فارسی
چهارشنبه 12 آذر 1399 - الاربعاء 16 ربيع الثاني 1442

  45
  0
  0

لبهای تشنه تو چرا جم نمی خورند ازمسلم فدایی

لبهای تشنه تو چرا جم نمی خورند

از آب چشمه های ترنم نمی خورند

 

بر قایق طلایی لبخندها سوار

دیگر نمی شوند و تلاطم نمی خورند

 

یک قطره از طراوت باران اشک ها

یا نانی از تنور تبسم نمی خورند

 

مثل گلوی تشنه موسی چرا کمی

از سفره های باز تکلم نمی خورند

 

لب باز کن به زمزمه هنگام ربناست

افطار را بدون تو مردم نمی خورند

 

حتی اگر گرسنه بمانند در کویر

شن می خورند بی تو و گندم نمی خورند

 

در زیر ضربه های سم مست اسبها

لبهای تشنه تو چرا جم نمی خورند


منبع : مسلم فدایی
  45
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

ابـن حـسـام در رثـای شـهـدای کـربـلا
جلوه‏ی علم‏ از طائی شمیرانی‏
جلوه گه حق و حقیقت ازاحمد مهران
یا رب از مغانلوی اردبیلی (شعر ترکی با ترجمه)
لطف ارباب از مهدي محمدي
شراره از غلامرضا سازگار

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز