فارسی
پنجشنبه 30 دى 1400 - الخميس 17 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
154
0
نفر 0

سبو افتاد، او افتاد، ما ماندیم، واماندیم ازعلی محمد مو’دب

سبو افتاد، او افتاد، ما ماندیم، واماندیم
روان شد خون او بر ریگ صحرا، رفت، جا ماندیم

فرو رفتیم تا گردن به سودای سرابی دور
به بوی گندم ری، در تنور کربلا ماندیم

رها بر نیزه‌ی تن‌هایمان، بیهوده پوسیدیم
به مرگی این چنین از کاروان نیزه‌ها ماندیم

سبو او بود، سقا بود، دستی شعله‌ور بر موج
گلی ناپخته و بی‌دست و پا ما‌،‌ زیر پا ماندیم

گلویش را بریدند و بیابان محشر از ما بود
که چون خاری سِمج در دیدگان مرتضی ماندیم

همیشه عصر عاشوراست‌، ‌او پر بسته‌، ‌ما هستیم
دریغا دیده‌ای روشن که وا بیند کجا ماندیم


منبع : علی محمد مو’دب
154
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
بحر طویل حضرت رقیه از غلامرضا سازگار
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده

بیشترین بازدید این مجموعه

شعری از سیف فرغانی
در مقام قرب‏ از خباز کاشانی‏
از برای کودکان کن فکر آب‏ از صابر همدانی
حسینیهء خدا از رحمان نوازنی
غروب بود، و افق حرفهای گلگون داشت از حبیب بیگی
بزرگ فلسفه قتل شاه دین حسین این است از خوشدل ...
پدر از آرش شفاعی بجستان
پیکرم چشم انتظار تیزی شمشیرهاست از سید علیرضا ...
هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند از روزبه فروتن پی
بهره دل مصطفي از سيف فرغاني (قرن هفتم)

 
نظرات کاربر




گزارش خطا  

^