فارسی
جمعه 20 تير 1399 - الجمعة 19 ذي القعدة 1441
  525
  0
  0

وسائل هدايت - جلسه بیست و یکم (3) - (متن کامل + عناوین)

 

 

حال غيبت كنندگان در شب معراج

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند: شب معراج كه داشتند من را مى بردند، جمعيتى را ديدم كه با ناخن هاى خودشان صورتهاى خود را مى كندند.

« فقلت: يا جبرئيل من هؤلاء؟ » اين ها چه كسانى هستند؟ جبرئيل گفت: « الذين يغتابون الناس »(1) اين ها غيبت مردم را مى كردند و دنبال ريختن آبروى مردم بودند.

اين كلام خود خداست كه در كوه طور به موسى عليه السلام فرمود:

« إن المغتاب إذا تاب »

غيبت كننده وقتى توبه كند، من توبه اش را قبول مى كنم، اما به او بگو:

« فهو آخر من يدخل الجنة »

در قيامت آخرين نفرهايى كه به بهشت مى روند، غيبت كن هايى هستند كه توبه كرده اند.

« و إن لم يتب فهو أوّل من يدخل النار »(2)

 


1 ـ مستدرك الوسائل: 9/119، باب 132 تحريم اغتياب الموءمن، حديث 10410؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَرَرْتُ لَيْلَةَ أُسْرِيَ بِي عَلَى قَوْمٍ يَخْمِشُونَ وُجُوهَهُمْ بِأَظْفَارِهِمْ فَقُلْتُ يَا جَبْرَئِيلُ مَنْ هَوءُلاَءِ فَقَالَ هَوءُلاَءِ الَّذِينَ يَغْتَابُونَ النَّاسَ وَ يَقَعُونَ فِي أَعْرَاضِهِمْ.»

2 ـ بحار الأنوار: 72/222، باب 66، الغيبة؛ «وَ عَنْهُ قَالَ خَطَبَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله فَذَكَرَ الرِّبَا وَ عَظَّمَ شَأْنَهُ فَقَالَ إِنَّ الدِّرْهَمَ يُصِيبُهُ الرَّجُلُ مِنَ الرِّبَا أَعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ فِي الْخَطِيئَةِ مِنْ سِتٍّ وَ ثَلاَثِينَ زَنْيَةً يَزْنِيهَا الرَّجُلُ وَ إِنَّ أَرْبَى الرِّبَا عِرْضُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ وَ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ أَنَّ الْمُغْتَابَ إِذَا تَابَ فَهُوَ آخِرُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ وَ إِنْ لَمْ يَتُبْ فَهُوَ أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ النَّار.»

 

اگر توبه نكنند كه جزء اولين صفوف هستند كه وارد جهنم مى شوند.

 

تهمت؛ گناه بزرگ تر از كوه ها

اما مى آيند به جاى صلح دادنِ دو طرف، مى گويند: بايد طلاقش بدهد، براى اين كه اين عروسى كه ما گرفتيم، دختر نبوده، با يكى روى هم ريخته بود، و . . . .

بگذار طلاق بدهند، ديگر عروس دختر نبوده و با يكى ديگر بوده، اين حرفها كدام است؟

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

« البهتان على البرى ء أثقلُ من الجبال الراسيات »(1)

گناه تهمت در پرونده از سنگينى تمام كوه هاى عالم سنگين تر است.

امام رضا عليه السلام از پدرانش عليهم السلام نقل مى كند، تا از رسول خدا صلى الله عليه و آله :

هر كس به مؤمن يا زن مؤمنه اى تهمت بزند،

« أو قال فيه ما ليس فيه »

يا چيزى را بگويد كه در او نيست،


1 ـ الخصال: 2/348، تبع حكيم حكيما سبعمائة فرسخ في سبع، حديث 21؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ تَبِعَ حَكِيمٌ حَكِيماً سَبْعَمِائَةِ فَرْسَخٍ فِي سَبْعِ كَلِمَاتٍ فَلَمَّا لَحِقَ بِهِ قَالَ يَا هَذَا مَا أَرْفَعُ مِنَ السَّمَاءِ وَ أَوْسَعُ مِنَ الاْءَرْضِ وَ أَغْنَى مِنَ الْبَحْرِ وَ أَقْسَى مِنَ الْحَجَرِ وَ أَشَدُّ حَرَارَةً مِنَ النَّارِ وَ أَشَدُّ بَرْداً مِنَ الزَّمْهَرِيرِ وَ أَثْقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِيَاتِ فَقَالَ لَهُ يَا هَذَا الْحَقُّ أَرْفَعُ مِنَ السَّمَاءِ وَ الْعَدْلُ أَوْسَعُ مِنَ الاْءَرْضِ وَ غِنَى النَّفْسِ أَغْنَى مِنَ الْبَحْرِ وَ قَلْبُ الْكَافِرِ أَقْسَى مِنَ الْحَجَرِ وَ الْحَرِيصُ الْجَشِعُ أَشَدُّ حَرَارَةً مِنَ النَّارِ وَ الْيَأْسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ أَشَدُّ بَرْداً مِنَ الزَّمْهَرِيرِ وَ الْبُهْتَانُ عَلَى الْبَرِيءِ أَثْقَلُ مِنَ الْجِبَالِ الرَّاسِيَات.»

 

« أقامه الله يوم القيامة على تلٍّ من نار حتى يخرجُ مما قال فيه »(1)

خدا او را در يك تپه آتش مى گذارد و مى گويد: ثابت كن كه اين عروسى كه در خانواده شما او را طلاق داديد، دختر نبوده است. ثابت كن، اين با يك نامحرمى روى هم ريخته است.

خواستيد طلاقش بدهيد، صيغه طلاق مى خوانديد، اين همه بازى نداشت.

 

رعايت تقوا در عين اختلاف

اين داستان عجيب است؛ به يكى از خوبان گفتند: شنيديم كه مى خواهى همسرت را طلاق بدهى؟ گفت: بله، شرايط طلاق از نظر قرآن و روايات جمع است.

گفتند: چرا مى خواهى او را طلاق بدهى؟ گفت: او ناموس من است، الان خودش هم در اين مجلس نيست، من حق ندارم از او غيبت كنم. شما سؤال بدى كرديد.

زن را طلاق داد و زن هم بعد از مدتى طبق حكم فقه رفت و شوهر كرد. سال بعد رفقا به او گفتند: راستى زنت را پارسال چرا طلاق دادى؟ گفت: او الان زن من نيست، ناموس ديگران است، خدا به من اجازه نمى دهد كه پشت سر ناموس مردم حرف بزنم. شما اين سؤال تان بيجا است كه از من مى پرسيد.

چه كسى الان در خانواده ها دفاع از حق مى كند؟ چه كسى در خانواده ها غيبت نمى كند؟ تهمت نمى زند؟


1 ـ عيون أخبارالرضا عليه السلام : 2/33، باب 31، حديث 63؛ «عنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله مَنْ بَهَتَ مُوءْمِناً أَوْ مُوءْمِنَةً أَوْ قَالَ فِيهِ مَا لَيْسَ فِيهِ أَقَامَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى تَلٍّ مِنْ نَارٍ حَتَّى يَخْرُجَ مِمَّا قَالَ فِيهِ.»

 

طلاق رجعى و مسائل آن

حالا قول پروردگار عزيز عالم را هم ببينيد! در سوره مباركه بقره، وجود مقدس حضرت حق چقدر زيبا طلاق را مطرح مى كند:

« الطَّـلَـقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَـنٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ شَيْـءًا إِلاَّآ أَن يَخَافَآ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلاَ تَعْتَدُوهَا »(1)

من حكم طلاق را براى شما در درجه اول، طلاق رجعى قرار دادم. يك طلاق بدهيد، صبر كنيد تا آتش اختلافات خاموش بشود.

 

عدالت در طلاق دهندگان

طلاق هم خيلى سخت است. اگر شما بخواهيد زن را طلاق بدهيد، كه انشاء الله تا آخر عمر كسى اين كارى كه مبغوض خدا است را نمى كند، اما اگر كسى بخواهد زنش را طلاق بدهد، بعد از جمع شدن شرايط آن، بايد يك محضريى كه صد در صد اطمينان مذهبى به آن محضرى داشته باشد بياوريد، زن بايد در حال عادت نباشد، وقتى مى خواهند صيغه طلاق را اجرا كنند، عربى صحيح بايد باشد و حتما


1 ـ بقره (2) : 229؛ «طلاقِ [ رجعى كه براى شوهر در آن حقّ رجوع وبازگشت به همسر است ] دوبار است . [ شوهر در هر مرتبه از رجوع [بايد [ همسرش را [به طور شايسته ومتعارف نگه دارد، يا [ با ترك رجوع ، او را ] به نيكى و خوشى رها كند . و براى شما حلال نيست از آنچه [ به عنوان مهريه ] به آنان پرداخته ايد چيزى را بازستانيد ، مگر آنكه هر دو بترسند كه حدود و مقرّرات خدا را [ در روش همسردارى ] برپا ندارند .»

 

دو نفر شاهد عادلِ واقعى كه اهل گناه نيستند، صيغه طلاق را گوش بدهند. اگر اين شرايط اتفاق نيافتد، طلاق باطل است.

اين زن با اين طلاق اگر دو تا عادل حقيقى گوش ندهند، اگر برود و شوهر كند، شوهر دوم به او حرام است.

مشكل ترين كار در عقد و ازدواج، طلاق است. شرايط بسيار سنگين، ظريف و دقيق است.

 

سختى شهادت بر طلاق

اين قدر به شما بگويم: من را در منبرهاى دهه عاشورا و ماه رمضان ديده ايد، و قطعا هم به من اطمينان داريد، ولى اگر پاى شهادت در طلاق باشد كه بيايند به من بگويند: ما يك نفر را داريم كه به صيغه طلاق گوش بدهد و طبق قرآن يك شاهد ديگر را مى خواهيم، و در تمام ايران شما را انتخاب كرديم، والله من نفر دوم شنونده طلاق نمى شوم، چون طلاق را دو عادل واقعى بايد گوش بدهند.

 

راه برگشتن از طلاق رجعى

قرآن مى گويد: من دو تا طلاق قرار داده ام؛ يك طلاق كه اگر شرايط جمع باشد، مدتى بگذرد، آتش هاى عصبانيت بخوابد، طلاق به آن سختى، اگر زن به شوهرش پيغام داد كه ناراحتم، شوهر هم بگويد: من خجالت مى كشيدم كه به تو پيغام بدهم، من هم ناراحت هستم، صيغه طلاق به آن محكمى كه با دو تا شاهد عادل هم اجرا شده است، خداوند مى فرمايد: همديگر را نگاه كنند، با نگاه، هيچ چيزى هم نگويند، فقط نگاه كنند كه معنى اش اين باشد كه خانم! تو را مى خواهم، و زن هم به مرد نگاه كند، نگاه خواستن، آن طلاق باطل مى شود و عقد قبلى سر جاى خودش باقى هست. نيازى به خواندن عقد جديد نيست.

 پروردگار مى فرمايد: اگر همديگر را بخواهند، طلاق باطل، با هم زن و شوهر هستند، عقد هم نمى خواهند.

 

ادامه دارد. . .

 


منبع : پایگاه عرفان
  525
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز