فارسی
سه شنبه 07 بهمن 1399 - الثلاثاء 12 جمادى الثاني 1442
39
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

غریو شیون در گوش خیمه‌ها افتاد از محمد جواد شاهمرادی(آسمان)

غریو شیون در گوش خیمه‌ها افتاد
که: «دست‌های کسی از بدن جدا افتاد»

غریو، آتش شد... خیمه‌ها در آتش سوخت
زمین، زبانه گرفت و به دست و پا افتاد

زمین، زبانه گرفت و مقدرات خوشش
شکست و دود شد و .. دود در فضا افتاد

خدا نخواست زمین را همیشه بی‌برکت
و این رسالت بر دوش کربلا افتاد

که این رسالت، این بار، بوی خون می‌داد
که این رسالت، از دوش «جلجتا» افتاد

زمین به خون خدا پاک شد، به خود لرزید
گلوی قرآن خشکید و از صدا افتاد

گلوی قرآن خشکید و ... باز،‌ جوشان تر
صدا شد و در پژواک دره‌ها افتاد

صدا شد و در بال پرنده‌ها پیچید
و هر پرنده عاشق، در این هوا افتاد

هوای عشق کسی که صدای قرآن بود
که با غروبش خون در دل خدا افتاد

هوای عشق کسی که هنوز خون خداست
کسی که قصه عشقش بی‌انتها افتاد

همان کسی که قلم از نوشتنش وا ماند
در آن سطور که از این نوشته‌ جا افتاد...


منبع : محمد جواد شاهمرادی(آسمان)
39
0
0% ( نفر 0 )
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

شام غریبان
باید تو عباس امیر المؤمنین باشی از زهرا بشری موحد
این بیت ز قامتی کمان می گوید از حسین سنگری

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا