فارسی
دوشنبه 31 شهريور 1399 - الاثنين 3 صفر 1442

  12
  0
  0

وسائل هدايت - جلسه بیست وسوم (1) - (متن کامل + عناوین)

 

تقوا و هدايت

سفارش خدا و اهميت تقوا

 

تهران، حسينيه هدايت رمضان 1383

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

سخن در آيه پانزدهم سوره مباركه آل عمران بود. آيه شريفه به يك مسأله همراه با سه نتيجه اشاره مى كند، كه به نظر قرآن كريم براى انسان هيچ مسأله اى افضل و بالاتر و برتر و پرمنفعت تر از اين مسأله نيست.

واقعيتى كه تمام انبياى الهى عليهم السلام و ائمه طاهرين عليهم السلام و اولياى حق به آن آراسته بودند.

علاوه بر آراسته بودن به اين واقعيت، تا لحظه آخر عمرِ امت ها و ملت ها، مردم را به اين حقيقت دعوت مى كردند.

بهايى كه قرآن مجيد به اين مسأله داده است به هيچ مسأله اى نداده، يا ارزشى كه خداوند متعال در قرآن كريم براى اين مسأله قائل شده است، براى هيچ مسأله اى قائل نيست. منافعى كه اين مسأله در زندگى دنياى مردم و آخرت مردم دارد، هيچ كدام از مسائل الهى آن منافع را ندارد.

واقعيتى است كه پروردگار در قرآن مى فرمايد: وصيت خود من به تمام انسان هايى است كه قبل از شما در دنيا زندگى مى كردند.

البته مشترى اين مسأله هميشه كم بوده است، چرا كه آراسته شدن به اين حقيقت همراه با يك سلسه تلخى هاى ظاهرى است، و مزاج ها اين تلخى ها را نمى خواهند تحمل كنند، نه اين كه نمى توانند.

اگر واقعا توانايى تحملش نبود، وجود اقدس حضرت حق كه رحيم و حكيم است، مسأله را به كل ارائه نمى كرد. همه قدرت تحمل اين حقيقت را دارند، ولى بيشتر مردم نمى خواهند تحمل كنند، نه اين كه نمى توانند.

آراستگى به لباس تقوا

آراسته شدن به اين حقيقت هم يك گذشت بسيار بالايى مى خواهد. انسانى كه تمرين گذشت نكرده است، در حوادث و برنامه ها مشكل مى تواند به اين حقيقت آراسته بشود. آن مسأله چيست؟ تقوا.

به مراتبش كارى نداريم، آن حد عمومى مرتبه تقوا كه كار همه انسان ها و در قدرت همه هست، و آن خوددارى كردن از مجموع گناهان ظاهرى و باطنى مى باشد، خوددارى از فحشا و منكرات.(1)

 


1 ـ مستدرك الوسائل: 11/325، بَاب 40، وُجُوبِ اجْتِنَابِ الْخَطَايَا وَ الذُّنُوبِ، حديث 13161؛ «وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لِلْمُوءْمِنِ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ سِتْراً فَإِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً انْهَتَكَ عَنْهُ سِتْرٌ فَإِنْ تَابَ رَدَّهُ اللَّهُ (عَلَيْهِ وَ سَبْعِينَ مَعَهُ) فَإِنْ أَبَى إِلاَّ قُدْماً فِي الْمَعَاصِي تَهَتَّكَ عَنْهُ أَسْتَارُهُ فَإِنْ تَابَ رَدَّهَا اللَّهُ وَ مَعَ كُلِّ سِتْرٍ مِنْهَا سَبْعَةُ أَسْتَارٍ فَإِنْ أَبَى إِلاَّ قُدْماً قُدْماً فِي الْمَعَاصِي تَهَتَّكَتْ أَسْتَارُهُ وَ بَقِيَ بِلاَ سِتْرٍ وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى الْمَلاَئِكَةِ أَنِ اسْتُرُوا عَبْدِي بِأَجْنِحَتِكُمْ فَإِنَّ بَنِي آدَمَ يُعَيِّرُونَ وَ لاَ يُغَيِّرُونَ وَ أَنَا أُغَيِّرُ وَ لاَ أُعَيِّرُ فَإِنْ أَبَى إِلاَّ قُدْماً فِي الْمَعَاصِي شَكَتِ الْمَلاَئِكَةُ إِلَى رَبِّهَا وَ رَفَعَتْ أَجْنِحَتَهَا وَ قَالَتْ أَيْ رَبِّ إِنَّ عَبْدَكَ هَذَا قَدْ آذَانَا مِمَّا يَأْتِي مِنَ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ قَالَ فَيُقَالُ لَهُمْ كُفُّوا عَنْهُ أَجْنِحَتَكُمْ فَلَوْ عَمِلَ بِخَطِيئَةٍ فِي سَوَادِ اللَّيْلِ أَوْ فِي وَضَحِ النَّهَارِ أَوْ فِي مَفَازَةٍ أَوْ فِي قَعْرِ بَحْرٍ لاَءَجْرَاهُ عَلَى أَلْسِنَةِ النَّاسِ فَاسْأَلُوا اللَّهَ أَنْ لاَ يَهْتِكَ أَسْتَارَكُمْ.»

بحار الأنوار: 70/362، باب 137، الذنوب و آثارها و النهي، حديث 92؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُوءْمِنِينَ عليه السلام تَوَقَّوُا الذُّنُوبَ فَمَا مِنْ بَلِيَّةٍ وَ لاَ نَقْصِ رِزْقٍ إِلاَّ بِذَنْبٍ حَتَّى الْخَدْشَ وَ النَّكْبَةَ وَ الْمُصِيبَةَ فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِير.»

 

شما ببينيد پروردگار عالم در قرآن مجيد همه را دعوت به اين خوددارى مى كند. در سوره مباركه انعام، با يك لحن محبت آميزى به بندگانش مى فرمايد:

« وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَ حِشَ مَاظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ »(1)

اين همه اصرارى كه خدا بر تقوا دارد، براى چيست؟(2) براى اين كه گناه جريمه قيامتى اش، خودش است.

گناه، جريمه قيامتى خود

خود گناه، جريمه قيامتى گناه است، يعنى چه؟ جرم هايى كه در دنيا انجام مى گيرد جريمه دارد، بين جريمه و جُرم فرق است. يك نفر از چراغ قرمز رد مى شود، اين جرم است، به او مى گويند: جاى اين خلاف بايد پول بدهى، اين جريمه است، رد شدن از چراغ قرمز يك ماهيت است و پول دادن يك ماهيت، اما هيچ با همديگر ارتباط ماهيتى ندارند، من ماشين را از چراغ رد كردم، براى جبران اين جرم، پول دادم.


1 ـ انعام (6) : 151؛ «و به كارهاى زشت چه آشكار و چه پنهانش نزديك نشويد.»

2 ـ الكافى 1/374، باب من ادعى الإمامة و ليس لها بأهل، حديث 10؛ «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ سَأَلْتُ عَبْداً صَالِحاً عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ قَالَ فَقَالَ إِنَّ الْقُرْآنَ لَهُ ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ فَجَمِيعُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِي الْقُرْآنِ هُوَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ مِنْ ذَلِكَ أَئِمَّةُ الْجَوْرِ وَ جَمِيعُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَعَالَى فِي الْكِتَابِ هُوَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ مِنْ ذَلِكَ أَئِمَّةُ الْحَقِّ.»

 

ظهور صورت گناه در قيامت

ولى آنچه را كه پروردگار گناه مى داند، اگر انجام بگيرد، جريمه اش در قيامت خود گناه است:

« فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَـفِرِينَ »(1)

يعنى وقتى گناهكار بى توبه، حرفه اى، بى تقوا وارد قيامت شد، كل گناهان چشم، گوش، زبان، دست، شكم، پا، قلب، نفس، باطن، خود گناه به صورت آتش الهى از وجود انسان شعله مى كشد.

يعنى هر گنهكارى وارد قيامت بشود، كارگاه محشر و قيامت، كل گناهان را به صورت سخت ترين عذاب از وجود خود او ظهور مى دهد.(2)

 


1 ـ بقره (2) : 24؛ «بنابراين از آتشى كه هيزمش مردم و سنگ هايند ، بپرهيزيد ؛ آتشى كه براى كافران آماده شده است .»

2 ـ تفسير الإمام العسكري: 204؛ «قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام فِي قَوْلِهِ تَعَالَى فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ يَا مَعَاشِرَ شِيعَتِنَا اتَّقُوا اللَّهَ وَ احْذَرُوا أَنْ تَكُونُوا لِتِلْكَ النَّارِ حَطَباً وَ إِنْ لَمْ تَكُونُوا بِاللَّهِ كَافِرِينَ فَتَوَقَّوْهَا بِتَوَقِّي ظُلْمِ إِخْوَانِكُمُ الْمُوءْمِنِينَ وَ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ مُوءْمِنٍ ظَلَمَ أَخَاهُ الْمُوءْمِنَ الْمُشَارِكَ لَهُ فِي مُوَالاَتِنَا إِلاَّ ثَقَّلَ اللَّهُ فِي تِلْكَ النَّارِ سَلاَسِلَهُ وَ أَغْلاَلَهُ وَ لَنْ يَكُفَّهُ مِنْهَا إِلاَّ شَفَاعَتُنَا وَ لَنْ نَشْفَعَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى إِلاَّ بَعْدَ أَنْ نَشْفَعَ لَهُ فِي أَخِيهِ الْمُوءْمِنِ فَإِنْ عَفَا شَفَعْنَا وَ إِلاَّ طَالَ فِي النَّارِ مَكْثُه.»

انوار درخشان: 8/196 ـ 197، شرح؛ «وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها: گروهى كه شرك و كفر اعماق قلب آنان را فرا گرفته و گناهان ظهور انديشه آنان است در عالم قيامت نيز بدان سيرت ننگين در آيند و آتش حسرت و عناد از هر سو آنان را فرا خواهد گرفت.

و از كلمه «بمثلها» استفاده مى شود در عالم قيامت سيرت تيره و گناهان به نهايت ظهور نموده و بصورت حسرت و آتش در مى آيد در جهان اختيار نيز كفر و گناهان تجسم مى يابند ولى فقط با سنجش خرد و نظر دين ديده شده و به صورت آتش معنوى و عقوبت روانى آن فقط با بصيرت قلبى احساس مى شود نه با ديدگان.»

 

توصيه به تقوا از روى محبت

اصرار پروردگار به تقوا، از شدت عشقش به انسان است. نمى پسندد كه هيچ انسانى دچار عذاب بشود.

پس چطور اين همه انسان در قيامت دچار عذاب مى شوند؟ خودشان پسنديدند كه دچار عذاب بشوند، و به وجود مقدس حضرت او ربطى ندارد.

وجود مقدس او كه در قرآن مرتب فرياد زد:

« وَ لاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَىآ إِنَّهُ كَانَ فَـحِشَةً وَسَآءَ سَبِيلاً »(1)

« وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ »(2)

« وَلاَ تَأْكُلُوآاْ أَمْوَ لَكُم بَيْنَكُم بِالْبَـطِـلِ »(3)

« وَ لاَ يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا »(4)

« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَ لَ الْيَتَـمَى ظُـلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا »(5)

يك عده اى دلشان نخواست گوش بدهند، دلشان نخواست تلخى روبنايى تقوا را تحمل كنند، و حرف اين عاشق را گوش بدهند. دنبال عشق هاى مجازى و قلابى


1 ـ اسراء (17) : 32؛ «و نزديك زنا نشويد كه كارى بسيار زشت و راهى بد است .»

2 ـ انعام (6) : 152؛ «و به مال يتيم جز به روشى كه نيكوتر است.»

3 ـ بقره (2) : 188؛ «و اموالتان را در ميان خود به باطل و ناحق مخوريد .»

4 ـ حجرات (49) : 12؛ «و از يكديگر غيبت ننماييد.»

5 ـ نساء (4) : 10؛ «بى ترديد كسانى كه اموال يتيمان را به ستم مى خورند ، فقط در شكم هاى خود آتش مى خورند ، و به زودى در آتش فروزان در آيند .»

 

رفتند، و خيال كردند همه لذت در همان عشق است.

شيرينى تقوا و ترك گناه

خيال كردند لذت در ربا و زنا است، و زنا نكردن و ربا نخوردن تلخ است. گذشت نكردند. ما يك تمرين كامل گذشت مى خواهيم كه اين تمرين با ترك بايد همراه بشود، تا روح تقوا تحقق پيدا كند.

از فردا به بعد هر گناهى كه پيش مى آيد، انجام ندهم، بگذرم تا شيرينى تحمل تلخى از دست دادن اين به ظاهر شيرينى هاى جهنمى برايم حاصل بشود.

حالا يك نفر تقوا پيشه مى كند، گناه مالى پيش مى آيد، مى گويد: محبوبم نمى پسندد، پس من هم نمى خواهم. گناه شهوانى پيش مى آيد، مى گويد: مولايم نمى پسندد، نمى خواهم.

اين نخواستن هم البته تلخ است. حالا يك جوانى كه در اوج شهوت است بخواهد از يك زن نامحرمى گذشت كند، خدا مى داند تلخ است، يا يك آدم دست تنگى بخواهد از ده ميليون تومان پول حرام گذشت كند، تلخ است، اين براى فردا صبحش يك نان ندارد، حالا ده ميليون تومان حرام پيش آمده، مى گويد: نمى خواهم.

خدا در قرآن نمونه هم ارائه داده است، هم نمونه گذشت از گناه شهوت را، هم نمونه گذشت از گناه مال، و هم نمونه گذشت از مقام حرام را نشان داده است. در روايات ما و تاريخ پاكان عالم هم نمونه زياد ارائه داده اند.(1)

 


1 ـ الكافى: 2 80، باب اجتناب المحارم، حديث 2؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ غَيْرَ ثَلاَثٍ عَيْنٍ سَهِرَتْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَيْنٍ فَاضَتْ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ عَيْنٍ غُضَّتْ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.»

من لايحضره الفقيه: 3/359، باب الأكل و الشرب في آنية الذهب، حديث 4272؛ «وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمِي مِنَ الطَّعَامِ مَخَافَةَ الدَّاءِ كَيْفَ لاَ يَحْتَمِي مِنَ الذُّنُوبِ مَخَافَةَ النَّار.»

بحار الأنوار: 70/351، باب 137، الذنوب و آثارها؛ «وَ قَالَ عليه السلام لاَ تَسْتَصْغِرُوا قَلِيلَ الآْثَامِ فَإِنَّ الصَّغِيرَ يُحْصَى وَ يَرْجِعُ إِلَى الْكَبِيرِ وَ قَالَ عليه السلام احْذَرُوا الذُّنُوبَ فَإِنَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ فَيُحْبَسُ عَنْهُ الرِّزْقُ.»

 

نمونه هاى مردان متقى

مثلاً ابوذر به صبحانه فردا صبحش نيازمند بود، سه هزار دينار طلا آوردند، گفتند: شنيديم فردا صبحانه ندارى، اين سه هزار دينار را بگير، با ده دينارش يك ماه مى توانست سلطنت كند، سه هزار دينار كه ده سال زندگى اش را شاهانه مى گذراند، به او گفت: اين پول حلال نيست، به اربابت برگردان، و به او بگو: من احساس ندارى و فقر نمى كنم « أصبحتُ غنياً بولاية (مولانا اميرالمؤمنين) على بن ابيطالب عليه السلام » من سرمايه ام پيوندى است كه با مقام ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام دارم. من اصلاً در خودم هيچ احساس فقر نمى كنم، اين پول را پس ببر.(1)


1 ـ رجال الكشى: 27، أبوذر، حديث 53؛ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ أَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى أَبِي ذَرٍّ مَوْلَيَيْنِ لَهُ وَ مَعَهُمَا مِائَتَا دِينَارٍ فَقَالَ لَهُمَا انْطَلِقَا إِلَى أَبِي ذَرٍّ فَقُولاَ لَهُ إِنَّ عُثْمَانَ يُقْرِئُكَ السَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ هَذِهِ مِائَتَا دِينَارٍ فَاسْتَعِنْ بِهَا عَلَى مَا نَابَكَ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ هَلْ أَعْطَى أَحَداً مِنَ الْمُسْلِمِينَ مِثْلَ مَا أَعْطَانِي قَالاَ لاَ قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ يَسَعُنِي مَا يَسَعُ الْمُسْلِمِينَ قَالاَ لَهُ إِنَّهُ يَقُولُ هَذَا مِنْ صُلْبِ مَالِي وَ بِاللَّهِ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ مَا خَالَطَهَا حَرَامٌ وَ لاَ بَعَثَ بِهَا إِلَيْكَ إِلاَّ مِنْ حَلاَلٍ فَقَالَ لاَ حَاجَةَ لِي فِيهَا وَ قَدْ أَصْبَحْتُ يَوْمِي هَذَا وَ أَنَا مِنْ أَغْنَى النَّاسِ فَقَالاَ لَهُ عَافَاكَ اللَّهُ وَ أَصْلَحَكَ مَا نَرَى فِي بَيْتِكَ قَلِيلاً وَ لاَ كَثِيراً مِمَّا يُسْتَمْتَعُ بِهِ فَقَالَ بَلَى تَحْتَ هَذَا الاْءِكَافِ الَّذِي تَرَوْنَ رَغِيفَا شَعِيرٍ قَدْ أَتَى عَلَيْهِمَا أَيَّامٌ فَمَا أَصْنَعُ بِهَذِهِ الدَّنَانِيرِ لاَ وَ اللَّهِ حَتَّى يَعْلَمَ اللَّهُ أَنِّي لاَ أَقْدِرُ عَلَى قَلِيلٍ وَ لاَ كَثِيرٍ وَ قَدْ أَصْبَحْتُ غَنِيّاً بِوَلاَيَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عليه السلام وَ عِتْرَتِهِ الْهَادِينَ الْمَهْدِيِّينَ الرَّاضِينَ الْمَرْضِيِّينَ الَّذِينَ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ وَ كَذَلِكَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ فَإِنَّهُ لَقَبِيحٌ بِالشَّيْخِ أَنْ يَكُونَ كَذَّاباً فَرُدَّاهَا عَلَيْهِ وَ أَعْلِمَاهُ أَنِّي لاَ حَاجَةَ لِي فِيهَا وَ لاَ فِيمَا عِنْدَهُ حَتَّى أَلْقَى اللَّهَ رَبِّي فَيَكُونَ هُوَ الْحَاكِمَ فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَه.»

 ادامه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
  12
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی بیست و دوم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی دوم
دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی اول
تهران مسجد رسول اکرم دهه سوم محرم 94 سخنرانی دوم
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی هجدهم
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی پنجم
تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی اول
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان94 سخنرانی نهم
نفس - جلسه پنجم
تهران هیئت سجادیه نازی آباد دهه سوم محرم 94 سخنرانی دوم

بیشترین بازدید این مجموعه

عقل کلید گنج سعادت - جلسه نهم - گوهری به نام عقل
در خرابه ی شام چه گذشت؟ چگونگی شهادت سه سالۀ حضرت ...
تفاوت «ضرر» و «خسران»
عدالت‏
شکیبایی در برابر مشکلات - جلسه نوزدهم - (متن کامل + ...
تبدیل اموال و اولاد به باقیات الصالحات
شراب طهور، مزد حرکت در صراط مستقیم
معنای معرفت
حق فرزندان در کلام امیرالمؤمنین(ع)
رسیدن به سعادت

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز