فارسی
جمعه 07 آذر 1399 - الجمعة 11 ربيع الثاني 1442

  70
  0
  0

اشک امان نمی‌دهد گریه بغض سنگ را از کاظم رستمی

اشک امان نمی‌دهد گریه بغض سنگ را
سنگ گرفته از دلم روی ریا و رنگ را

می‌جهد از گدازه دل، آتشی از هبوط گل
صخره دوباره می‌کشد گردن پالهنگ را

صالح مصلح از یمین، می‌چکد از عرق جبین
می‌زند از صفوف طف نغمه صور جنگ را

می‌رمد از رامش دف زخم سه تار رف به رف
پیر به شعله می‌کشد، تمام رود گنگ را

تار، ز نای حنجری، زخمه صدای خنجری
می‌کشد و می‌شنود صوت حزین چنگ را

چنگ خمیده شد قدش، آه ز سردی دمش
می‌چکد از دیده خون، شور دم شرنگ را

لال شود غزل اگر دم بزند ز سلسله
قصه سربسته بگو ناحیه خوان، خدنگ را


منبع : کاظم رستمی
  70
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

سرو نگون از وصال شیرازی
علی اکبر ازعباس خوش عمل
آمد صدای العطش از کودکان بگوش ازسید عبدالله حسینی
روضه مقتل از یوسف رحیمی
سروش غم از حامد كاظمي

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز