فارسی
جمعه 04 مهر 1399 - الجمعة 7 صفر 1442
  446
  0
  0

وسائل هدايت - جلسه بیست وسوم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

 

نمونه گذشت از شهوت براى خدا در قرآن

نمونه اوج گذشت از شهوت را خدا در سوره يوسف نشان مى دهد، آن هم نه در هفت هشت دقيقه، خيلى ها همان دقيقه اول تسليم مى شوند. خيلى ها با يك نگاه، دين و دل را مى بازند.

هفت سال از او دعوت به زنا شد، كل هفت سال به طرف خود گفت:

« مَعَاذَ اللَّهِ »(1)

فقط خدا. برنده هم شد.

خدا در سوره يوسف از يوسف عليه السلام شانزده نوع تعريف كرده است،(2) در مال و مقامش هم همين طور.

بله، تلخ است، ولى پروردگار فرموده: محض علاقه اى كه به تو دارم، اين تلخى را دو سه روز تحمل كن، و بعد بيا تا شيرينى ابد را خودم در كام تو بريزم.

مگر آيه نمى گويد:

« وَ سَقَـاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا »(3)

بيا تا خودم ساقى بزم آن حريمت باشم.

 

اعطاى اجر آخرتى به متقين

من تلخى هايى كه به خاطر من چشيده اى را از ياد نمى برم و از نظر نمى اندازم.

من زحمات شما را كه پايمال نمى كنم. من اجر شما را ضايع نمى كنم:

« قُلْ أَؤُنَبِّئُكُم بِخَيْرٍ مِّن ذَ لِكُمْ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّـتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاْءَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَ جٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَ نٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ »(1)

آنهايى كه تقوا را رعايت كردند، من سه بهره دائم در مقابل اين تقوا به آنها مى دهم: بهشت، حورالعين و مهمتر از اين دو تا، يعنى رضوان خودش.

من آگاه به بندگانم هستم. من در قيامت صدها ميليارد نفر را كه وارد مى كنم، در حسابم معلوم است كه اهل تقوا چه كسانى هستند.

 

يوسف عليه السلام ، حجت خدا بر مردان

كسى هم به پروردگار نگويد: خدايا نشد! جوانى اگر در روز قيامت به پروردگار بگويد: شهوت فشار آورد و نشد، امام صادق عليه السلام مى فرمايند: خدا مى گويد: يوسف عليه السلام را بياوريد، به آن جوان مى گويد: نگاهش كن! من نقاشى صورت اين جوان ـ يوسف عليه السلام ـ را روى صد درجه هنر آوردم، و تو را روى نيم درجه هنر، شكل خودت را نگاه كن و شكل اين را نگاه كن، چطور او توانست خودش را كنترل كند؟(

 


1 ـ آل عمران (3) : 15؛ «بگو : آيا شما را به بهتر از اين [ امور ] خبر دهم ؟ براى آنان كه [ در همه شؤون زندگى [پرهيزكارى پيشه كرده اند ، در نزد پروردگارشان بهشت هايى است كه از زيرِ [ درختانِ ] آن نهرها جارى است ، در آنجا جاودانه اند و [ نيز براى آنان [همسرانى پاكيزه و خشنودى و رضايتى از سوى خداست ؛ و خدا به بندگان بيناست .»

2 ـ الكافى: 8/228، حديث يأجوج و مأجوج، حديث 291؛ «عَنْ عَبْدِ الاْءَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ تُوءْتَى بِالْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ الَّتِي قَدِ افْتُتِنَتْ فِي حُسْنِهَا فَتَقُولُ يَا رَبِّ حَسَّنْتَ خَلْقِي حَتَّى لَقِيتُ مَا لَقِيتُ فَيُجَاءُ بِمَرْيَمَ عليه السلام فَيُقَالُ أَنْتِ أَحْسَنُ أَوْ هَذِهِ قَدْ حَسَّنَّاهَا فَلَمْ تُفْتَتَنْ وَ يُجَاءُ بِالرَّجُلِ الْحَسَنِ الَّذِي قَدِ افْتُتِنَ فِي حُسْنِهِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ حَسَّنْتَ خَلْقِي حَتَّى لَقِيتُ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَقِيتُ فَيُجَاءُ بِيُوسُفَ عليه السلام فَيُقَالُ أَنْتَ أَحْسَنُ أَوْ هَذَا قَدْ حَسَّنَّاهُ فَلَمْ يُفْتَتَنْ وَ يُجَاءُ بِصَاحِبِ الْبَلاَءِ الَّذِي قَدْ أَصَابَتْهُ الْفِتْنَةُ فِي بَلاَئِهِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ شَدَّدْتَ عَلَيَّ الْبَلاَءَ حَتَّى افْتُتِنْتُ فَيُوءْتَى بِأَيُّوبَ عليه السلام فَيُقَالُ أَ بَلِيَّتُكَ أَشَدُّ أَوْ بَلِيَّةُ هَذَا فَقَدِ ابْتُلِيَ فَلَمْ يُفْتَتَن.»

 

نگو: خدايا! او پيغمبر بوده، ولى من نه. چون آن وقت كه در كاخ بود، پانزده شانزده ساله بود و پيغمبر نبود.

 

مريم عليهاالسلام ، حجت خدا بر زنان

دخترانى كه گرفتار شهوات حرام شده اند را مى آورند، به خدا مى گويند: خدايا! شهوت غلبه كرد، شديد بود، نشد.

خدا مى فرمايد: مريم مادر عيسى عليهماالسلام را بياوريد، شكلتان كه بهتر از شكل او نيست، چطور من در قرآنم بارها پاكدامنى مريم را اعلام كرده بودم، مال او شد و آن هم در سرزمين فلسطين، در بين پولدارها و در مردمى كه غرق در انواع گناهان بودند.

مريم كه در بيابان هاى مكه خودش را نگه نداشت، مريم در يك مملكت آبادِ سرسبزِ خرم بود، در حالى كه آن مملكت پر از آدم پولدارِ ثروتمند بود، چطور او شد، تو دختر خانم نشد؟

در پيشگاه حق ادب كنيم. اين ادب را تقويت كنيم كه حتى در قيامت هم اين ادب از ما ظهور كند، و با پاكدامنى وارد شويم، و به پروردگار بگوييم: الهى! ما دستور تو را در همه امور اجرا كرديم، ولى از اجراى كل دستورهايت هم شرمنده هستيم، كارى نكرديم.

مگر ندارد كه عزيزترين انسان تاريخ ـ رسول خدا صلى الله عليه و آله ـ وقتى در محراب عبادت مى ايستاد، اشك مى ريخت و مى فرمود:

« ما عبدناك حق عبادتك »(1)

خدايا! من كارى نكردم.

مگر وجود مبارك فيض كاشانى نقل نمى كند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله روى منبر نشستند، به مردم رو كردند، اشك مباركشان پهناى صورتشان را گرفت، فرمودند: مردم! اگر در قيامت خدا دست من را گرفت و وارد بهشت كرد، بدانيد كه از باب فضلش من را نجات داده است، نه به خاطر نماز و روزه و عبادتم.(2)

اينجا كمال ادب را نسبت به حضرت حق رعايت كنم، و دستورهاى اين عاشق را عمل كنم. بعد هم سرم را از شرمندگى پايين بياندازم و هميشه خودم را در عبادت مقصر بدانم، و روز قيامت هم اصلاً سرم را بلند نكنم، تا خودش بگويد.

 

ادب مومنان در روز قيامت

امام صادق عليه السلام مى فرمايد: عده اى وارد مى شوند كه سرهايشان پايين است، خطاب مى رسد: بنده من! چرا سرت را در پيشگاه من پايين انداختى؟ من كه تو را بخشيده و قبول كردم. من به خاطر آن چند گناهى كه در دنيا كردى، آن وقت هم كه گناه مى كردى و مى خنديدى، آبرويت را نبردم، اما حالا كه اينجا وارد شدى، هيچ كس را ندارى، نه خانه اى، نه زنى، نه بچه اى، نه زندگى اى، خيال مى كنى اينجا


1 ـ بحار الأنوار: 68/23، باب 61، الشكر؛ «قَالَ صلى الله عليه و آله مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ.»

2 ـ المحجة البيضاء: 7/265، و أما الأخبار؛ بحار الأنوار: 7/11، باب 3، إثبات الحشر و كيفيته؛ «أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله قَالَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ بِعَمَلِهِ قَالُوا وَ لاَ أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ وَ لاَ أَنَا إِلاَّ أَنْ يَتَغَمَّدَنِيَ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى فَوْقِ رَأْسِهِ وَ طَوَّلَ بِهَا صَوْتَه.»

 

آبرويت را مى برم؟ من به خاطر تقواى تو مى خواهم سه تا منفعت ابدى الان به تو بدهم:

« جَنَّـتٌ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الاْءَنْهَـرُ خَــلِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَ جٌ مُّطَهَّرَةٌ وَرِضْوَ نٌ مِّنَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ »

 

افضل اعمال، اجتناب از محارم

عزيزان، يادتان باشد، هيچ عملى در پيشگاه حضرت حق مافوق خوددارى از گناه و آلودگى نيست. سند قرآنى و روايتى داريم.

اول ظهر كه دارند اذان مى گويند، پيغمبر صلى الله عليه و آله ما مى فرمايد: نماز جماعت از ده نفر كه بگذرد، اگر درياها مركب بشود، ملائكه و جن و انس نويسنده بشوند، ثواب يك ركعت اين نماز جماعت را نمى توانند در پرونده شما بنويسند.(1)

 


1 ـ جامع الأخبار: 76، الفصل السادس و الثلاثون في صلاة الجماعة؛ بحار الأنوار: 85/14، باب 1، فضل الجماعة و عللها، حديث 26؛ «قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى الله عليه و آله اتَانِي جَبْرَئِيلُ مَعَ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ بَعْدَ صَلاَةِ الظُّهْرِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلاَمَ وَ أَهْدَى إِلَيْكَ هَدِيَّتَيْنِ لَمْ يُهْدِهِمَا إِلَى نَبِيٍّ قَبْلَكَ قُلْتُ وَ مَا تِلْكَ الْهَدِيَّتَانِ قَالَ الْوَتْرُ ثَلاَثُ رَكَعَاتٍ وَ الصَّلاَةُ الْخَمْسُ فِي جَمَاعَةٍ قُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَا لاِءُمَّتِي فِي الْجَمَاعَةِ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِذَا كَانَا اثْنَيْنِ كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ مِائَةً وَ خَمْسِينَ صَلاَةً وَ إِذَا كَانُوا ثَلاَثَةً كَتَبَ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سِتَّ مِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا أَرْبَعَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَلْفاً وَ مِائَتَيْ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا خَمْسَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَلْفَيْنِ وَ أَرْبَعَمِائَةٍ وَ إِذَا كَانُوا سِتَّةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ أَرْبَعَةَ آلاَفٍ وَ ثَمَانَمِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا سَبْعَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ تِسْعَةَ آلاَفٍ وَ سِتَّ مِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا ثَمَانِيَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ تِسْعَةَ عَشَرَ أَلْفاً وَ مِائَتَيْ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا تِسْعَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سِتَّةً وَ ثَلاَثِينَ أَلْفاً وَ أَرْبَعَمِائَةِ صَلاَةٍ وَ إِذَا كَانُوا عَشَرَةً كَتَبَ اللَّهُ لِكُلِّ وَاحِدٍ بِكُلِّ رَكْعَةٍ سَبْعِينَ أَلْفاً وَ أَلْفَيْنِ وَ ثَمَانَمِائَةِ صَلاَةٍ فَإِنْ زَادُوا عَلَى الْعَشَرَةِ فَلَوْ صَارَتِ السَّمَاوَاتُ كُلُّهَا مِدَاداً وَ الاْءَشْجَارُ أَقْلاَماً وَ الثَّقَلاَنِ مَعَ الْمَلاَئِكَةِ كُتَّاباً لَمْ يَقْدِرُوا أَنْ يَكْتُبُوا ثَوَابَ رَكْعَةٍ وَاحِدَةٍ يَا مُحَمَّدُ تَكْبِيرَةٌ يُدْرِكُهَا الْمُوءْمِنُ مَعَ الاْءِمَامِ خَيْرٌ مِنْ سِتِّينَ أَلْفَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ وَ خَيْرٌ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا سَبْعِينَ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ رَكْعَةٌ يُصَلِّيهَا الْمُوءْمِنُ مَعَ الاْءِمَامِ خَيْرٌ مِنْ مِائَةِ أَلْفِ دِينَارٍ يَتَصَدَّقُ بِهَا عَلَى الْمَسَاكِينِ وَ سَجْدَةٌ يَسْجُدُهُمَا الْمُوءْمِنُ مَعَ الاْءِمَامِ فِي جَمَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِتْقِ مِائَةِ رَقَبَةٍ.»

 

بهره اين نماز بالاتر است، يا نيم ساعت مانده به نماز يك گناه خوشمزه با لذتى پيش آمد و من به گناه گفتم: برو، محبوب من راضى نيست؟ پيغمبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: ارزش ترك آن گناه از اين نمازت بالاتر است.

هيچ لباسى پرقيمت تر و هيچ حقيقتى نورانى تر و هيچ مايه اى بهره اش براى ما بيشتر از تقوا نيست.

من مختصرى از منافع تقوا را از قرآن مجيد براى شما عزيزان بگويم.

 

منافع تقوا

آنهايى كه اهلِ خوددارى از گناهان ظاهر و باطن هستند، آن هم در اين دوره، والله تقواى شما بچه ها در اين دوره از تقواى اولياى خداى صد سال پيش قيمتش بيشتر است.

در قديم كه مردم زندگى مى كردند، جاذبه گناه كمتر وجود داشته است. شما بندگان قيمت دار خداييد كه در اين شهر و در اين دنيا كه از در اتاق ها، كل كانال هاى فساد دنيا آمده و خودتان را نگه مى داريد. به خدا قسم! پيغمبر صلى الله عليه و آله از شوق ديدن شما اشك مى ريخت. دلش مى خواست امروز باشد و شما را ببيند.

شهدا، اين ها نهايت تقوا را داشتند.

صاحب جواهر(1) فقيه عظيم الشأن شيعه كه كتابش تا روز قيامت ابزار مراجع


1 ـ شرح حال ايشان در كتاب تواضع و آثار آن، جلسه 25 آمده است.

 

تقليد ما است، ايشان مى فرمايد: هر كس در ركاب پيغمبر و ائمه شهيد شده است، غير از شهداى كربلا، شهيد كبير است، ولى كسانى كه در اين زمان شهيد مى شوند، شهيد أكبر هستند.

آنها براى طلوع دين و حفظ آن جنگيدند. مگر اين ها شهوت نداشتند، و زن نمى خواستند؟ مگر اين ها خانه، ميز و مقام نمى خواستند؟ مگر اين ها با جمالشان نمى توانستند همه جا بروند؟ اما به معشوقشان گفتند: الهى! همه را دور ريختيم و تو را انتخاب كرديم. اين نهايت تقوا است.

 

دادمه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
  446
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

در خرابه ی شام چه گذشت؟ چگونگی شهادت سه سالۀ حضرت ...
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی بیست و دوم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دوم
دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی اول
تهران مسجد رسول اکرم دهه سوم محرم 94 سخنرانی دوم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی هجدهم
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی اول
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان94 سخنرانی نهم
نفس - جلسه پنجم

بیشترین بازدید این مجموعه

از نصايح پيامبر به ابوذر
معرفت در اسلام - جلسه شانزدهم
صدق و صادقین - جلسه چهارم
چگونه محبوب خدا شویم- جلسۀ چهارم
صورت برزخى گناهان دنيايى‏
كنترل زبان از گناه‏
تفاوت «ضرر» و «خسران»
6. عربستان‏
كرامات اخلاقى مرحوم حاج آقا رحيم ارباب
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی دوازدهم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز