فارسی
يكشنبه 19 مرداد 1399 - الاحد 19 ذي الحجة 1441

  609
  0
  0

احسان به خويشان‏ و یتمان

 

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد سوم

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

قرآن مجيد و روايات همه امت را به احسان به اقوام و خويشان فراخوانده اند.

اخلاق انسانى و كرامت آدمى اقتضا مى كند كه اقوام و خويشان مورد صله و احسان قرار گيرند، ثواب اين كار عظيم، و سبب هم بستگى و پيوند خويشان با يكديگر و داراى پاداش دنيائى و آخرتى، و در يك كلمه از عبادات و قربات است.

راستى چه كار زيبا و نيكوئى كه انسان با حفظ شرافت و كرامت اقوام و بدون منت به يارى و كمك خويشان بشتابد و با هزينه نمودن مالش و ثروتش مشكل آنان را حل كند و دل آنان را خوش كرده از غصه و اندوه برهاند.

بى تفاوتى در اين زمينه، و بيمهرى در اين عرصه نشانگر بيمارى بخل در باطن انسان، و خوى شيطانى است.

اگر ثروتمندان اقوام به اقوام و خويشان خود توجه كنند و مشكلات آنان را حل نمايند، و درد قلب آنان را درمان كنند محتاج و نيازمندى در امت باقى نخواهد ماند.

حضرت حق در قرآن مجيد اعطاء مال به اقوام را از نشانه هاى ايمان راستين محسوب داشته:

وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى : «1»

و مال و ثروتشان را با آن كه دوست دارند به ارحام و اقوام و خويشان مى پردازند.

در پايان آيهاى كه اين حقيقت و ديگر حقايق در آن است مى فرمايد

أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا:

اينانند كه در ادعاى ايمان و مؤمن بودن صادق و راستگويند.

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى : «2»

يه يقين خدا به عدالت و احسان و عطاى مال به اقوام فرمان مى دهد.

امام صادق از پدرانش از پيامبراسلام روايت مى كند كه آن حضرت فرمود:

«ان المعروف يمنع مصارع السوء، وان الصدقة تطفئ غضب الرب، وصلة الرحم تزيد فى العمر وتنفى الفقر وقول لاحول ولاقوة الا بالله فيها شفاء من تسعة و تسعين داء ادناها الهم:» «3»

بى ترديد كار خير و نيكى و احسان لغزش گاه هاى سوء را از انسان باز مى دارد، و صدقه خشم حضرت ربّ را فرو مى نشاند، و صله رحم به عمر مى افزايد و تهيدستى را از بين مى برد، و در گفتن لاحول ولاقوةالابالله «با نيتى صادقانه» درمان و شفاء از نود و نه درد است كه كمترينش غصه است.

از رسول خدا روايت شده:

«من مشى الى ذى قرابة بنفسه وماله ليصل رحمه اعطاه الله عزوجل اجرمأة شهيد، وله بكل خطوة اربعون الف حسنة ويمحى عنه اربعون الف سيئة ويرفع له من الدرجات مثل ذلك وكانما عبدالله ماة سنة صابراً محتسباً:» «4»

كسى كه با وجودش و ثروتش به سوى خويش و قوم خود برود تا صله رحم انجام دهد خداوند پاداش صدشهيد به او عطا مى كند، و براى او به هر قدمى چهل هزار حسنه و محو چهل هزار سيئه و چهل هزار درجه و مرتبه است، و گويا خدا را صدسال با استقامت و بخاطر خوشنودى حق عبادت كرده است.

سالمة كنيز حضرت صادق (ع) مى گويد: هنگامى كه لحظه درگذشت حضرت صادق از دنيا رسيد من نزد آن حضرت بودم، از شدت بيمارى به حال اغما افتاد هنگامى كه از حال اغما درآمد فرمود: به حسن بن على بن على بن الحسين معروف به افطس هفتاد دينار بدهيد و به فلانى به فلانى نيز آن مقدار عطا كنيد، به حضرت گفتم به مردى كه كارد تيزى آورد تا شما را به قتل برساند پول عطا مى كنيد؟! فرمود: سالمة نمى خواهى از آنانى باشم كه خداى عزوجل فرموده:

وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ: «5»

و كسانى كه خدا آنچه را به پيوند آن فرمان داده پيوند مى دهند، و از پروردگارشان مى هراسند، و از سختى حساب مى ترسند.

آرى اى سالمة خدا بهشت را آفريد و آن را پاكيزه قرار داد و بويش را خوش نمود، بوى بهشت از مسير دوهزار سال استشمام مى شود، ولى به مشام عاق پدر و مادر و قطعكننده رحم نمى رسد. «6»

از حضرت صادق (ع) روايت شده مردى از طايفه خثعم به محضر رسول خدا آمد و به آن حضرت گفت:

«اخبرنى ماافضل الاسلام فقال الايمان بالله قال: ثم ماذا؟ قال: صلة الرحم قال ثم ماذا؟ قال: الامربالمعروف والنهى عن المنكر:» «7»

مرا از برترين برنامه اسلام آگاه كن، حضرت فرمود: ايمان به خدا، گفت سپس چيست؟ حضرت فرمود: صله رحم، گفت: سپس چه برنامهاى است؟ فرمود: امربمعروف ونهى ازمنكر.

حضرت باقر (ع) يا حضرت صادق به ميّسر فرمودند من يقين دارم اهل صله رحم هستى ميّسر گفت آرى جانم بفدايت من در جوانى در بازار كار مى كردم و مزدم دو درهم بود، يك درهمش را به عمويم و درهم ديگرش را به دائى ام مى پرداختم حضرت فرمود: به خدا سوگند دو بار مرگت فرا رسيد هركدام را كمك به عمو و دائى ات به تأخير انداخت. «8»

در توضيح و تفسير آيه 27 سوره مباركه بقره بخشى مهم از روايات باب صله رحم ذكر شد، و ديگر روايات اين باب را در تكميل باب صله رحم در اين بخش كه توضيح و تفسير آيه 83 سوره بقره است آوردم.

 

احسان به ايتام

كودكى كه در كنار پدر و در دامن پرمهر سرپرست خانواده با هزار آرزو زندگى مى كند، و چراغ دلش با بودن پدر روشن است، و پس از خدا پدر را مطمئن ترين تكيه گاه مى داند، و در حوادث و آلام به آغوش محبت پدر پناه مى برد، و دردش را براى پدر بازگو مى كند، و اشك ريخته بر چهره اش با دستان پرمهر پدر پاك مى شود، و هرگاه پدر براى كسب معاش از خانه بيرون مى رود، در انتظار و اميدى سخت براى بازگشت پدر به سر مى برد، و چون پدر را مى بيند به سويش مى دود تا در كنارش بنشيند و از مهر و محبت و عاطفه پدر بهره مند گردد، و براى تحقق آرزوهايش در آينده نظر به پدر دارد، فكر كنيد با از دست دادن پدر، و مرگ بسيار تلخ تكيه گاهش به چه داغى و مصيبتى، و خلأى و رنج و فشار شديدى دچار مى شود؟!!

او از بوسه هاى گرم پدر، و نوازش پر از عاطفه او، واز آغوش پرمهر وى به محروميت مى نشيند، و آرزوهايش را برباد رفته مى بيند، و احساس غربت و تنهائى مى نمايد، و دست طفلى را كه در دست پدرش مى بيند به ياد پدر از دست رفته اش غرق اندوه و ماتم مى گردد و در درونش آه مى كشد و مى گويد: اى كاش سايه پدر بر سرم بود و دستش در دستانم قرار داشت و از محبت هايش و گرمى لب هايش فيض مى بردم.

روز روشن براى كودك يتيم و طفل پدر از دست داده تاريك است چه رسد به شام ظلمانى و غروب تنهائى و خانه خالى از پدر!!

دنيا براى يتيم چون غمكده، و خانه و مسكن كه محل استراحت و راحت است براى كودك بيپدر ماتمكده، و محل آباد براى طفل جدامانده از پدر خرابه، و لقمه هاى شيرين تلخ، و زندگى بيمعناست.

اصرار آيات قرآن مجيد و روايات مبنى بر رعايت وضع و حال ايتام، و وجوب رسيدگى به زندگى آنان، و كشيدن دست محبت برسرشان، و آنان را چون فرزندان خود دانستن، و هزينه كردن محبت و عاطفه براى آنان، و دل خوش داشتنشان و حفظ اموالشان، و كوشيدن در تربيتشان، و زير پوشش گرفتن وجودشان همه وهمه براى اين است كه اسلام مى خواهد به وسيله امت اندكى از ملامت و رنج ايتام بكاهد، و زمينه تحقق آرزوهايشان را فراهم كند، و احساس بيپدرى و غربت و تنهائى را از درونشان پاك كند، و بار سنگين روحى هم چون كوهشان را از دوششان بردارد، تا يتيم در سايه مقررات اسلام بيمنت به نوائى برسد، و رعايتكننده حقوق يتيم به ثوابى نائل گردد.

در اين زمينه توجه به آيات قرآن مجيد، و روايات اسلامى لازم و بلكه واجب است تا معلوم شود يتيم موجودى است كه با تمام وجودش مورد نظر خداست و بايد به عنوان امانت در امّت از هر جهت رعايت شود.

عرب جاهلى و شكم پرستان و بت پرستان و متكبران روزگار جاهليت يتيم را به شدت تحقير مى كردند و براى او كرامت و ارزش قائل نبودند، و هرگز وى را رعايت نمى كردند و از او جانبدارى نمى نمودند و در عين نيازش به محبت او را از خود مى راندند و طردش مى كردند، دقت در آيات قرآن و روايات و نحوه رفتار پيامبر با ايتام نشان دهنده خدمت عظيم اسلام به ايتام و برگردانيدن آنان به جايگاه شامخشان مى باشد.

به رسول اسلام سفارش شد چندان كه توانى يتيمان را بنواز و در مراعات و مواسات ايشان بكوش كه اينان درماندگان و اندوهگينان خلق و نواختگان و نزديكان حق اند.

«ان الله يحب كل قلب حزين:»

بى ترديد خدا هر دل اندوهگينى را دوست دارد.

از حق به پيامبر فرمان رسيد اى مهتر عالميان و چراغ جهانيان يتيمان را در پناه خود گير، كه سرا پرده حسرت جز به فناء دل ايشان نزدند، و حسرتيان را به نزديك ما مقدار است.

اى مهتر تو را كه يتيم كرديم از آن كرديم تا درد دل ايشان بدانى، و اينان را نيكو دارى، با تو در فقر و يتيمى ما چه كرديم از كرم، تو همان كن اى كريم از خُلق خود بر خلق ما اى يتيمى ديده اكنون با يتيمان لطف كن، اى غريبى كرده اكنون با غريبان كن سخا. «9»

 

رفتار پيامبر با يتيم

انس بن مالك مى گويد: روزى پيامبراسلام در شاهراه مدينه مى رفت، يتيمى را ديد كه كودكان بر وى جمع آمده بودند و او را خوار و خجل كرده، و هريك بر وى تكبر نموده و او را به صورتى آزار مى دهند، آن يكى مى گفت: پدرم از پدر تو بهتر است، ديگرى مى گفت مادرم از مادر تو بالاتر است، سوى مى گفت اقوام و طايفه ما از اقوام و طايفه تو بالاترند و آن يتيم مى گريست و در خاك مى غلتيد، رسول خدا چون آن كودك را به آن حال ديد بر وى رحمت آورد و نزدش ايستاد و فرمود: اى پسربچه كيستى؟ و چرا چنين درمانده اى؟ گفت: من فرزند رفاعه انصارى هستم، پدرم روز جنگ احد شهيد شد، خواهرى داشتم از دنيا رفت، و مادرم شوهر كرد و مرا از خود راند، اكنون منم و درماندگى و بيسرپرستى و بيكسى! و از اين سخت تر بر من سرزنش اين كودكان است!

پيامبر از سخن او بسيار ناراحت شد تا جائى كه گريست سپس فرمود: اندوه مخور و آرام باش اگر پدرت را كشتند من كه محمدم پدر توام و فاطمه خواهر تو، و عايشه مادرت، كودك شاد شد و برخاست و آواز برآورد كه اى كودكان اكنون مرا سرزنش مكنيد و جوابتان را بشنويد:

پدرم از پدرانتان و مادرم از مادرانتان و خواهرم از خواهرانتان بهتر است، آنگاه پيامبر دست كودك يتيم را گرفت و به خانه حضرت فاطمه برد و فرمود اى فاطمه اين فرزند من و برادر توست، فاطمه برخاست و او را نوازش كرد و خرما نزد وى نهاد، و روغن در سر وى ماليد، و جامه در وى پوشيد. «10»

وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ: «11»

و از تو درباره يتيمان مى پرسند، بگو: اصلاح امور آنان بهتر است، و اگر با آنان معاشرت كنيد و رفت و آمد برقرار نمائيد كارى خدا پسندانه است آنان برادران دينى شما هستند و خدا فسادگر در امور يتيم را از اصلاح گر ميشناسد و اگر خدا ميخواست شما را در تكليف و مسئوليت نسبت به مال و جان يتيم به زحمت ميانداخت مسلماً خدا تواناى شكست ناپذير و حكيم است.

وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً: «12»

اموال يتيمان را پس از رشدشان به آنان بدهيد، و اموال پست و بيارزش خود را با اموال مرغوب و با ارزش آنان عوض نكنيد و اموالشان را با ضميمه كردن به اموال خود نخوريد زيرا آن گناهى بزرگ است.

وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا وَ مَنْ كانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ كانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَ كَفى بِاللَّهِ حَسِيباً: «13»

و يتيمان را نسبت به امور زندگى بيازمائيد تا زمانى كه به حد ازدواج برسند، پس اگر در آنان رشد لازم را يافتيد اموالشان را به خودشان بدهيد و آن را از ترس آن كه مبادا به سن رشد برسند و از شما بگيرند به اسراف و شتاب مخوريد و از سرپرستان ايتام آن كه توانگر است بايد از تصرف در مال يتيم به عنوان حق الزحمة خوددارى كند، وهركه تهيدست است به اندازه متعارف مصرف نمايد، و هنگامى كه خواستيد اموالشان را به خودشان بدهيد براى آن كه در آينده اختلاف و نزاعى پيش نيايد برآنان گواه بگيرند و خدا براى محاسبه كافى است.

وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً (9) إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً: «14»

و كسانى كه اگر فرزندانى ناتوان پس از خود به جاى مى گذارند بر آنان از ضايع شدن حقوقشان بترسند پس لازم است نسبت به شأن يتيمان از خدا پروا كنند و درباره آنان و اموال و امورشان سخنى درست و استوار گويند تا حق يتيمان خودشان هم ضايع نگردد.

بى ترديد كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى خورند فقط در شكم خود آتش مى خورند و به زودى در آتش برافروخته درآيند.

وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ: «15»

و به مال يتيم جز به روشى كه نيكوتر است نزديك نشويد تا به حد بلوغ برسد.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«من اراد ان يدخله الله عزوجل فى رحمة و يسكنه جنته فليحسن خُلقه وليعطى الصفة من نفسه، وليرحم اليتيم وليعن الضعيف، وليتواضع لله الذى خلقه:» «16»

آن كه مى خواهد خدا او را در رحمتش درآورد، و در بهشتش مسكن دهد، پس اخلاقش را نيكو سازد، و از جانب خود به مردم انصاف دهد، و به يتيم مهر ورزد، و ناتوان را يارى و كمك دهد، و براى خدائى كه او را آفريده فروتنى نمايد.

حضرت صادق (ع) از پدرانش از رسول خدا روايت مى كند كه آن حضرت فرمود: عيسى به قبرى گذشت كه صاحبش در عذاب بود، سپس سال بعد به همان قبر گذشت ولى عذاب از او برداشته شده بود، عرضه داشت: پروردگارم سال اول به اين قبر گذشتم صاحبش در عذاب بود، امسال گذشتم در عذاب نبود، خدا به او وحى فرمود: از او فرزند شايستهاى باقى ماند كه راهى را اصلاح و مرمت نمود، و يتيمى را پناه داد، من او را بخاطر كارى كه فرزندش انجام داد بخشيدم. «17»

ابوذر مى گويد: پيامبر فرمود: اى ابوذر من آنچه را براى خود دوست دارم براى تو هم دوست دارم.

«انى اراك ضعيفا فلا تأمرّن على اثنين و لاتولين مال يتيم:» «18»

من تو در مسئله مديريت ناتوان و ضعيف مى بينم پس بر دو نفر هم حكومت مكن، و متولى مال يتيم هم مباش

حضرت صادق (ع) از پدرانش از رسول خدا روايت مى كند:

«من عال يتيماً حتى يستغنى عنه اوجب الله عزوجل له بذلك الجنة، كما اوجب لآكل مال اليتيم النار:» «19»

كسى كه يتيمى را سرپرستى كند تا جائى كه از سرپرست بينياز گردد، خدا بخاطر اين كار بهشت را بر او واجب ميكند چنان كه دوزخ را به خورنده مال يتيم واجب كرده است.

حضرت صادق (ع) از پدرانش از اميرالمؤمنان روايت كرده:

«ما من مؤمن ولامؤمنة يضع يده على رأس يتيم ترحما له الا كتب الله له بكل شعرة مرت يده عليها حسنة:» «20»

مرد و زن مؤمنى نيست كه از باب مهرورزى دست بر سر يتيم بكشد مگر آن كه خدا بر هم موئى كه دستش برآن ميگذرد حسنهاى براى او ثبت نمايد.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«مامن عبد يمسح يده على رأس يتيم رحمة له الا اعطاه الله بكل شعرة نوراً يوم القيامة:» «21»

بندهاى نيست كه از باب مهرورزى دست بر سر يتيم بكشد مگر اين كه خدا به هر موئى كه از زير دستش ميگذرد در قيامت نورى به او عطا ميكند.

از رسول خدا روايت شده:

«ان اليتيم اذا بكى اهتزله العرش فيقول الرب تبارك وتعالى: من هذا الذى ابكى عبدى الذى سلبته ابويه فى صغره؟ فوعزتى و جلالى لايسكته احد الا اوجبت له الجنة:» «22»

بى ترديد هنگامى كه يتيم بگريد عرش بخاطر او به لرزه ميافتد پس پروردگار تبارك و تعالى ميگويد: كيست آن كسى كه بنده مرا كه در كودكى پدر و مادرش را از او گرفته ام به گريه انداخت، به عزت و جلالم كسى او را ساكت نكند مگر اين كه بهشت را بر او واجب گردانم.

از حضرت باقر (ع) روايت شده كه پيامبر فرمود:

«يبعث ناس عن قبورهم يوم القيامة تاجج افواههم ناراً فقيل له يا رسول الله من هؤلاء؟ قال الذين يأكلون اموال اليتامى ظلماً ...» «23»

مردمى در قيامت از قبورشان برانگيخته ميشوند كه دهانشان از آتش برافروخته است، گفتند: اى رسول خدا اينان چه گروهى هستند؟ فرمود كسانى كه مال يتيمان را ظالمانه ميخورند ...

از رسول خدا روايت شده:

«حث الله عزوجل على براليتامى لانقطاعهم عن آبائهم فمن صانهم صانه الله، ومن اكرمهم اكرمه الله، ومن مسح يده برأس يتيم رفقا به جعل الله له فى الجنة بكل شعرة مرت تحت يده قصراً اوسع من الدنيا بما فيها وفيها ماتشتهى الانفس وتلذالاعين وهم فيها خالدون:» «24»

خداوندا بندگانش را بر نيكى بر ايتام ترغيب نموده، اين ترغيب بر نيكى بخاطر اين است كه آنان از دامان پرمهر پدرى محروم و بريده اند، كسى كه به حفظ ايتام برخيزد خدا او را در حفظ خود قرار ميدهد، كسى كه يتيم را اكرام كند خدا او را مورد اكرام خود قرار ميدهد، و كسى كه از روى محبت دست بر سر يتيم بكشد خدا در بهشت به هر موئى كه از زير دستش ميگذرد كاخى وسيع تر از دنيا با آنچه در او است به او عنايت مينمايد و در بهشت آنچه نفوس بهشتيان بخواهد موجود است، بهشت جائى است كه چشمها از ديدن مناظر آن لذت ميبرد، و اهل بهشت براى ابد در بهشت جاودانه اند و هميشه به نعمت هايش متنعم اند.

اميرمؤمنان (ع) چند لحظه پيش از شهادتش بخاطر عظمت مسئله رعايت ايتام در وصيتش به فرزندانش فرمود:

«الله الله فى الايتام فلا تغبوا افواههم ولايضيعوا بحضرتكم:» «25»

شما را به خدا درباره يتيمان، آنان را با غذا دادن يك درميان گرسنه مگذاريد و هرگز مباد آن كه در جمع شما تباه شوند و حقوقشان پايمال گردد.

محمدبن مسلم از يكى از دو امام، حضرت باقر يا حضرت صادق ميپرسد:

«فى كم تجب لآكل مال اليتيم النار؟ قال: فى درهمين:» «26»

در چه مقدار از مال يتيم براى خورنده آن دوزخ واجب ميشود؟ فرمود: دو درهم.

از حضرت رضا (ع) سئوال شد

«كم ادنى مايدخل به النار من اكل من مال اليتيم فقال: كثيرة و قليله واحد اذا كان من نيته ان لايرده:» «27»

كمترين چيزى كه خورنده مال يتيم را به آتش دوزخ وارد ميكند چيست فرمود: كم و زيادش يكى است هنگامى كه در نيت خورنده آن برگرداندن مال يتيم به يتيم در كار نباشد.

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بقره 177.

(2)- نحل 90.

(3)- بحار، ج 71، ص 88، ح 2.

(4)- امالى صدوق 253.

(5)- رعد 21.

(6)- متن روايت غيبت طوسى 128.

(7)- محاسن برقى 291.

(8)- رجال كشى 211.

(9)- كشف الاسرار ميبدى، ج 1، ص 594.

(10)- كشف الاسرار ميبدى، ج 1، ص 594.

(11)- بقره 220.

(12)- نساء 2.

(13)- نساء 6.

(14)- نساء 9- 10.

(15)- انعام 152.

(16)- امالى صدوق 234.

(17)- امالى صدوق 306.

(18)- امالى طوسى، ج 1، ص 394.

(19)- بحار، ج 72، ص 4، ح 8.

(20)- ثواب الاعمال 181.

(21)- ثواب الاعمال 181.

(22)- ثواب الاعمال 181.

(23)- بحار، ج 72، ص 10، حديث 33.

(24)- بحار، ج 72، ص 12، ح 44.

(25)- نهج البلاغه، وصيت 47.

(26)- بحار، ج 72، ص 8، ح 26.

(27)- بحار، ج 72، ص 13.

 


منبع : پایگاه عرفان
  609
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش اول
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    رابطه متقابل امیرمؤمنان(ع) و حق - بخش دوم
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    خلافت بلافصل امیرمؤمنان علی(ع)
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    دو شاخصه برای پیروان مولای غدیر!
    غدیر چشمه جوشان حق  

بیشترین بازدید این مجموعه

      علی(ع) برادر پیامبر(ص)
      تسبيح و حمد و تقديس‏
      رابطه شفاعت با مقام معنوى مؤمنان
      آخرین فروغ
      اسم اعظمی که خضر نبی به علی(ع) آموخت
      خط قرمزی که شکستنی نیست!!
      کربلا و غلبه ي جنود عقل بر جنود جهل (1)
      مژده قرآن به بچه شیعه‌ها
      نصايح پيامبر (ص) به ابوذر
      طهارت امام حسین(ع) و یارانشان

 
نظرات کاربر
حسینی
بیشتر به اهمیت صله رحم پی بردم.متشکرم.
پاسخ
0     0
2 آبان 1391 ساعت 00:49 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز