فارسی
جمعه 03 بهمن 1399 - الجمعة 8 جمادى الثاني 1442

670
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

جايگاه ادب در زندگى‏

ادب زمينه ساز رشد و بستر آراسته شدن انسان به تربيت اسلامى و سبب آبرو و احترام انسان نزد خدا و ميان مردم است.

ادب به كوچك و بزرگ چه در گفتار و چه در كردار عامل جلب فيوضات الهى و سبب سعادت و خوشبختى، و ضامن خير دنيا و آخرت انسان است.

از رسول خدا و اميرمؤمنان و ديگر امامان در اين زمينه روايات بسيار مهمى رسيده كه توجه به آنها و فراگيرى آنها جداً بر هر مسلمان و بلكه هر انسانى لازم و واجب است.

رسول خدا فرمود:

«الحرمات التى تلزم كل مؤمن رعايتها و الوفاء بها: حرمة الدين، حرمة الادب، و حرمة الطعام:»

حرمت هائى است كه رعايت و وفاى به آنها بر هر مؤمنى لازم است: احترام به دين، حرمت ادب، و حرمت غذا.

از امام موحدان اميرمؤمنان روايت شده است:

«ما هلك امرء عرف قدره:»

كسى كه اندازه و قدر خود را شناخت و همه جا اين قدرشناسى را به كار گرفت هلاك و بى آبرو نشود.

«العلم وراثة كريمة، و الادب حلل حسان، و الفكرة مرآة صافية، والاعتذار منذر ناصح، و كفى بك او با لنفسك تركك ما كرهته لغيرك:»

دانش و علم ميراثى گران، و ادب زينت و زيورى زيبا، و انديشه آئينه اى صاف، و پوزش پندآموزى خيرخواه، و ادب تو آنچه را كه براى خود نمى پسندى براى ديگران بكار نمى بندى تو را كافى و بس است.

«فسد حب من ليس له ادب:»

حب و شرافت كسى كه فاقد ادب است تباه و ضايع است.

«لا حب ابلغ من الادب:»

حب و شرافتى رساتر از ادب نيست.

«الادب خير ميراث و حسن الخلق خير قرين:»

ادب بهترين ميراث و خوش خلقى بهترين همدم است.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«خمس من لم تكن فيه لم يكن فيه كثير مستمتع قيل و ما هن يا بن رسول الله؟ قال: الدين، و العقل، و الحياء و حسن الخلق و حسن الادب:»

پنج چيز در هر كس نباشد، در او بهره زيادى نيست: گفتند آنها چيست؟ فرمود: دين، عقل، حيا، خوش خلقى، و ادب نيكو.

على (ع) فرمود:

«لا غنى كالعقل، و لا فقر كالجهل، و لا ميراث كالادب، و لا ظهير كالمشاورة:»

هيچ ثروتى چون عقل، و هيچ تهيدستى چون نادانى، و هيچ ميراى چون ادب، و هيچ پشتيبانى چون مشورت نيست.

و نيز آن حضرت فرمود:

«انكم الى الكتساب الادب احوج منكم الى اكتساب الذهب و الفضته:»

به راستى شما به تحصيل ادب نيازمندتر از كسب طلا و نقره هستيد.

موسى (ع) كه منبع ادب و كرامت بود از تهمتى كه به او زدند به خداى قادر پناه برد و به آنان گفت:

أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ

آرى تمسخر و استهزاء جز از مردم بيادب و نادان صادر نميشود، استهزاء به غير يا استهزاء به خلقت اوست يا به كارى از كارهاى وى مسخره كردن كيفيت خلقت مردم هيچ جايگاهى در عقل و منطق ندارد، و امّا فعل غير اگر قبيح و نادرست است واجب و لازم است او را نسبت به زشتى كردارش بيدار كنند و با امر بمعروف و نهى از منكر از انحراف فعلى نجاتش دهند در هر صورت استهزاء گناه سنگينى است كه جز از مردم جاهل و نادان صادر نمى شود.

ذبح بقره فلسفه و هدفى بسيار عالى داشت، بنى اسرائيل بى توجه به آن هدف به موسى توهين روا داشتند، حضرت حق كه فرمان به ذبح از پيشگاه مقدسش صادر شده بود اراده داشت تا با ذبح گاو به دست بنى اسرائيل كه محبوب آنان و در نظرشان مقدس بود به توحيد خالص برگردند، و به عرصه توبه و انابه از آلودگى باطن درآيند، و ريشه ارادت و وابستگى به گاو به عنوان موجودى مقدس و معبود و مورد پرستش از سرزمين قلب آنان كنده شود، تا با زدوده شدن غبار شرك باطنشان آماده تجلى توحيد ناب شود، و نيز مشكل قتلى كه براى آنان پيش آمده بود برطرف گردد، ولى آنان از طرفى موسى را متهم به بازيگرى با ديگران و به مسخره گرفتن افراد نمودند و از طرف ديگر با سئوالات گوناگون درباره گاو كه چگونه باشد، چه رنگى او را پوشانده باشد، و ..... كار را بر خود سخت نمودند و خدا هم كار را بر آنان به خاطر لج بازى و اصرار بر پرسش هاى بيجا كه در حقيقت به خيال خودشان راه فرارى براى انجام نگرفتن ذبح بود سخت گرفت.

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
670
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

امان از طمع!
خدا برات جبران می کنه!؟
چادرت را سفت بچسب
ام ابیها
حجاب، قانون الهی
سبّ و ناسزا
معمولی نباش!
برگ درختان سبز در نظر هوشیار ...
الگوی امام زمان(عج)
دستگیرهٔ نجات ما در قیامت

بیشترین بازدید این مجموعه

خوف
وصيت پيامبر به اميرمؤمنان‏
تصميم جدى بر گمراه كردن مردم‏
ولايت و رهبرى در اسلام‏
درخواست همسر از خدا روش بزرگان است‏
انسان‌های کوردل
راحتی و آرامش
پیامبر اسلام سرمشق زندگی
رسیدن به مقام انسانیت
همه خیر پیش خداست

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا