فارسی
دوشنبه 31 شهريور 1399 - الاثنين 3 صفر 1442

  653
  0
  0

زن عاشورا

 

پدید آورنده : عبدالحمید آکوچکیان ،

 

عاشورا حماسه ای برای همیشه

 

قیام کربلا به عنوان یک نهضت مقدس، پایدارترین جنبش در فرهنگ سیاسی شیعه است و یکی از عواملی بوده است که به لحاظ جامعه شناختی، موجب حفظ ارکان فکر دینی شده و حیات اسلام را تاکنون تضمین نموده است .

 

عاشورا در تاریخ اسلام و انسان یک نقطه عطف است; یک عمل با چندین هدف کوتاه مدت و بلند مدت . این واقعه تاکنون به بسیاری از اهداف خویش دست یافته است و به عنوان یک الگوی زنده، کماکان در زندگی انسان امروز و فردا نقش خویش را به خوبی ایفا می کند و نسل به نسل می آموزاند و به شرافت، آزادگی و دیانت، خون گرم و حیات بخش خویش را اهدا می کند .

 

حادثه کربلا هنگامی روی می دهد که حکومت خلیفه گری دینی یک گفتمان مسلط سیاسی از دینی است که جامه ای مقدس بر تن کرده است . این گفتمان، قدسیت خویش را نیز از شخص رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) وامدار است و حکومت اموی، خود را خلیفه ایشان می نامد، اما از درون خالی و پوک و پوچ شده است و درون مایه های آن را اشرافیت منحط عرب جاهلی پر نموده است . در این موقعیت، قیام عاشورا به عنوان اولین نهضت جدی و دامنه دار، با هدف راهبردی امر به معروف و نهی از منکر، سعی بلیغی در قدسیت زدایی از حکومت دارد . این در زمانی است که فرمان حکومت، امر رسول (صلی الله علیه واله) و امر خدا دانسته می شود و در نتیجه، انتقادناپذیر و فرمان خلیفه اموی غیر قابل تخلف محسوب می شود .

 

این قیام از این رو، در تقدس زدایی حکومت توفیق فراوانی کسب کرده است و خود نیز به یک انقلاب مقدس بدل شده است که هدف آن قدسی و فرا تاریخی است . شهدای آن از شریفترین افراد زمان خود هستند که در راس آنها، فرزند پیامبر (علیه السلام) و خاندان او قرار دارند و به علاوه، این حادثه به دلیل وجود خاندان رسول الله (صلی الله علیه واله)، زنان و بچه ها، و پیام هایی که در طی سخنرانی ها، گفتگوها، رجزها و سفارش ها وجود دارد، از یک درگیری نظامی به یک فاجعه انسانی مبدل می شود و تمامی اجزاء آن (رزمندگان، شهدا، زخمیان، زنان، بچه ها، اسرا) و در تمامی طول زمانی - مکانی حادثه (حرکت از مدینه، مکه، تا مسیر کوفه، قصه پر غصه روز عاشورا، حرکت اسرا به کوفه و آنگاه شام و رفتار نمادین این کاروان از ابتدا تا انتها) از جهت گیری معنی داری برخوردارند . به گونه ای که به نظر می رسد این قیام، از ابتدا قرار بوده است فرازمانی و فرامکانی باشد و خود را تا پهنه تاریخ امروز و آینده و تا جای جای زمین بگستراند .

 

برخی پرسش های پیشرو

 

در این میان، پرسش های فراوانی وجود دارد که نه تنها امروز، بلکه از همان آغاز و حتی پیش از وقوع عاشورا مطرح بوده است، تا جایی که برخی، حتی از نزدیکان سیدالشهداء (علیه السلام)، امام را از گام نهادن در این مسیر پرهیز می داده اند . برخی از این پرسش ها از این قرارند:

 

از چه روی حرکت حسین بن علی (علیه السلام) به سوی کوفه علنی و از مسیر اصلی بود؟ در صورتی که ایشان می توانست با عده ای مخفیانه به کوفه رفته و در یک حرکت غافلگیرانه - با توجه به پیش ذهنیت موجود در کوفه و خیل بی شمار دعوتنامه ها حکومت را در دست بگیرد و کوفیان را سامان دهد تا از کوفه دفاع کنند .

 

دیگر آنکه واقعه عاشورا، به ویژه پس از شهادت مسلم ابن عقیل، به طور طبیعی قابل پیش بینی بود، پس چرا امام (علیه السلام) با خانواده، برادر، خواهر و فرزندان و دیگر افراد خاندان بنی هاشم پا در این راه گذاشت؟ چرا ایشان خانواده و اطرافیان خویش را نیز به همراه خود برد؟ با توجه به اینکه معمولا در چنین جنبش هایی زنان و کودکان هم بسیار آسیب پذیرند و هم حرکت کاروان را کند می کنند .

 

تامل در اینگونه پرسش ها ما را در دریافت عمیق تر عاشورا و نقش اجزای مقدس آن از جمله «زن عاشورا» به عنوان بخشی که اینک پس از گذشت حدود چهارده سده اهمیت وجود آن به خوبی احساس می شود، یاری می کند .

 

زن عاشورا الگوست; برای انسان امروز که به کشف افق های بسیار متنوعی از هزار توی هستی نایل آمده است و در عین حال در اشراق معنای زندگی و الگوهایی انسانی از جنس حقیقت درمانده است . زن عاشورا زنی از جنس حقیقت است، از جنس دانش و ارزش و از جنس معنا و تعالی روح است . زن عاشورا، برای زن امروز، سرمشقی جامع الاطراف است .

 

از این رو، ابا عبدالله (علیه السلام) اهل بیت خودش را نیز با خود حرکت می دهد، برای اینکه در تاریخ، رسالتی عظیم را به انجام برساند و نقش مستقیمی با قافله سالاری زینب (علیهاالسلام) در ساختن این تاریخ عظیم داشته باشند، بدون آن که از مدار خودشان خارج شوند . (1)

 

با زینب کبری (علیهاالسلام)

 

برجسته ترین زن عاشورا، زینب کبری (علیهاالسلام) است که در وجود او، دو ویژگی بزرگ تربیتی شکل گرفته است، یکی در وجود او به عنوان انسانی تربیت یافته، عمیق، دانشمند و متهور و دیگری به عنوان زن نمونه و سرمشق .

 

ویژگی دوم شخصیت زینب (علیهاالسلام) به شدت متاثر از ویژگی نخست است . آنچه در تاریخ و به ویژه در واقعه عاشورا و پس از آن از ایشان می بینیم، در حقیقت، بروز و ظهور نوع زندگی ایشان از کودکی، سال های جوانی و تجربه های بی نظیر ایشان در کوره حوادث سال های پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و اله) است .

 

زینب (علیهاالسلام) کمی بیش از پنجاه سال زندگی کرد و عمری سرشار از بحرانی ترین فرازهای تاریخ اسلام را پشت سر گذاشت که در آن ها حضوری جدی و سربلند داشت . او در ششمین سال هجرت پیامبر (صلی الله علیه و اله) به دنیا آمد . پس از تولد او، پیامبر او را بوسیدند و صورت بر صورتش نهادند و اشک از چشمان مبارکشان جاری گردید . سؤال کردند: یا رسول الله (صلی الله علیه و اله) سبب این گریه چیست؟ فرمودند: «جبرئیل به من خبر داده که این دختر شریک حسین است .» (2)

 

در پنج سالگی (سال یازدهم هجری) شاهد رحلت پر غصه پیامبر است . در همان سال، مادر را نیز از دست می دهد . در سن رشد (12 یا 13 سالگی) با عبدالله ابن جعفر ابن ابیطالب ازدواج می کند . (3) از وی دارای چهار یا پنج فرزند می گردد . در سن سی و چهار سالگی (40 هجری) شهادت پدر را می بیند . چهل و چهار ساله است (49 هجری) که شهادت برادرش امام حسن ( علیه السلام) رخ می دهد و در پنجاه و پنج سالگی (61 هجری)، شاهد حماسه پرشکوه برادرانش، امام حسین و عباس (علیهماالسلام) و دیگر خاندانش (فرزندان، برادر زادگان، عموزادگان و . .). و دیگر یاوران برادرش می باشد . و او پیام آور این حادثه عظیم انسانی است . در سال 62 هجری نیز مشهور است که به دیار حق، به جمع یاران و خانواده خویش می پیوندد; در مدینه، دمشق و یا قاهره؟ !

 

در دوران پرتلاطم و پر تعصب و پر بدعت و سیاه، در امتداد کودتای سقیفه، با امویان و همسویان ایشان، زینب (علیهاالسلام) و دیگر زنان خاندان رسول اکرم (صلی الله علیه واله)، به عنوان زنان الگو و نمونه حاضرند و سرمشق و معیاری هستند . برای شناخت دین و آیین و سازندگی و مدیریت . زینب همگام با مادر، پدر و برادران و خواهر و فرزندان، در این میان حضوری انسان ساز و جامعه ساز دارد .

 

زینب (علیهاالسلام) خواهر حسین (علیه السلام) است . خواهری که در تربیت، اندیشه، احساس، سلوک، رفتار، انگیزش و مناسبات اجتماعیش هم افق با برادر گام می زند . بزرگ می شود و برای برادر، مادری می کند . زینب و حسن و حسین و عباس ( علیهم السلام)، انسان آرمانی و نمونه را نشان می دهند . در اندرون تاریخ، از رحلت رسول خدا تا فرجام عاشورا، حماسه ای عظیم با زینب و دیگر زنان نینوا، رخ می نماید . باید این را دریافت که زن در هر برهه ای از تاریخ، می تواند این گونه زندگی کند و راهبر خویش و خلق تا خدا باشد . و زینب با عاشورا، مجال حضوری جاودان در تاریخ، تا قیامت را می یابد .

 

جلوه های حضور ایشان به حکایت تاریخ فراوان است . به عنوان نمونه، در روز یازدهم محرم، وقتی حضرت زینب (علیهاالسلام) کنار جسد برادر آمد، توقف کرد و دست به دعا برداشت و گفت: «اللهم تقبل منا قلیل القربان » ; (4) خداوندا! این قربانی کوچک را از ما بپذیر . و آنگاه خم شد و بدن پاره پاره برادر را در آغوش گرفت و حلقوم بریده برادر را بوسید و گفت: «یا اخی! لو خیرت بین الرحیل و المقام عندک لاخترت المقام عندک و لو ان السباع تاکل من لحمی » ; (5) برادرم! اگر مرا بین سکونت در کنار تو در کربلا و بین رفتن به سوی مدینه مخیر می کردند، ماندن در کنار تو را بر می گزیدم; گرچه درندگان بیابان گوشت بدنم را بخورند .

 

عاطفه به برادر، همراهی او و از آن فاخرتر، انتخاب و همراهی راه پرفراز و نشیب برادر که اکنون بی برادران، تنها و خسته و داغدار باید آن را با همه سنگینی و وسعتش، بردوش های مجروح و از غم برادر شکسته اش، تا نهایت ببرد، نمونه ای دیگر است .

 

یا در حادثه ای دیگر که عبیدالله بن زیاد برای آوردن علی بن الحسین ( علیه السلام) جایزه ای معین کرده بود، چون او را یافتند و نزد وی بردند، از او پرسید: «نامت چیست؟» گفت: «علی بن الحسین » . گفت: «مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟» امام (علیه السلام) فرمود: «برادری داشتم، او راعلی می گفتند . مردم او را کشتند» . پسر زیاد گفت: «نه، خدا او را کشت » . امام سجاد (علیه السلام) پاسخ او را می دهد . پسر زیاد تحقیر می شود و فریاد می زند: «او را بکشید!» زینب خود را در میان می اندازد، برادرزاده ها را در پناه می گیرد و بر ابن زیاد بانگ برمی آورد: «آنچه از خون ما ریختی، برای تو بس است . اگر می خواهی او را بکشی، مرا هم باید با او بکشی » . (6)

 

با عاشورا درمی یابیم که چگونه زن الگو در پیچیده ترین صحنه ها و عرصه های معادلات و مناسبات اجتماعی می تواند حاضر باشد، حضوری انسان ساز و جامعه ساز; و نه با رویکردی انفعالی، بلکه زن عاشورا پاسدار صلابت انسانی و زنانگی خویش است و تربیت می کند و مدیریت می ورزد .

 

راست است که گل وجود آدمی خاک فقر است که با اشک آمیخته اند و در کوره رنج پخته اند . زینب کبری گنجینه دار عالم رنج است . او را چنین بشناس! او محمل گرانبارترین رنجهایی است که در این آیه مبارکه نهفته: «ولقد خلقنا الانسان فی کبد .» (7) او وارث بیت الاحزان فاطمه است و بیت الاحزان قبله رنج آدمی است . (8)

 

با فاطمه بنت الحسین (علیهاالسلام)

 

از دیگر زنان عاشورا فاطمه بنت الحسین (علیهاالسلام)، فاطمه کبری است . او در حادثه عاشورا سی ساله بود . همه مردم مدینه از فضل و شرافتش سخن می گفتند . علم حدیث را به خوبی می دانست و در ورع و پارسایی شهره آفاق بود، تا آنجا که پدرش در مورد او می گوید: «آیا در اسلام کسی را (همانند فاطمه) می توان یافت که تمامی شب را به عبادت بپردازد» . هنگامی که حسن مثنی (فرزند امام حسن مجتبی (علیه السلام)) به خواستگاریش آمد، سیدالشهداء ( علیه السلام) فرمود: «فاطمه شبیه ترین مردم به مادرم فاطمه دختر رسول خدا ( صلی الله علیه و اله) است و در دیانت همین بس که شب ها را به عبادت می گذراند و روزها را روزه می گیرد و در زیبایی همانند حورالعین است .»

 

روز عاشورا چون هنگام آخرین نبرد امام ( علیه السلام) رسید، همین که امام ( علیه السلام) قصد میدان کرد، نگاهی میان زنان و کودکان افکند و از میان همه، فاطمه کبری را فراخواند . سیدالشهداء ( علیه السلام) «صحیفه ای » را که در میان پارچه ای زیبا پیچیده شده بود، به دخترش فاطمه داد . فاطمه با احترام «صحیفه » را از پدر گرفت و او نیز آن را به برادرش امام زین العابدین (علیه السلام) سپرد . سال ها بعد یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) از محتوای آن کتاب پرسید، امام ( علیه السلام) در پاسخ فرمود: «به خدا سوگند! در آن کتاب، آنچه فرزند آدم بدان نیازمند است، از زمان آفرینش آدم تا پایان جهان هستی، وجود دارد . به خدا سوگند! تمامی حدود در آن ذکر شده است . . . .» (9) پس از شهادت جانکاه پدر و در کوفه و پس از خطبه جاودانه حضرت زینب (علیهاالسلام)، نوبت فاطمه بود تا به پاخیزد و با وقاری کم نظیر خطبه ای بلند، عمیق و سنگین بخواند . او در فرازی از این خطبه فرمود: «. . . اما شما ای مردم کوفه! ای فریبکاران دغل پیشه نیرنگ باز! ما خاندانی هستیم که خداوند ما و شما را به یکدیگر آزموده و ما را در آزمایش خود سر بلند گرداند و علم و دانش خود را در ما نهاده که ما گنجینه علم و جایگاه فهم و حکم اوییم و حجت او در روی زمین برای بندگان او هستیم . . . خون ما به خاطر کینه های گذشته، از شمشیرهای شما می چکد و چشمتان با این اعمال، روشن و دلهاتان به سبب دروغی که به خدا بسته و مکری که کردید، خوشحال است . (اما بدانید) که خدا بهترین مکرکنندگان است . . . . مرگ بر شما ای مردم کوفه! آخر چه خونی از رسول خدا نزد شما بود و چه جرم و انتقامی از او داشتید؟ . . .» با سخنان آتشین فاطمه، کوفه یکپارچه اشک و ماتم شد و صدای ضجه و گریه کوفیان، در و دیوار را لرزاند . (10)

 

اما این گونه نیست که زینب و فاطمه کبری (علیهاالسلام) و دیگر زنان عاشورا تنها در روز عاشوراست که پدیدار می شوند و در کاروان مجروح، داغدار و پیامدار اسیران حضور دارند و پس از بازگشت از شام، فراموش می گردند . بلکه ایشان از خانه فاطمه (علیهاالسلام) طلوع کردند و سال ها آموختند تا توانستند در حماسه خونین و غم انگیز عاشورا و در اوج تنهایی و مظلومیت، به خوبی بدرخشند و کار ناتمام سیدالشهداء ( علیه السلام) را با قدرت به کمال و انجام برسانند .

 

اهل بیت سیدالشهداء (علیه السلام) با وجود تحمل شهادت ده ها تن از عزیزانشان، در برابر حکومت یزید هرگز سر فرود نیاورد، بلکه با خطبه های آتشین و سخنرانی های مهیج و اتخاذ شیوه های منطقی، علاوه بر رسوا کردن حکومت یزید، به توده های ناآگاه همه شهرهایی که از آن می گذشتند، درس آزادی و آزادگی دادند . بدین ترتیب بود که نطفه نهضت های بعدی هم چون «قیام توابین » (11) به وجود آمد و بار دیگر شعارهای امام حسین (علیه السلام) عملا در فضای تمامی شهرها طنین افکن شد . (12)

 

با زن عاشورای فردا

 

از این رو، زن عاشورا، زن تربیت یافته ای است که حامل و مبلغ فرهنگ عاشوراست . حامل این فرهنگ است، به این معنا که این فرهنگ را می شناسد، در فضای حزن انگیز و در عین حال حماسی و هدفمند آن دم زده است و از دیگر سو، مبلغ این فرهنگ است; یعنی آمده است تا این فرهنگ را به دیگران برساند، آن را بیان کند، توضیح بدهد و زن الگوی این فرهنگ و زبان گویای آن باشد .

 

البته تولد چنین شخصیت هایی مترادف وجود مجالی مناسب و منابعی در دسترس برای آن هاست که این زنان برای این گونه شدن، پیش از این در دسترس داشته اند . مجالی برای مطالعه و شناخت، مجالی برای اندیشه، احساس و تعمق، مجالی برای خود ساختن و تربیت و آموزش و پرورش و ممارست و منابعی برای کسب معرفت، گسترش توانایی ها و بروز منطقی آن ها .

 

زینب کبری (علیهاالسلام) و یا فاطمه کبری (علیهاالسلام)، زنانی که بی محابا پا در مجلس یزید می گذارند، شجاعانه برپا می ایستند و بی لکنت زبان، صریح و بلیغ حرف خود را می زنند، آن ها بی مقدمه به چنین مرتبه و توانمندی هایی نرسیده اند . این درس دیگری است که باید از زن عاشورا به خوبی فرا گرفت .

 

حماسه عاشورا دعوت به عزت است . عزتی که صرفا امری مردانه محسوب نمی شود; بلکه بار بزرگی از عزت طلبی و عزت مندی بر دوش زنان یک جامعه است . نمی توان خواهان جامعه ای عزت مند بود، ولی دختران و زنان آن جامعه را ذلیل، ضعیف و ناتوان، با دانش اندک و سطحی خواست . ام وهب شاهد زنان عاشوراست .

 

از این رو، زنان ما باید به گونه ای تربیت شوند که برای رویارویی با بحران هایی همچون عاشورا و دفاع مقدس و نیز بحران های فرهنگی و حتی اقتصادی، دانش، قدرت تحلیل، تطبیق، تحمل و صبوری مناسبی داشته باشند . دختران ما باید از همان ابتدا، برای چنین روزهایی هم تربیت شوند; هم برای خانه و هم برای مشارکت اجتماعی فعال و سازنده، هم برای دوران صلح و هم برای دوران جنگ، هم برای شرایط محاصره اقتصادی و هم برای شرایط توسعه پایدار، هم برای تربیت کودکان و هم برای حضور جدی در معرکه رقابت های علمی، فرهنگی، فن آوری و نیز این روزها حضور آگاهانه و مقتدرانه در فرایند «جهانی شدن » .

 

«جهانی شدن » که اکنون ما در آستانه آن هستیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، هم مردان و هم زنان ما را تحت تاثیر قرار می دهد .

 

زن عاشورا به ما می آموزاند که دختران و زنان ما باید برای هر تغییر و تحولی که بر ما تحمیل می شود، از پیش آماده باشند . حادثه ها یکی پس از دیگری می آیند و پیشامد بسیاری از آن ها به دست ما نیست . نگذاریم تا بحران و توفان ها ما را که از پیش برای مواجهه با آن تربیت نشده ایم، غافلگیر کنند تا آنگاه به چاره بیندیشیم که شاید بسیار دیر باشد . شاید «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا و کل شهر محرم » ناظر به همین حقیقت است .

 

این شیوه، الگو و سرمشق یک حادثه و تحول ریشه ای دیگر در دنیای معاصر می گردد . انقلاب اسلامی ایران و هشت سال دفاع مقدس، که باز «زن عاشورا» از نو و در شرایطی دیگر و به گونه ای فراگیر پا به عرصه وجود می گذارد که پی گیری جلوه های شورانگیز و ماندگار آن مجالی دیگر می طلبد .

 

پی نوشتها:

 

1) استاد شهید مرتضی مطهری، حماسه حسینی، ج 1، ص 359 .

 

2) شیخ ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعه، در ترجمه بانوان دانشمند شیعه، دارالکتب اسلامیه، تهران، 1368، ج 3، ص 33 .

 

3) ابن العماد حنبلی، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، (بیروت، داراحیاء التراث العربی، به تا)، ج 1 و 2، ص 29و30 .

 

4) مقتل مقرم، ص 307 .

 

5) معالی السبطین، ج 2، ص 55 .

 

6) انساب الاشراف، ج 3، ص 207 .

 

7) سوره بلد، آیه 4 .

 

8) شهید مرتضی آوینی، فتح خون (روایت محرم)، کانون فرهنگی، علمی و هنری ایثارگران، تهران، 1372، ص 63 .

 

9) اصول کافی، ج 1، ص 304 .

 

10) سید مهدی علیزاده موسوی، پیام زن، ش 58 .

 

11) بحارالانوار، ج 34، ص 381 .

 

12) برای اطلاعات بیشتر در این باب ر . ک: علیرضا انصاری، نقش اهل بیت امام حسین (علیه السلام) در نهضت عاشورا، ره توشه راهیان نور، 1378، ص 96- 65 .


منبع : پایگاه حوزه
  653
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

ولوله در شهر انحرافی بر ولوله در بهائیت
یهودیان و گسترش بابی‌گری و بهایی‌گری
بی عدالتی در کفاره گناهان!
بی عدالتی در کفاره گناهان!
رازهای موفقیت ادعایی پائولو کوئلیو
فردی که ۱۶ بار پای پیاده به حج رفت!
زنده نگهداشتن یاد شهیدان
وجودت را صفا بده!
اسرار امامت / آشکار شدن اسرار در عصر ظهورش
مجاهد سازش ناپذیر

بیشترین بازدید این مجموعه

مقام حضرت زينب (س)
تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب
یک فرصت خوب برای جاماندگان ماه رمضان!
شکر گزاری در قرآن
میلاد امام حسن عسکری علیه السلام
مدعیان یمانی چه می گویند؟
عصبانیت شیطان از دعای فرج
ماجراي ازدواج حضرت علي و حضرت فاطمه از زبان امام رضا ...
آداب و اعمال ماه صفر
صبر در سلوک معنوي

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز