فارسی
چهارشنبه 02 مهر 1399 - الاربعاء 5 صفر 1442

  14
  0
  0

زخم‏هاى شعله‏ور از سیداکبر میرجعفرى

گرچه هرکس از تو مى گوید زخم هایى شعله ور دارد

از تو و درد دلت اما مادرم بهتر خبر دارد

با حضور آسمان باید حرفى از خورشید و باران زد

هرچه باشد او به جاى دل، آسمانى مختصر دارد

این که گفتم مى توان گاهى از حقوق عاشقى دم زد

هرکه سرسبز از بهار توست او زبانى سرخ تر دارد

عصر تو عصر قساوت بود، مردمانش از تبار سنگ

بى گمان آتشفشان هم گاه ناله اش در سنگ اثر دارد

آب ها مهر تواند اما گفته اى «الجار ثم الدار»

از کویر ما مگر دریا ساحلى خشکیده تر دارد؟

گرچه گاهى مى توان با درد این زبان را شعله ورتر کرد

از تو و درد دلت اما مادرم بهتر خبر دارد


منبع : سیداکبر میرجعفرى
  14
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

مثنوی عاشورایی از شیخ فریدالدین محمد (عطار) نیشابوری
عباس جوان‏
امام عاشقان
پنجره‏ای به عاشورا از جواد محمدزمانی
خورشيد ولايت از شهيد سيد محمود سيدي علوي
آتش همیشه از حسین عبدی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز