فارسی
چهارشنبه 22 ارديبهشت 1400 - الاربعاء 29 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
461
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

نگاه اهل فكر به خلقت‏


در عوض، آن ها كه اهل فكرند، در قبال چنين سوالاتى مى گويند:

بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم ....

يا مى گويند:

و بدانيم اگر كرم نبود زندگى چيزى كم داشت ....

اين ها وقتى نگاهشان به ذره اى خاك مى افتد مى گويند:

«الحمد للّه رب العالمين».

شكر مى كنند، چون خلقت هيچ چيز را عبث و بيهوده و باطل نمى دانند.

اين منش پيشوايان معصوم ما بوده و سخنان امام زين العابدين با ماه رمضان در صحيفه سجاديه يا فرمايشات امير المؤمنين درباره آفرينش در خطبه اول نهج البلاغه به عنوان مشت نمونه خروار شاهد صادق اين مطلب است. بابا طاهر اين نگاه را خوب شناخته و خيلى خوب از عهده بيانش برآمده:

به صحرا بنگرم صحرا ته بينم

 

به دريا بنگرم دريا ته بينم

به هرجا بنگرم كوه و در و دشت

 

نشان از قامت رعنا تو بينم.

     

وقتى باطن بينان به خودشان نگاه مى كنند مى گويند: خدايا، ما قدرت شكر نعمت وجودمان را كه به ما عنايت كردى نداريم. لذا با وجود همه تنگى ها و مضيقه ها و سختى ها و بلاها و رنج هاى روزگار نيمه هاى شب اشك مى ريزند و مى گويند:

«و عمرنى ما كان عمرى بذلة فى طاعتك، فإذا كان عمرى مرتعا للشيطان فاقبضنى إليك».

خدايا، به اين زودى ها مرگ ما را نرسان و تا لباس عبادت و خدمت و عشق تو بر تنمان است، عرممان را ادامه بده.

چنين انسانى وقتى به خودش نگاه مى كند صفات خدا را در خود مى بيند و خود را محصول اراده و حكمت و علم و رحمت و آگاهى او مى يابد، زيرا:

(من عرف نفسه فقد عرف ربّه».

او خود را آينه اى مى بيند كه صفات محبوب در آن تجلى مى كند. پس دليلى ندارد از خدا ناراضى باشد. اين نگاه و روش ائمه ما در زندگى است. سيد الشهدا، عليه السلام، در كربلا آن طور بلا مى بيند ولى در گودال قتلگاه به خداوند عرضه مى دارد:

«رضا بقضائك».

از اين زندگى كمال رضايت را دارم. من از شهادت عباس و اكبر و ساير عزيزانم حتى كودك شش ماهه اى كه در آغوشم كشته شد راضى ام.

از بدن قطعه قطعه خودم راضى ام، چون بلاهاى من نردبان آمدنم به سوى توست. من بلا را بلا و مصيبت را مصيبت نمى بينم. بلا نردبان ترقى ام بود. در قرآن مى خوانيم:

«و لنبلونّكم بشى ء مّن الخوف و الجوع و نقص مّن الأموال و الأنفس و الثّمرات و بشر الصابرين. الّذين إذا أصابهم مّصيبة قالوا إنّا للّه و إنّا إليه راجعون».

آرى، مصيبت براى اين گروه به معناى درد و رنج و بدبختى نيست، كامل كننده نقص ها و پركننده خلأهاى وجودشان است. ازاين رو، نه تنها از ان فرار نمى كنند و در روز واقعه جزع و فزع سر نمى دهند، از آن استقبال مى كنند و شادمانه به پيشوازش مى شتابند، زيرا اعتقاد دارند كه به قول حافظ:

زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت.

شيخ سعدى غزلى زيبا در اين باب دارد كه بسيار مناسب حال است و دريغم مى آيد از آن يادى نكنم. مى گويد:

ما گدايان خيل سلطانيم

 

شهربند هواى جانانيم

بنده را نام خويشتن نبود

 

هرچه ما را لقب دهند آنيم

گر برانند و گر ببخشايند

 

ره به جاى دگر نمى دانيم

دوستان در هواى صحبت يار

 

زر فشانند و ما سر افشانيم

تنگ چشمان نظر به ميوه كنند

 

ما تماشاكنان بستانيم

هرچه گفتيم جز حكايت دوست

 

در همه عمر از آن پشيمانيم

سعديا بى وجود صحبت يار

 

هر دو عالم به هيچ نستانيم

ترك جان عزيز بتوان گفت

 

ترك يار عزيز نتوانيم.

     

 

اين نگاه عاقلانه به خلقت و رنج هايى است كه انسان در اين عالم فانى به آن ها مبتلاست.

 


منبع : پایگاه عرفان
461
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

مصادیق ابرار در قرآن
پذیرش عمل در سایۀ حُسن فعلی و فاعلی
نسیم رحمت الهی بر توبه‌کنندگان حقیقی
متن سخنرانی استاد انصاریان در مورد توبه
رهایی از عذاب الهی در سایه‌سار توبه
سوگند پروردگار بر پدر و فرزند حکیم
نگاه یک پدر حکیم به تربیت فرزند
خسارت‌های انسان در دوری از خداوند
آداب توبه و بازگشت از گناه
شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه نوزدهم - (متن کامل + ...

بیشترین بازدید این مجموعه

هدف خلقت از زبان امام على عليه السلام‏
كلامى درباره نماز شب‏
موى سفيد: واعظ شيب بر بناگوش‏
صعود اهل تقوا بر قله كرامت
مرگ و عالم آخرت
بصيرت از ديدگاه امام على، علیه‌السلام
داستان اول: ماجراى برخورد بد استاد با شاگرد معترضش
خاطره بزرگواران پارسا
داستانی اعجاب‌انگیز از امیرمؤمنان (ع)
دو بال پرواز در راه رسیدن به مقام توبه

 
نظرات کاربر

گزارش خطا