فارسی
شنبه 05 مهر 1399 - السبت 8 صفر 1442

  528
  0
  0

تواضع و آثار آن - جلسه اول (1) - (متن کامل + عناوین)

 

1 حقيقت عبادت

 

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين  و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

به فرموده پروردگار و اهل بيت عليهم السلام عبادت صحيح و سالم عبادتى است كه داراى آثار مثبت دنيا و آخرت باشد و تركيبى از پنج حقيقت است، اين پنج حقيقت وقتى كنار يكديگر قرار گرفته شوند، همان عبادتى مى شوند كه پروردگار مهربان عالم از بندگان خود خواسته و آثار مثبت دنيا و آخرت آن عبادت يقيناً ظهور پيدا مى كند.

حقيقت اول: عرفان، معرفت و شناخت مى باشد. دوم: حالت تسليم است، حقيقت سوم و چهارم نيت خالص و پنجم هم عمل است.

عمل، آن شكل عبادت و صورت عبادت است كه بنّاى آن، بدن انسان است؛ يعنى در يك عبادت هم انديشه و خرد در كار است و هم حالت بى نظير قلبى، كه تسليم است و هم حالت ظاهرى و باطنى كه تواضع و نيّت خالص مى باشد.

معرفت در عبادت «1»

 

بايد به عبادت، روزه، نماز، زكات، حجّ و امر به معروف و نهى از منكر كه فرمان خدا و دستور پروردگار است، معرفت داشته باشد. فرمان و خواسته او براساس حكمت، رحمت، مصلحت عبد و آبادى دنيا و آخرت عبد نظم مى گيرد

______________________________
(1)- وسائل الشيعة: 1/ 124؛ «الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام كَتَبَ إِلَيْهِ كِتَاباً فِيهِ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ نَبِيّاً قَطُّ يَدْعُو إِلَى مَعْرِفَةِ اللَّهِ لَيْسَ مَعَهَا طَاعَةٌ فِي أَمْرٍ وَ لَانَهْيٍ وَ إِنَّمَا يَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ بِالْفَرَائِضِ الَّتِي افْتَرَضَهَا اللَّهُ عَلَى حُدُودِهَا مَعَ مَعْرِفَةِ مَنْ دَعَا إِلَيْهِ وَ مَنْ أَطَاعَ وَ حَرَّمَ الْحَرَامَ ظَاهِرَهُ وَ بَاطِنَهُ وَ صَلَّى وَ صَامَ وَ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ وَ عَظَّمَ حُرُمَاتِ اللَّهِ كُلَّهَا وَ لَمْ يَدَعْ مِنْهَا شَيْئاً وَ عَمِلَ بِالْبِرِّ كُلِّهِ وَ مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ كُلِّهَا وَ تَجَنَّبَ سَيِّئَهَا [وَ مَنْ ] زَعَمَ أَنَّهُ يُحِلُّ الْحَلَالَ وَ يُحَرِّمُ الْحَرَامَ بِغَيْرِ مَعْرِفَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله لَمْ يُحِلَّ لِلَّهِ حَلَالًا وَ لَمْ يُحَرِّمْ لَهُ حَرَاماً وَ أَنَّ مَنْ صَلَّى وَ زَكَّى وَ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ وَ فَعَلَ ذَلِكَ كُلَّهُ بِغَيْرِ مَعْرِفَةِ مَنِ افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ طَاعَتَهُ فَلَمْ يَفْعَلْ شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ إِلَى أَنْ قَالَ لَيْسَ لَهُ صَلَاةٌ وَ إِنْ رَكَعَ وَ إِنْ سَجَدَ وَ لَالَهُ زَكَاةٌ وَ لَاحَجٌّ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ كُلُّهُ يَكُونُ بِمَعْرِفَةِ رَجُلٍ مَنَّ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ بِطَاعَتِهِ وَ أَمَرَ بِالْأَخْذِ عَنْهُ، الْحَدِيثَ.»

 

و معرفت به اينكه خواسته پروردگار بر چه اساس و قوانين و مقرّراتى بايد انجام بگيرد، مثلًا روزه از چه زمانى شروع و به كجا ختم مى شود، و مبطلات روزه چيست؟ و چه عواملى ساختمان اين عبادت را برپا و يا خراب مى كند، پايه اصلى عبادت، معرفت و شناخت است.

 

تسليم، عامل تحقق عبادت «1»

 

پايه دوم: كه عامل تحقّق عبادت است، تسليم مى باشد و انسان خود را با تمام وجود؛ يعنى با باطن، ظاهر، قلب، عقل، روح، نفس و بدن در اختيار خدا قرار دهد، كه بهترين مطلبى كه در اين زمينه گفتند، اين است كه انسانِ در اختيار خدا، مانند ميّت در اختيار غسّال مى باشد؛ يعنى خود را به آخرين نقطه تسليم برساند.

هر چه آن خسرو كند، شيرين كند «2» پس انسان بايد خود را در اختيار فرمانها و خواسته هاى حق قرار دهد، به نحوى كه غير خدا را از تصرّف در وجود و زندگى خود محروم و ممنوع كند؛ يعنى چنان خود را در اختيار خدا بگذارد كه دشمنان، شياطين و هواى نفس از اينكه در وجود انسان تصرّف كنند و يا فرهنگ خود را بر انسان تحميل نمايند، نااميد شوند. ارزش تسليم به قدرى است كه اهل تحقيق، بيداران، بينايان و اهل بصيرت مى فرمايند:

تسليم در وجود انسان به منزله مغز است و همه عبادات ثمر، ميوه و محصول مغز مى باشند، پس مغز اصل و ريشه است و مقام تسليم، به قدرى بالا است كه پروردگار عالم در سوره مباركه نساء، برترين و بالاترين دين را تسليم به شمار آورده است.

«وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» «3»

______________________________
(1)- بحار الأنوار: 79/ 136، باب 18؛ «أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى دَاوُدَ تُرِيدُ وَ أُرِيدُ وَ إِنَّمَا يَكُونُ مَا أُرِيدُ فَإِنْ سَلَّمْتَ لِمَا أُرِيدُ كَفَيْتُكَ مَا تُرِيدُ وَ إِنْ لَمْ تُسَلِّمْ لِمَا أُرِيدُ أَتْعَبْتُكَ فِيمَا تُرِيدُ ثُمَّ لَايَكُونُ إِلَّا مَا أُرِيدُ.»

(2)- مولوى.

(3)- نساء (4): 125؛ «و دين چه كسى بهتر است از آنكه همه وجودش را تسليم خدا كرده و نيكوكار است، و از آيين ابراهيم يكتاپرست حق گرا پيروى كرده است؟ وخدا ابراهيم را [براى حق گرايى، خلوص، پاكى اخلاق واعمالش ] دوست خود گرفت.»

 

در اين عالم دين كسانى برتر است، كه همه وجود، ظاهر، باطن، قلب، جان، نفس و بدن را، تسليم خدا كرده و اهل همه نيكى ها باشد؛ يعنى در دايره تسليم حبس وجود ندارد، نمى گويد: «أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ» و به مسأله خاتمه دهد، بلكه در هر عبادتى، خير و نيكى وارد مى شود.

 

فرهنگ انسان نيكوكار

 

فرهنگ انسان نيكوكار، عمل صالح، مهر و محبت، گذشت و درستى، حق گرايى و توحيد مى باشد، كه اين مجموعه در كلمه «حنيف» آمده است.

«وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً»

پايان آيه، ما را متوجه اين نكته مى كند.

«وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا»

نمى گويد: ابراهيم، خدا را به عنوان دوست انتخاب نموده، بلكه مى فرمايد:

خدا ابراهيم را به عنوان دوست انتخاب كرده است. خدا به دوست نياز ندارد كه كارى براى او انجام دهد، مقام تسليم و محسن بودن ابراهيم عليه السلام باعث شد كه پروردگار عالم او را به عنوان دوست خود انتخاب نمايد؛ يعنى ابراهيم عليه السلام را در نقطه اى قرار داده، كه تمام فيوضات دنيا و آخرت را به اين دوست انتقال داده است.

 

عنايات خاص پروردگار به ابراهيم عليه السلام

 

شما نمى توانيد فيوضات پروردگار را در زندگى ابراهيم عليه السلام شمارش نماييد.

كعبه، مسجد الحرام، صفا، مروه، مشعر، منى ، رمى، قربانى، ميهمان دارى، محبت، لطف و گذشت، توحيد و نسل صالح، گوشه اى از فيوضات دنيوى خداوند به ابراهيم عليه السلام مى باشد.

«وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ» «1»

در روز قيامت، ايشان در صف اول شايستگان قرار دارد، چرا ابراهيم عليه السلام شايستگى آن را دارد كه از رحمت و فيض بى نهايت الهى بهره مند شود؟ زيرا با تمام وجود تسليم پروردگار بودند.

«إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ»

يا ابراهيم! با تمام وجود خود را به من و فرمان هاى من واگذار كن،

«قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ»

جواب داد: من خودم را با همه وجود به فرمان هاى تو تسليم كردم، و تا ابد راه تصرّف فرهنگ باطل را بر روى خود بست. شايد ابليس و لشكرش در هنگام قربانى كردن اسماعيل عليه السلام تمام توان خود را به كار بردند تا نيّت و انديشه ابراهيم را به تصرّف خود در آورند، اما نتوانستند؛ زيرا ابراهيم عليه السلام در اختيار خدا بود و دشمن در وجود كسى كه در اختيار خدا باشد، نمى تواند تصرف نمايد.

«وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا» «2»

ابراهيم عليه السلام را به دوستى انتخاب كرد؛ يعنى تمام فيوضات دنيا و آخرت را به ابراهيم عليه السلام عطا كرد.

 

تسليم شدن در برابر حق

 

در سوره بقره مى فرمايد:

«بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» «3»

______________________________
(1)- بقره (2): 130؛ «و قطعاً در آخرت از شايستگان است.* [و ياد كنيد] هنگامى كه پروردگارش به او فرمود: تسليم باش. گفت: به پروردگار جهانيان تسليم شدم.»

(2)- نساء (4): 125؛ «و خدا ابراهيم را [براى حق گرايى، خلوص، پاكى اخلاق واعمالش ] دوست خود گرفت.»

(3)- بقره (2): 112؛ «آرى، كسانى كه همه وجود خود را تسليم خدا كنند در حالى كه نيكوكارند، براى آنان نزد پروردگارشان پاداشى شايسته و مناسب است، نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مى شوند.»

 

«بلى»؛ يعنى آرى، اگر انسان تسليم خواسته هاى پروردگار گردد آن دين با ارزش مى باشد، چنين افرادى در دنيا و آخرت، ترس و غصّه بى مورد به آنها هجوم نمى آورد و هميشه در باطن و در كنار محبوب خود، در امنيت و آرامش هستند؛ زيرا آنها خدا را دارند و مانند اين است كه همه چيز را دارا هستند و صاحب دنيا و آخرت مى باشند، آن كسى كه فقط دنيا را دارد در هنگام مرگ، آن را هم از دست او مى گيرند. كسى كه بدن، شهوت و پول دارد، عاقبت همه اينها را از دست او مى گيرند.

اهل تسليم با همه پاكان زمينى و آسمانى هماهنگ مى باشند.

«وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» «1»

تمام پاكان عالم بالا و پايين، برترين دين را جستجو مى كنند. آن كسى كه خود را تسليم پروردگار كند، برترين دين را دارد و هماهنگ با كلّ پاكان آسمانى و زمينى مى باشد.

 

ريشه يابى اسلام در نهج البلاغه

 

وقتى كه اميرالمؤمنين عليه السلام مى خواهند اسلام را ريشه يابى كنند در «نهج البلاغه» مى فرمايند:

«الاسلام هو التسليم»

اسلام يعنى خود را به خدا و فرمان هاى واگذار نمايد،

«والتسليم هو اليقين و اليقين هو التصديق و التصديق هو الاقرار و الاقرار هو الاداء»

و از لوازم تسليم، باور داشتن همه حقايق مى باشد.

باور؛ يعنى تا آخر عمر، بر حقايق استوار باشد.

______________________________
(1)- آل عمران (3): 83؛ «در حالى كه هر كه در آسمان ها و زمين است از روى رغبت يا كراهت در برابر او [و اراده و فرمانش ] تسليم است.»

 

انسانى كه در مقام يقين است، خود را براى خدا هزينه مى كند،

«و الاداء هو العمل» «1» نتيجه همه اين حقايق، عمل است.

انسانى كه اهل تسليم و تواضع مى باشد مانند اين است كه ضدّ ابليس حركت مى كند و در مقام تسليم است، در ماه رمضان تواضع مى كند و شكم، چشم و گوش خود را در برابر گناهان حفظ مى كند كه روزه واقعى بگيرد.

 

از بين رفتن روزه به وسيله پنج گناه

 

پيامبر مى فرمايد: پنج چيز ساختمان روزه را خراب مى كند.

«خمس خصال يفطّرن الصائم و ينقضن الوضوء»

اين گناهان روزه را باطل و نورانيت وضو را از بين مى برد. غيبت، سخن چينى، نگاه به نامحرم، قسم دروغ و دروغگويى، روزه را باطل و آثار معنوى وضو را از بين مى برد.

انسانى كه اهل معرفت، تسليم و تواضع و داراى نيت خالص است و زندگى خود را به وسيله بدن تبديل به عبادت مى كند، عبدالله مى شود. هنگامى كه مقام بندگى ارزش بيشترى پيدا كند، فيض بيشترى نصيب انسان مى شود.

«سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى» «2»

پروردگار در قرآن نمى فرمايد: «برسوله» يا «بنبيه» و يا «بروحه» يعنى بندگى عنايتى بود كه من به انسانها عطا نمودم. «عبد»؛ يعنى انسان، مركب از بدن، روح، عقل و قلب است و بندگى مركب از عرفان، تسليم، تواضع، نيت خالص و عمل مى باشد كه انسان را به اين مقام ويژه مى رساند، اين فيض من بود كه به او عنايت

______________________________
(1)- نهج البلاغه: حكمت 125؛ «والتسليم هو اليقين و اليقين هو التصديق و التصديق هو الاقرار و الاقرار هو الاداء و الاداء هو العمل.»

(2)- اسراء (17): 1؛ «منزّه و پاك است آن [خدايى ] كه شبى بنده اش [محمّد 6] را از مسجدالحرام به مسجد الاقصى كه پيرامونش را بركت داديم، سير [و حركت ] داد.»

 

كردم و از شهر مكه تا اعماق عالم ها بردم،

«لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» «1»

تا آنچه را كه به صورت آيه قرآن نازل كرده بودم، با چشم خود، خلقت، قيامت، انبيا، ملائكه، بهشت و جهنم را ببيند.

 

ادامه دارد . . .

 


منبع : پایگاه عرفان
  528
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

در خرابه ی شام چه گذشت؟ چگونگی شهادت سه سالۀ حضرت ...
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی بیست و دوم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دوم
دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی اول
تهران مسجد رسول اکرم دهه سوم محرم 94 سخنرانی دوم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی هجدهم
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی اول
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان94 سخنرانی نهم
نفس - جلسه پنجم

بیشترین بازدید این مجموعه

اندیشه در اسلام - جلسه سوم
اندیشه در اسلام - جلسه دهم
اندیشه در اسلام - جلسه یازدهم
از نصايح پيامبر به ابوذر
در خرابه ی شام چه گذشت؟ چگونگی شهادت سه سالۀ حضرت ...
ثمره ازدواج علامه لاهيجانى‏
هدف خلقت از زبان امام على عليه السلام‏
تفاوت فرشتگان با انسان
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی ششم
ترازوهای قیامت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز