فارسی
سه شنبه 24 تير 1399 - الثلاثاء 23 ذي القعدة 1441
  8
  0
  0

گرچه روزی تلخ‌تر از روز عاشورا نبود ازسیدضیاء‌الدین شفیعی

 گرچه روزی تلخ‌تر از روز عاشورا نبود
آنچه ما دیدیم جز پیشامدی زیبا نبود
عشق می‌فرمود: «باید رفت»، می‌رفتند و هیچ
بیم‌شان از تیرهای تلخ و بی‌پروا نبود
خیمه‌ها از مرد خالی می‌شد، اما همچنان
اهل بیت عشق در مردانگی تنها نبود
آفتاب ظهر عاشورا به سختی می‌گریست
کودکان لب‌تشنه بودند و کسی سقّا نبود
آسمان می‌سوخت از داغی که بر دل داشت، آه
کودکی آتش به دامن می‌شد و بابا نبود
کاروان کم‌کم به سمت ناکجا می‌رفت و کاش
بازگشتی این سفر را باز از آنجا نبود


منبع : سیدضیاء‌الدین شفیعی
  8
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
    ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
    مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
    ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
    شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
    دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
    نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
    علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
    برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
    دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

      بررسي و توصيف حوادث كربلا در اشعار اهلي شيرازي (2)
      دستی بلند می‌شود این نوحه‌ها کم است از هادی منوری
      نمی دانم چه گفت عباس با آب از علی مطهری
      موجِ جنون سرمی زند صحرا به صحرا از محسن نیکنام
      در چشم باد، لاله گل ِ پرپرش خوش است از مژگان عباسلو
      سوار سرخ از محمدحسین انصاری نژاد
      ای اهل کوفه رحمی این طفل جان ندارد از غلامرضا سازگار
      جوشنی از زخم بر تن اشک افشان ذوالجناح از سید عبدالله ...
      پرستو،عشق پیشه، تیز پرواز از رضا وفایی نژاد
      برادر جان مرا به خیمه‌ها مبر از محمد عطارروشن

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز