فارسی
جمعه 07 آذر 1399 - الجمعة 11 ربيع الثاني 1442

  10
  0
  0

باز می‌خواند کسی در شیهة اسبان مرا از حسین اسرافیلی

باز می‌خواند کسی در شیهة اسبان مرا
باز می‌خواند کسی در شیهة اسبان مرا
منتظر استاده در خون، چشم این میدان مرا
رنگ آرامش ندارد این دل دریایی‌ام
می‌برد سیلاب‌ها تا شورش توفان مرا
خون خورشید است یا زخم جبین عاشقان
می‌نشاند این‌چنین در آتش سوزان مرا
بسته بودم در ازل عهدی و اینک شوقِ دار
می‌کشد تا آخرین منزلگه پیمان مرا
غرقِ خون، بسیار دیدی عاشقان را صف به صف
هان ببین اینک به خون خویشتن رقصان مرا
شوره‌زاران را دویدم پابرهنه، تشنه‌لب
سعیِ زمزم می‌کشاند تا صفای جان مرا
قصد دریا دارد این مُرداب، ای دریادلان!
گر کرامت را پسندد غیرت باران، مرا


منبع : حسین اسرافیلی
  10
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

سرو نگون از وصال شیرازی
علی اکبر ازعباس خوش عمل
آمد صدای العطش از کودکان بگوش ازسید عبدالله حسینی
روضه مقتل از یوسف رحیمی
سروش غم از حامد كاظمي

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز