فارسی
شنبه 18 ارديبهشت 1400 - السبت 25 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
772
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

حکایتی از آتش عشق

 

 شيخ بهايى نقل مى كند :

 در بصره آتش سوزى شد . پيرزنى در آن محل خانه داشت و با اثاث مختصرى زندگى مى كرد . آمدند به او گفتند : منطقه بالكل غرق در آتش است ، دارى به كجا مى روى ؟ گفت : به طرف خانه مى روم . گفت : مگر خوابى ؟ محل دايره وار آتش گرفته است . بعد كه آتش را خاموش كردند ، همه خانه ها غير از خانه اين پيرزن سوخته بود . خانه اين پيرزن سالم ماند و حتى گليم پاره او نيز سالم ماند .

 گفتند : اى پيرزن ! چرا خانه تو نسوخت ؟ شيخ بهايى مى گويد : اين جمله را جواب داد : »كيف يحترق محترق « ؟ ما از عشق و فراق او سوخته ايم ، مگر چند بار بايد بسوزيم ؟ كسى كه بيشتر از يك بار نمى سوزد .

  دين نگذارد كه خيانت كنى

ترك درستى و امانت كنى

 صدق و سعادت ثمر دين بود

هر كه خوش اخلاق ، خوش آيين بود

 فتنه آفاق ز بى دينى است

زشتى اخلاق ز بى دينى است


منبع : پایگاه عرفان
772
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
حکایتی از لقمه حرام‏
شب قدر شب گناه نيست!‏
من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا
حكايت بهلول نبّاش‏

بیشترین بازدید این مجموعه

داستان شگفت انگیز حاتم اصم
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
حكايتى عجيب در صدقه و انفاق‏
حكايت فروش نخلستان و انفاق آن‏
رفیق صمیمی امام حسین (ع)
حکایتی از اعتماد و توكل بر حق‏
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
افشاگرى شجاعانه طِرِمّاح عليه باطل‏
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
آشپزخانۀ عمرولیث صفار بر گردن سگ

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا