فارسی
سه شنبه 30 دى 1399 - الثلاثاء 5 جمادى الثاني 1442

71
0
0%

این شیهه ی ذوالجناح است از محمد حسین انصاری نژاد

این شیهه ی ذوالجناح است ، می پیچد از سوی صحرا

سم ضربه هایش پیاپی ، آشفته گیسوی صحرا

این شیهه ی ذوالجناح آه،توفانی از شن به پا کرد

می پیچد آیات ظلمت ، تشباد و هوهوی صحرا

بر یالش از خون خورشید ، روئیده عرش ستاره

هفتاد و دو کهکشان سوخت ، در آن هیا هوی صحرا

بر نیزه ناگاه خورشید ، زلف شلالش تکان خورد

سرخ از گناه زمین ماه ، - فانوس کم سوی صحرا -

دنباله ی کاروان دید ، خم شد زمین سخت لرزید

بوسید یاس کبودی ،  بر روی زانوی صحرا

بر نیزه چشمش چه زیبا ، بر کفتران نوحه می خواند

آهسته دنبال می کرد ، رد پرستوی صحرا

ماندند مات گلویت ، الله اکبر ! چه خواندی

عطر کدام آیه ی عشق ، آمیخت با بوی صحرا ؟!

گرگان دشت شقاوت ، منزل به منزل رمیدند

قرآن چشمت درخشید ، تا از فراسوی صحرا !


منبع : محمد حسین انصاری نژاد
71
0
0%
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

خورشید خاور از ثابت‏
یاری عباس‏ از وصال شیرازی‏
نگیر از شب من آفتاب فردا را از پانته آ صفایی
آتش همیشه از حسین عبدی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا