فارسی
پنجشنبه 23 ارديبهشت 1400 - الخميس 30 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
40
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

آخرین سرباز کوچک ازمریم حقیقت

آخرین سر باز کوچک دستهایش را گشود

گرد غم از چهره ی نورانی دریا زدود

بر تن تفتیده ی شن ها شهامت می کشید

نوجوانی که قرار از خیمه ی زینب ربود

سایه ای می خواست تا در خون بخشکد آفتاب

حیدری دستی علم شد در تب کشف وشهود

برق جهل از تیغ ظلمت در هوا رقصد وعشق

آخرین شهر شهامت را در آن صحرا سرود

مثل عباس از وفاپر بود واز ظلمت تهی

تشنه بر دست نجیبش تیغ ظلم آمد فرود

سر به دامان عمو سمت پدر پرواز کرد

سوز لبریز صدایی در فضا پیچیده بود

یک طرف مشکی رها ویک طرف دستی جدا

آسمان آشفته بود از ناله ی یاس کبود

مردهای تشنه هفتاد ودو بار عاشق شدند

هیچ رودی در دل دریای خون دیگر نبود


منبع : مریم حقیقت
40
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا