فارسی
پنجشنبه 13 آذر 1399 - الخميس 17 ربيع الثاني 1442

  40
  0
  0

مشک بر دوش سوی علقمه رفت از محمد حسین انصاری نژاد

مشک بر دوش سوی علقمه رفت
تا که شق‌القمر نشان بدهد

تا که چشمش هزار معجزه را
بین خوف و خطر نشان بدهد

شیهه در شیهه اسب و گرد و سوار
آسمان مکث کرده تا چه کند؟

خیمه در خیمه گریه می‌شنود
آب را شعله‌ور نشان بدهد؟!

مشک لب‌تشنه گرم زمزمه شد
گریه‌های رقیه در گوشش

تا که یک دشت لاله‌عباسی
غرق خون جگر نشان بدهد

قبضه‌ی ذوالفقار در مشتش
خشم دریاست در سر انگشتش

کربلا قلعه قلعه خیبر شد
رفت مثل پدر نشان بدهد

با خودش فکر می‌کند که فرات
عطش باغ را نمی‌فهمد

می‌رود معنی شکفتن را
فوق درک بشر نشان بدهد

همه خشم خونفشان علی
در صدایش وزیده، می‌خواهد

خطبه شقشیقه‌ای دیگر
با رجز‌ها مگر نشان بدهد

ساعتی بعد آفتاب گرفت
لحظه بعثتی شگفت آمد

سوره‌ای قطعه قطعه در دستش
رفت شق‌القمر نشان بدهد


منبع : محمد حسین انصاری نژاد
  40
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

بند نهم ترجیع بند محتشم کاشانی درباره امام حسين(ع)
غمگنانه از ماتم حسین بن علی (ع) از امیر محمود ابن یمین ...
سپید دلتقدیم به «جون» از جواد محمدزمانی
شهيد اول از حميد فرجي
حسين مظلوم (علیه السلام) ادركني
هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند از روزبه فروتن پی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز