)- بحار الأنوار: 78/ 194، باب 1؛ أعلام الدين: 277.

(13)- يونس (10): 4.

(14)- آل عمران (3): 133.

(15)- التفسير الكبير، فخر رازى: 24/ 72- 73، ذيل آيه 24 سوره فرقان.

(16)- فرقان (25): 15- 16.

(17)- اسراء (17): 84.

(18)- الكافى: 2/ 85، حديث 5؛ وسائل الشيعة: 1/ 50، باب 6، حديث 96.

(19)- بحار الأنوار: 3/ 1، باب 1، حديث 1؛ التوحيد 29/ 31.

(20)- بحار الأنوار: 68/ 72، باب 62، حديث 4؛ الكافى: 2/ 89، حديث 7.

(21)- مجموعة ورام: 1/ 135؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد: 20/ 264.

(22)- بحار الأنوار: 8/ 148، باب 23، حديث 78.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  609
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!

بیشترین بازدید این مجموعه

      شکر گزاری در قرآن
      دريايى عميق‏
      قرآن و جلوه های عزّت و آزادگی در نهضت امام حسین علیه ...
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      آثار ایمان به خدا در زندگی
      خدای شکر کننده و خدای شکر شونده !
       گام‌هاى شيطان‏
      ماجرای ولادت امام موسی کاظم علیه السلام  
      فوائد اسماء الله
      رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز