فارسی
چهارشنبه 05 آذر 1399 - الاربعاء 9 ربيع الثاني 1442

  42
  0
  0

دفتر گل از مهدی فخارزاده

در دفتر گل، ورق ورق گوهر بود

از اشک، سرانگشت نگاهم تَر بود

چیزی که به من توان زاری می‌داد

قنداقة خونـین عــلی‌اصغــر بــود

 

 


منبع : مهدی فخارزاده
  42
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

مثنوی عاشورایی از شیخ فریدالدین محمد (عطار) نیشابوری
جیحون یزدی‏ بدرالشهدا عباس‏
اگر چه باغ پر از لالة تو پرپر شد ازمصطفی محدثی خراسانی
حسین (ع) اسوه عشق و بندگی ازعبدالکریم خاضعی نیا
کوفه از محمود صفار زاده
علی اکبر(ع) از یوسف رحیمی
آخرین لحظه از وحید مصلحی
من در شب ظلمانی غم همنفس آب از مهدی طهماسبی دزکی
سومین دلیل روشن از معصومه داوودآبادی
ماه خون و شمشير از حبيب الله چايچيان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز