فارسی
سه شنبه 01 مهر 1399 - الثلاثاء 4 صفر 1442

  612
  0
  0

رحمت حق‏

  

منابع مقاله:

کتاب : جلوه هاى رحمت الهى     

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

رحمت و مهر حق به همه موجودات و به ويژه انسان، حقيقتى است كه چون روز روشن و خورشيد تابناك در برابر ديد هر عاقل منصفى است و به نظر نمى رسد كه نيازى به توضيح و تفصيل و شرح و بيان داشته باشد.

ولى از آنجا كه گاهى ديو غفلت به انسان حمله مى كند و چشم او را از تماشاى حقايق فرو مى بندد و بيمارى خطرناك نسيان از حقايق را بر انسان چيره مى سازد، تذكر واقعياتى كه در زندگى آدمى نقش مثبت دارد خالى از فايده و سود عظيم نيست.

رحمت و مهر حق هم از جمله حقايقى است كه ممكن است در معرض غفلت و فراموشى قرار گيرد و از اين ناحيه ضربه غير قابل جبرانى به انسان وارد گردد، به همين خاطر تذكر اين حقيقت چه با زبان از باب تَواصَوْا بِالْحَقِ و چه با قلم امرى لازم و ضرورى به نظر مى رسد، باشد كه با شنيدن رحمت و مهر و حق و جلوه هاى تابناكش و با مطالعه اين واقعيت جاويد و سرمد، كه در رگ و پى همه عناصر موجودات چون چشمه آب شيرين جارى است، بيدارى به انسان دست دهد و از پى اين بيدارى به شهر بينايى برسد و با رسيدن به شهر بينايى به تماشاى زيباترين مناظر معنوى و مظاهر ملكوتى كه همانا جلوه هاى رحمت او در افق وجود و حيات موجودات است موفق گردد و علاوه بر علاج بيمارى غفلت و مرض نسيان در ميدان تأمين سعادت دنيا و آخرت قرار گيرد.

از معارف الهيه استفاده مى شود كه شروع آفرينش بر پايه رحمت بوده، تا جايى كه مى گويند مجموعه هستى و همه مخلوقات ظهور رحمت حق اند و تداوم حياتشان- چه در مرحله مادى و چه در ميدان هدايت و معنويت- به رحمت حضرت اوست.

آسمان ها و زمين و آنچه در آنهاست جلوه رحمت حق است و كتاب هاى آسمانى و نبوت پيامبران و امامت امامان، مظاهر رحمت حضرت ارحم الراحمين است.

او بنابر آيات و روايات به دشمنان و مخالفان نيز براى زمينه سازى نجاتشان چشم محبت دارد و دوست دارد آنان هم چون ديگر بندگان به راه مستقيم آيند و به عبادت و اطاعت گردن نهند و به توبه واقعى موفق آيند.

محبت و مهر او در اين زمينه تا جايى است كه نقل شده:

«أوَّلْ ما خَلَقَ اللَّه القَلَم، أوَّل ما كَتَب القَلَم أنا التَّوّابُ أتُوبُ على مَنْ تابَ» «1».

توّابى او- كه به معناى قبول كردن توبه اهل توبه است- عين رحمت و مهر او به تائبين است و اين گنهكارانند كه بايد فرصت عظيم توبه را- كه از مظاهر رحمت و مهر حضرت محبوب است- غنيمت بشمارند و خود را در معرض اين نسيم ويژه ملكوتيّه قرار دهند.

رحمت و مهر حضرت او، بنا بر اعتقاد اهل دل و متخصصان علوم اسلامى و معارف الهيه داراى جلوه عام و جلوه خاص است، كه از جلوه عامش تعبير به رحمت رحمانيه و از جلوه خاصش تعبير به رحمت رحيميه مى شود، توضيح رحمت عام و رحمت خاص نياز به كتابى به پهناى آفرينش و همه صفحات هستى دارد و در اين دفتر مختصر از باب:

آب دريا را اگر نتوان كشيد

 

هم به قدر تشنگى بايد چشيد «2»

     

 

مسائلى از جلوه رحمت عام و جلوه رحمت خاص به رشته تحرير آمده تا براى خوانندگان عزيز نشان اندكى از درياى بى پايان مهر و رحمت حق باشد، شايد از اين رهگذر دست دوستى به حضرت حق دهند و از شيطان و حزبش كه دشمنان سرسخت انسان اند دست بردارند و به راه مستقيم كه همان راه پيامبران و صديقان و صالحان و شهيدان است درآيند و عمر به ايمان و اخلاق و عمل صالح سپرى نمايند.

رحمت عام الهى

رحمت عام اقتضا دارد كه انواع نعمت هاى مادى و رزق و روزى ظاهرى را بر پهن دشت زمين قرار دهد و هر كسى را با هر مسلك و موقعيتى بر سر اين سفره عام بار دهد و او را در بهره ورى و سود جويى از آن برابر نياز و حقى كه دارد آزادى دهد ولى استفاده كردن از اين سفره در صورتيكه مقدمه اى براى بندگى و عبادت و خدمت به خلق نباشد هيچ ارزش و اعتبارى به انسان نمى دهد.

قصر و كاخ، منزل و مسكن، پوشاك ابريشمى و حرير، لباس هاى گران و رنگارنگ، سفره هاى پر از غذاهاى لذيذ، مركب هاى كم نظير، فرش هاى زربافت، باغستان و گلستان، كارگاه و كارخانه و... در صورتى كه فقط براى تأمين نياز بدن و شهوت به كار گرفته شود، مفت و مجانى اش گران و كم و زيادش يكسان و وسعت و تنگى اش برابر و ابداً ملاك ارزش و اعتبار نيست.

 

ارزش واقعيت ها

تيمور گوركانى در اوج قدرت و عظمت و پادشاهى و سلطنتش با لُنگى كه به كمر بسته بود و در آن زمان دويست دينار طلا ارزش داشت وارد حمام شد، از پيرمردى كه در حمام مشغول شست و شوى خود بود پرسيد: پدر جان قيمت و ارزش مرا مى دانى؟ پيرمرد با كمال شجاعت پاسخ داد: آرى؛ امير تيمور گفت: ارزشم را بگو؛ پيرمرد گفت:

دويست دينار؛ تيمور گفت: پيرمرد! فقط لنگ من دويست دينار ارزش دارد؛ گفت: قربان ارزش شما را با لنگى كه به كمر بسته ايد حساب كردم!!

آرى؛ اگر انسان از ويژگى هاى انسانى تهى باشد و از صفات عالى اخلاقى بهره اى نداشته باشد و محروم از ايمان و عمل صالح زندگى كند و به خلق خدا سودى نرساند با دارا بودن همه عناصر مادى و رزق و روزى ظاهرى تهيدست و فقير و بدبخت است و ارزش و اعتبارى براى او نخواهد بود.

سفره عام سفره اى نيست كه كسى را از آن محروم كنند و در عطا كردنش نسبت به آن دريغ ورزند، اين سفره اى است كه كافر و مؤمن، مشرك و مسلمان، مخلص و منافق مى توانند از آن بهره مند شوند، براى بنده كمال و ارزشى نيست كه سر سفره عام پروردگار باشد چرا كه خداوند از روى فضل خود همه را بر سر اين سفره دعوت كرده، بار عام داده است.

كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً «3».

هر يك از دو گروه دنيا طلب و آخرت خواه را در اين دنيا از عطاى پروردگارت يارى دهيم وعطاى پروردگارت در اين دنيا از كسى ممنوع شدنى نيست.

 

اى كريمى كه از خزانه غيب

 

گبر و ترسا وظيفه خور دارى

دوستان را كجا كنى محروم

 

تو كه با دشمنان نظر دارى «4»

     

 

گستره رحمت عام

عطاى مادى و رزق ظاهرى حق نه فقط به انسان هاى صالح و غير صالح مى رسد، بلكه همه جنبندگان از آن نصيب و بهره دارند.

وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها.. «5».

و هيچ جنبده اى در زمين نيست مگر اينكه روزىِ او برخداست.

گستره رحمت الهيه و مهر ربانيه، به گونه اى است كه همه مخلوقات و موجودات در گستردگى و سعه آن قرار دارند و از همين باب است كه هيچ مخلوقى را بى نصيب از راه رشد و تكامل مخصوص به خود رها نكرده است و در اين زمينه به انسان عنايت ويژه شده است.

ميلياردها چرخ در جهان هستى با نظم و حسابى دقيق مى چرخد و انواع نعمت ها را سر سفره انسان مى گذارد تا زمينه رشد و تعالى و تكامل انسان در پرتو عمل به خواسته هاى حق فراهم آيد.

اينكه انسان را رها نكرده و به خود وا نگذاشته است نشان از مهر گسترده و رحمت واسعه او به اين موجود دارد.

در قرآن هشدار مى دهد كه ما شما را به بازيگرى نيافريده ايم و علاوه بر اين دنيا كه براى شما خانه تكليف و مسؤوليت است آخرتى هم قرار داده ايم تا نيكان به پاداش نيكى و عاصيان به عذاب عصيانشان برسند.

أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ «6».

آيا پنداشته ايد كه شما را بيهوده و عبث آفريديم و اينكه به سوى ما بازگردانده نمى شويد؟

بى ترديد خداى عالِم و دانا و حكيم و توانا هيچ موجودى را بى هدف نيافريده، به ويژه انسان را- كه از او به عنوان گل سرسبد آفرينش تعبير مى شود- از مشتى خاك آفريده و از روح خود در او دميده تا اين ظرف ذاتاً پاك، به دانش و دانايى و عبادت و بندگى «7» و احسن عمل «8» و نهايتاً به رحمت رحيميه حق در دنيا و آخرت برسد.

حال اگر كسى محروم از دانش و عبادت و احسن عمل و در نتيجه محروم از رحمت حق شود و به خاك تيره بختى و سيه روزى بنشيند، بلاى عظيم محروميت را خود براى خود فراهم آورده و زمينه شقاوت ابدى را به دست خود بر ضد خود مهيا نموده است.

 

بحثى پيرامون رحمت

چون دو اسم شريف رحمن و رحيم از اسماى محيطه است كه تمام دار تحقق در ظل اين دو اسم شريف به اصل وجود و كمال آن رسيده و مى رسند و رحمت رحمانيه و رحيميه شامل جميع دار وجود است، حتى رحمت رحيميّه كه جميع هدايت هاديان طريق توحيد از جلوه آن مى باشد شامل همه هست، جز آنكه افرادى كه از فطرت استقامت خارج شده اند به سوء اختيار خود و به خواست خود، خود را از آن محروم نمودند، نه اينكه اين رحمت شامل حال آنان نيست حتى در عالم آخرت كه روز دروى كِشته هاى زشت و زيباست، آنانكه كِشته هاى زشت دارند خود قاصرند كه از رحمت رحيميه استفاده نمايند «9».

 

رحمت الهى به موسى و فرعون

افسوس كه ما از قرآن تعليم نمى گيريم و به اين كتاب الهى نظر تدبّر و تعلّم نداريم و استفاده ما از اين ذكر حكيم كم و ناچيز است، اكنون تفكر در آيه شريفه ذيل راه هايى از معرفت و درهايى از اميد و رجا را به قلب انسان مفتوح كند.

اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى * فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى «10».

هر دو به سوى فرعون برويد؛ زيرا او در برابر خدا سركشى كرده است.

* پس با او سخنى نرم سخن گوييد، اميد است كه هوشيار شود و آيين حق را بپذيرد يا بترسد و از سركشى باز ايستد.

طغيان فرعون به جايى رسيد كه گفت:

... أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى «11».

... من پروردگار بزرگ تر شما هستم.

و علوّ و فسادش بر پايه اى قرار گرفت كه درباره او نازل شده:

... يُذَبِّحُ أَبْناءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِساءَهُمْ... «21».

... پسرانشان را سر مى بريد و زنانشان را براى بيگارى گرفتن زنده مى گذاشت...

و به مجرّد خوابى كه ديد و كَهَنه و سَحَره به او خبر دادند كه موسى بن عمران عليه السلام طلوع خواهد كرد، زن ها را از مردها جدا كرد و بچه هاى بى گناه را ذبح نمود و آن همه فساد مرتكب شد!!

خداى رحمان به رحمت رحيميه خود در جميع زمين نظر كرد و متواضع ترين و كامل ترين نوع بشر يعنى نبى عظيم الشأن و رسول عالى مقام مكرّمى مانند موسى بن عمران على نبيّنا و آله و عليه السلام را انتخاب فرمود و او را با دست تربيت خود تعليم و تربيت نمود چنانكه مى فرمايد:

وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ «31».

چون به توانايى جسمى و عقلى خود رسيد و رشد و كمال يافت، به او حكمت و دانش داديم؛ و اينگونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم.

و پشت او را به برادر بزرگوارى چون هارون قوى فرمود و هر دو بزرگوار را كه از گل هاى سرسبد عالم انسانيت بودند انتخاب فرمود، چنانكه در قرآن مى فرمايد:

وَ أَنَا اخْتَرْتُكَ... «14».

و من تو را به پيامبرى برگزيدم...

و مى فرمايد:

... وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي «15».

با مراقبت كامل من پرورش يابى و ساخته شوى.

و مى فرمايد:

وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي* اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآياتِي وَ لا تَنِيا فِي ذِكْرِي «16».

و تو را براى اجراى اهداف خود ساختم و انتخاب كردم.* تو و برادرت با معجزات من براى هدايت گمراهان برويد و درباره ذكر من كه ابلاغ وحى است سستى نورزيد.

و ديگر آيات شريفه كه در اين موضوع وارد شده است و از حوصله بيان خارج است و قلب عارف را خصوصاً از اين دو كلمه شريفه وَ لِتُصْنَعَ عَلى عَيْنِي ، وَ اصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي نصيبى است كه گفتنى نيست!

تو نيز اگر چشم دل باز كنى يك نغمه روحانى لطيفى مى شنوى كه جميع مسامع قلبت و سراسر وجودت از سرّ توحيد پر مى شود.

و بالجمله با همه تشريفات خداى تعالى اين همه را تهيه ديد و موساى كليم را به ورزش هاى روحانى ورزيده فرمود چنانكه مى فرمايد:

... وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً... «17».

... و چنانكه بايد امتحانت نموديم...

و سال ها او را در خدمت شعيب پيامبر- مرد راه هدايت و ورزيده عالم انسانيت- فرستاد، چنانكه مى فرمايد:

... فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى «18».

... پس ساليانى در ميان اهل مدين ماندى، سپس اى موسى! بر اساس تقدير الهى براى انتخاب شدن به مقام پيامبرى اينجا آمدى.

و پس از آن براى اختيار و افتتان بالاترى، او را در بيابان در طريق شام فرستاد و او راه را گم كرد و باران بر او فرو ريخت و تاريكى را بر او چيره فرمود و درد زايمان را بر همسرش عارض كرد و چون جميع درهاى طبيعت به روى او بسته شد و قلب شريفش از كثرات منفجر گشت و به جبّلت فطرت صافيه به حق منقطع شد و سفر روحانى الهى در اين بيابان ظلمانى بى پايان به آخر رسيد، از سوى كوه طور آتشى ديد.

... آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً... فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يا مُوسى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ «19».

... از جانب طور آتشى ديد،...* چون نزد آن آمد، از جانب راست آن وادى در آن جايگاه مبارك از آن درخت ندا رسيد كه: اى موسى! يقيناً منم خدا پروردگار جهانيان.

پس از اين همه امتحانات و تربيت هاى روحانى براى چه هدفى خداى تعالى او را آماده كرد و پرورش داد؟ براى دعوت و هدايت و ارشاد و نجات دادن يك طاغى ياغى كه كوس أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى «20» مى كوفت و آن همه در زمين فساد مى كرد!!

 

پی نوشت ها:

 

 ______________________________


(1)- أقوال الأئمه: 5/ 232.

(2)- مولوى، مثنوى معنوى.

(3)- اسراء (17): 20.

(4)- سعدى، گلستان.

(5)- هود (11): 6.

(6)- مؤمنون (23): 115.

(7)- «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ» ذاريات (51): 56.

(8)- «الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ» ملك (67): 2.

(9)- آداب الصلاة: 236، با اندكى ويرايش.

(10)- طه (20): 43- 44.

(11)- نازعات (79): 24.

(21)- قصص (28): 4.

(31)- قصص (28): 14.

(14)- طه (20): 13.

(15)- طه (20): 39.

(16)- طه (20): 41- 42.

(17)- طه (20): 40.

(18)- طه (20): 40.

(19)- قصص (28): 29- 30.

(20)- نازعات (79): 24.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
  612
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع
غمنامه حضرت رقیه (س)
ولوله در شهر انحرافی بر ولوله در بهائیت
یهودیان و گسترش بابی‌گری و بهایی‌گری
بی عدالتی در کفاره گناهان!
بی عدالتی در کفاره گناهان!
رازهای موفقیت ادعایی پائولو کوئلیو
فردی که ۱۶ بار پای پیاده به حج رفت!
زنده نگهداشتن یاد شهیدان
وجودت را صفا بده!

بیشترین بازدید این مجموعه

شهادت حضرت رقیه (س)
اخلاق و عرفان / پیامبر شناسی و امام شناسی
وجود نازنین حضرت رقیه (س)
از فاطمه ای که معصومه بود
حضرت رقیه (س)؛ سفیر كوچك امام حسین (ع) در شام
غمنامه حضرت رقیه (س)
آموزش هشت مسئله از امام صادق عليه السلام‏
نماز توسل به امام زمان (ع) و معنا و مفهوم استعانت از ...
آثار و برکات توبه
چگونگی شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس 3 منبع

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز