فارسی
دوشنبه 31 شهريور 1399 - الاثنين 3 صفر 1442

  11
  0
  0

یک اربعین گذشته و زینب رسیده است ازیاسر مسافر

یک اربعین گذشته و زینب رسیده است
بالای تربتی که خودش آرمیده است


یا ایها الغریب  سلام ای برادرم
ای یوسفی که گرگ پیرهنت را دریده است

از شام کینه رسیده مسافرت
پس حق بده که چنین داغدیده است

احساس میکنم که مادرم اینجا نشسته است
در کربلا نسیم مدینه وزیده است

بر نیزه بودی  و به سرم بود سایه ات
با این حساب کسی زینبت را ندیده است

این گل بنفشه های  تن و چهره ی کبود
دارد گواه ، زینبتان داغدیده است

توطعم نیزه و شمشیر ها و خواهرت
طعم فراق و غربت و غم را چشیده است

آبی به کف گرفته و رو سوی علقمه
با آه می رود سکینه  و خجلت کشیده است

این دختر شماست  که خواستند کنیزیش ....
لکنت گرفته است و صدایش بریده است

نیزه نشین شد حضرت سقا  و اهلبت
زخم زبان زهر کس و ناکس شنیده است

گفتی رقیه ..... گفت نمی آیم عمه جان !
در شام ماند و شهر جدید آفریده است
  

منبع : یاسر مسافر
  11
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

شام غریبان
بند اول ترجیع بند معروف محتشم کاشانی درباره امام ...
ترکیب هفت بندی عاشورایی از مـحـمـّدعـلی حـزین لاهیجی
محمد بیریایی گیلانی «شیدا» ناگهان عباس
درد عشق از علي ناظمي
همواره بـــــــرای نوگلم مادر باش از فضل ا... قاسمی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز