فارسی
يكشنبه 25 مهر 1400 - الاحد 11 ربيع الاول 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
579
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

وسائل هدايت - جلسه بیست و یکم (2) - (متن کامل + عناوین)

 

تلاش همگانى براى اطلاع رسانى مسائل مهريه و طلاق

 

حالا كه پاى كلمه طلاق به ميان آمد، نظر پروردگار و پيغمبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام را در رابطه با طلاق با دقت كامل عنايت كنيد.

اين نوشته ها را اى كاش به صورت تابلو در مى آوردند و در تمام دادگاه ها مى زدند. كاش قوه قضائيه يك دفترچه ده برگى درست مى كرد و اينها را چاپ مى كرد و در همه دادگسترى ها مى گذاشت، تا هر زن و مردى كه براى طلاق مراجعه مى كنند، اول اين دفترچه را به آنها مى داد كه بخوانند، بعد براى طلاق مراجعه كنند.

مسأله طلاق، مشترك بين مرد و زن است. گاهى مرد براى طلاق قدم جلو مى گذارد و گاهى هم زن و گاهى دو نفرى در مسأله طلاق و جدايى شركت و رضايت دارند.

البته يك سلسله مسائل فقهى داريم كه اگر براى مرد يا زن اتفاق بيافتد، آن عقد خود به خود باطل است، و طلاق لازم نيست.

يك مردى است كه توانايى جنسى ندارد، رفته و دخترى را عقد كرده و ثابت هم شده كه توانايى جنسى ندارد و نگفته، خود عقد به وسيله زن به هم زده مى شود.

يك مردى است كه بيمارى روانى دارد و نگفته است، عقد را به هم مى زنند. يك دختر خانمى است كه عيب دارد و نگفته بودند، عروسى به هم مى خورد، چون

تدليس ـ فريب كارى ـ كرده اند. يا آمده اند يك دخترى را نشان داده اند و يك دختر ديگر را برايش عقد كرده اند، اين هم مى تواند به هم بزند.

آن مواردى كه قهرا صيغه عقد به هم مى خورد آنها را كنار بگذاريد، خدا روى آنها حرفى ندارد، حرف خدا و پيغمبر و ائمه عليهم السلام با مرد و زنى است كه هر دو سالم هستند و بدون علت، فقط به خاطر اوقات تلخى، به خاطر اين كه جناب پولدار شده و ديگر خوشش نمى آيد با اين خانواده باشد، بخواهد طلاق بدهد.

آقا پنج بچه از اين خانم پيدا كرده است، و اين خانم بعد از پنج دفعه تا دم مردن رفتن، از ريخت افتاده است، آقا هم وضعش خوب شده است، ديگر از صورت و جمال همسر خود خوشش نمى آيد، دنبال يك خوش قيافه مى گردد و مى خواهد زنش را طلاق بدهد.

نظر خدا به اين طلاقى است كه مرد، زن ديگرى را ديده و زن شوهر دارد، و به او پيشنهاد كرده كه از شوهرت طلاق بگير، من تو را بگيرم و زن خودم را طلاق بدهم. اين طلاق را خدا دارد مى گويد.

زن غير از مرد خودش را ديده و به او گفته است: صبر كن! من اينقدر شوهرم را در فشار و مضيقه قرار مى دهم كه من را طلاق بدهد، تا بيايم به تو شوهر بكنم.

نظر به يك طلاقى است كه هيچ علت عقلى، منطقى، شرعى، خانوادگى، عرفى، اجتماعى، انسانى، عرشى و ملكوتى ندارد. فقط طلاق بر اساس هوس و شهوات است.

قاضيان دادگاه ها! زود در طلاق دخالت نكنيد كه گناه سنگينى است. زود زير بار طلاق نرويد كه گناه سختى است.

 

طلاق از نظر اسلام

 

« ما خلق الله شيئاً على وجهِ الأرضِ أحبّ اليه من العتاق و لا خلقَ اللّه

 

تعالى شيئاً على وجهِ الأرضَ أبغضَ من الطلاق »(1)

خدا چيزى را در اين عالم محبوب تر از اين ندارد كه انسان خودش را از آتش جهنم آزاد كند، و چيزى را مبغوض تر و منفورتر در اين عالم به مانند طلاق ندارد. از هيچ چيزى خدا به اندازه طلاق بدش نمى آيد.

آخر در اين مخلوقات عالم بدتر از شمر، يزيد، معاويه و عمرو عاص هم هست؟ يعنى تنها آنها منفورترين خلق خدا نيستند؟ پيغمبر صلى الله عليه و آله مى فرمايد: نفرتى كه خدا از جدايى و طلاق دارد، از هيچ چيز ديگرى ندارد.

 

طلاق؛ مبغوض ترين حلال نزد خدا

 

باز رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

« ما أحل الله شيئاً أبغضَ إليهِ من الطلاق »(2)

درست است كه خدا طلاق را حلال كرده و اجازه داده است، اما با اين كه اجازه داده، هيچ چيزى را در امور حلال به اندازه طلاق نفرت ندارد.

« إن الله يبغُضُ كُلَّ مطلاقٍ ذَوَّاق »(3)

خدا دشمن آن انسانى است كه خيلى طلاق در زندگى اش هست و زن را بازيچه


1 ـ كنز العمال: 9/662، حديث 27878؛ الجامع لأحكام القرآن: 3/127 [سورة البقرة (2) : آيه 229]؛ «عن معاذ بن جبل قال قال لي رسول الله صلى الله عليه و آله : يا معاذ ما خلق الله شيئا على وجه الأرض أحب إليه من العتاق و- لا خلق الله تعالى شيئا على وجه الأرض أبغض إليه من الطلاق . . . .»

2 ـ مستدرك الوسائل: 15/280، باب 1، حديث 17235؛ «وَ عَنْهُ صلى الله عليه و آله قَالَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ شَيْئاً أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّلاَق.»

3 ـ الكافى: 6/55، باب كراهية طلاق الزوجة الموافقة، حديث 4؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ سَمِعْتُ أَبِي عليه السلام يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ كُلَّ مِطْلاَقٍ ذَوَّاقٍ.»

 

 

شهوات خودش قرار داده.

دو سال با اين است و طلاقش مى دهد. سه سال با يكى ديگر مى رود، چهار سال با يكى ديگر، اصلاً اين موجود كارش اين است. علامت او اين است كه مبغوض خداست و درهاى رحمت الهى به روى او بسته است.

امام صادق عليه السلام مى فرمايد:

« إن الله يحبُّ البيتَ الذى فيهِ العُرس و يبغُض البيتَ الذى فيهِ الطلاق »

خانه اى كه در آن عروسى است، خدا عاشق آن خانه است، خانه خوبى است.

اما خانه اى كه صحبت طلاق در آن آمد، خدا نظرش به آن خانه نظر كينه و دشمنى است، از آن مرد و زن بدش مى آيد، نفرت دارد.

« ما من شى ءٍ أبغضُ إلى الله من الطلاق »(1)

نزد خدا هيچ چيزى مبغوض تر از طلاق نيست.

 

لعن خدا بر طلاق دهنده بى عذر

 

پيغمبر صلى الله عليه و آله به شخصى فرمود: زن گرفتى؟ گفت: بله، فرمود: چه مى كنى؟ گفت: طلاقش دادم.

يك روز ديگر پيغمبر صلى الله عليه و آله همان شخص را ديد، فرمود: زن گرفتى؟ گفت: بله، يك زن ديگر گرفتم، فرمود: چه كار مى كند؟ گفت: طلاقش دادم.


1 ـ الكافى: 6/54، باب كراهية طلاق الزوجة الموافقة، حديث 3؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الْعُرْسُ وَ يُبْغِضُ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الطَّلاَقُ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ مِنَ الطَّلاَقِ.»

 

بار سوم پيغمبر صلى الله عليه و آله در كوچه او را ديد، فرمود: ازدواج كردى؟ گفت: بله، فرمود: الان خانمت چكار مى كند؟ گفت: طلاقش دادم، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود:

« من غيرِ سوءٍ؟ » با علت طلاقش دادى؟ يعنى زن بى دينى بود؟ گفت: نه، زن ناشزه اى بود؟ يعنى حق شوهر را ادا نمى كرد؟ گفت: نه، اهل پخت و پز نبود؟ نه، تميز نبود؟ نه، نماز خوان نبود؟ نه.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

« إن الله يبغضُ أو يلعنُ كلُ ذواقٍ من الرجال و كلُ ذواقةٍ من النساء »(1)

خدا دشمن دارد و لعنت مى كند مردى كه زن را بازيچه خودش كرده و زنى كه مردان را بازيچه خودش كرده است.

شوهر اولش خوب بوده، طلاق گرفته و رفته شوهر دوم كرده، باز با دومى به هم زده و رفته شوهر سوم، با سومى به هم زده و رفته سراغ چهارمى. زنى كه عباد خدا را بازيچه خودش قرار داده، اين ملعونه است.

 

حَكَم از دو طرف براى جلوگيرى از طلاق

 

حالا شرايط طلاق جمع شد، مطابق قرآن و روايات يك مسائلى اتفاق افتاد كه


1 ـ الكافى: 6/54، باب كراهية طلاق الزوجة الموافقة، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام قَالَ مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ قَالَ طَلَّقْتُهَا يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ قَالَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقَالَ تَزَوَّجْتَ قَالَ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ قَالَ طَلَّقْتُهَا قَالَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ قَالَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله فَقَالَ تَزَوَّجْتَ فَقَالَ نَعَمْ ثُمَّ قَالَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ قَالَ طَلَّقْتُهَا قَالَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ قَالَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ فَقَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى الله عليه و آله انَّ اللَّهَ يُبْغِضُ أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ كُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاءِ.»

 

طلاق بى مانع بود، و شرعا اجازه داده مى شد كه طلاق صادر بشود، حالا كه مى خواهد طلاق اتفاق بيافتد، همين امشب كه شلوغ شد و شرايط جمع شد، كه بايد زن را طلاق داد، يا زن همين امشب پا در يك كفش كند كه من را بايد طلاق بدهى.

ببينيم قرآن چه مى گويد:

« وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهِ وَ حَكَمًا مِّنْ أَهْلِهَآ إِن يُرِيدَآ إِصْلَـحًا يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُمَآ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا خَبِيرًا »(1)

اگر صحبت طلاق پيش آمد، شرايط هم جمع بود كه واقعا اين زن و شوهر بايد جدا بشوند، خدا مى فرمايد: من راضى نيستم جدا بشوند، يك ريش سفيد متدينِ قابل قبول از جانب مرد ـ خانواده داماد ـ و يك ريش سفيدِ متدينِ قابل اعتماد از جانب خانواده زن بيايند بنشينند. اگر زن و شوهر مى خواهند راه صلاح و راه خدا را بپيمايند، آنها نظر بدهند، تا اين طلاق اتفاق نيافتد.

اگر زن و مرد نيتشان را پاك كنند، خدا مى آيد و نفر سوم اين جلسه مى شود، يعنى كنار آن پيرمرد با رحمتش بين اين زن و شوهر محبت ايجاد مى كند. خدا به كارهاى شما عالم و خبير است.

با سر و صدا و فرياد زدن و بى آبرويى كار درست نمى شود.

ببينيد خدا چقدر لطيف است؛ در سوره لقمان مى فرمايد:


1 ـ نساء (4) : 35؛ «و [ شما اى حاكمان شرع و عُقلا و بزرگان خانواده ! ] اگر از جدايى و ناسازگارى ميان زن و شوهر بيم داشتيد ، پس داورى از خانواده مرد ، و داورى از خانواده زن [ براى رفع اختلاف [ برانگيزيد كه اگر هر دو داور قصد اصلاح داشته باشند ، خدا ميان دو داور توافق و سازگارى ايجاد مى كند [ تا به صلاح زن و شوهر حكم كنند ] ؛ يقيناً خدا [ به نيّات و اعمال شما ] دانا و آگاه است .»

 

« وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الاْءَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ »(1)

داد كشيدن كار الاغ است.

دو نفر فقط با هم اختلاف دارند، يك زن و يك شوهر، طرف خانواده عروس يك نفر فقط حق دخالت دارد، آن هم امين، ريش سفيد، بزرگوار، با وقار و از طرف خانواده داماد هم يك نفر، بقيه همه بايد سكوت كنند، چون از حقيقت قضيه كه خبر ندارند، چه مى دانند اين ها به چه علت مى خواهند جدا شوند. اين ها اگر وارد بشوند، وارد غيبت و تهمت مى شوند.

به خاطر دختر و داماد و اقوامتان وارد غيبت نشويد.

« وَ لاَ يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضًا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَن يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ »(2)

پشت سر عروس و داماد و خانواده آنها غيبت كردن، گناهش مساوى با خوردن گوشت مرده آنها در مرده شور خانه است. اين متن قرآن است.

 

دين سوزى غيبت

 

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

« الغيبة أسرع فى دين الرجل المسلم من الأكلة فى جوفه »

يك ظرف زهر را يكى بردارد و سر بكشد، دو سه دقيقه بعد او را مى كشد. غيبت دين انسان را از آن ظرف زهر سريع تر مى كشد.


1 ـ لقمان (31) : 19؛ «و در راه رفتنت ميانه رو باش ، و از صدايت بكاه كه بى ترديد ناپسندترين صداها صداى خران است .»

2 ـ حجرات (49) : 12؛ «و از يكديگر غيبت ننماييد ، آيا يكى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده اش را بخورد ؟»

 

مردم در مسجد به انتظار نماز عباد نشسته اند، پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: « ما لم يحدث » اگر پيش آمدى پيش نيايد.

به حضرت گفتند: چه پيش آمدى؟ فرمود: « الإغتياب » اگر در مسجد غيبتى نشود. اگر غيبت بشود، كل اين مسجد آمدن ها باطل است.(1)

 

غيبت، بدتر از زنا

 

پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود:

« إياكُم و الغيبة »

من شما را از غيبت و پشت سر عروس و داماد و مردم و خانواده آنها حرف زدن مى ترسانم،

« فإن الغيبةَ أشدّ مِن الزنا »

گناهِ پشت سر مردم حرف زدن از زنا شديدتر است.

« إنّ الرجل قد يزنى و يتوب »(2)

يك مردى اشتباه مى كند، راه را گم مى كند، احمق مى شود و زنا مى كند، ولى بعد توبه مى كند، خدا توبه او را هم مى پذيرد، اما صاحب غيبت بايد برود و عروس و


1 ـ الكافى: 2/356، باب الغيبة و البهت، حديث 1؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى الله عليه و آله الْغِيبَةُ أَسْرَعُ فِي دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الاْءَكِلَةِ فِي جَوْفِهِ قَالَ وَ قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى الله عليه و آله الْجُلُوسُ فِي الْمَسْجِدِ انْتِظَارَ الصَّلاَةِ عِبَادَةٌ مَا لَمْ يُحْدِثْ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا يُحْدِثُ قَالَ الاِغْتِيَابَ.»

2 ـ مستدرك الوسائل: 9/118، باب 132 تحريم اغتياب الموءمن، حديث 10409؛ «قَالَ رَسُولُ االلَّهِ صلى الله عليه و آله ايَّاكُمْ وَ الْغِيبَةَ فَإِنَّ الْغِيبَةَ أَشَدُّ مِنَ الزِّنَا إِنَّ الرَّجُلَ يَزْنِي [ وَ يَتُوبُ ] فَيَتُوبُ اللَّهُ [ عَلَيْهِ ] وَ إِنَّ صَاحِبَ الْغِيبَةِ لاَ يُغْفَرُ لَهُ حَتَّى يَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ.»

 

داماد و خاله و عمه و غيبت شونده را راضى كند، بگويد: من پشت سر شما چقدر فحش دادم و ناروا گفتم. تا خدا او را ببخشد.

 

 ادامه دارد . . .


منبع : پایگاه عرفان
579
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

قرآن، نشان‌دهندۀ راه اندیشه در جهان هستی
درک حقایق با عمل به اهداف چهارگانۀ قرآن
بیماری‌های دل، مانعِ دریافت فیوضات الهی
تفکر و اندیشه، غذایی مفید برای عقل
زمینه‌های اندیشه برای انسان در قرآن
ارزش اندیشه و تفکر در نگاه امیرالمؤمنین(ع)
باارزش‌ترین گوهر دریای آفرینش
بیماری‌های درونی انسان
نقش و کارکرد دین
آثار ایمان در زندگی انسان

بیشترین بازدید این مجموعه

مرگ و فرصتها - جلسه بیست و دوم
تحت فشار بودن شيعيان در زمان بنى‏العباس‏
ارزش عمر و راه هزینه آن -جلسه پنجم(متن کامل +عناوین)
در مسئله ازدواج والاترين هدف را منظور داشته‏ باشيد
روايتى پر‌قيمت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ...
حضرت عيسى عليه السلام و درخواست شيطان براى گفتن لا اله ...
فضل و رحمت الهی - جلسه سوم - (متن کامل + عناوین)
آیه‌ای عجیب درباره شیطان
تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی یازدهم
کرمانشاه مسجد آیت‌الله بروجردی دههٔ اوّل صفر 1395 ...

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا