فارسی
سه شنبه 24 تير 1399 - الثلاثاء 23 ذي القعدة 1441
  13
  0
  0

فرهنگ عاشورا(3)

فرهنگ عاشورا(3)

اسارت

دستگير كردن،افرادى از لشكر مخالف يا افراد عادى را در جنگها بعنوان «اسير»
گرفتن و برده ساختن.در جنگهاى صدر اسلام نيز گروهى از كفار،اسير گرفته مى شدند، يابعضى از مسلمانان به اسارت مشركين در مى آمدند.
در حادثه كربلا،اين فاجعه كه اهل بيت امام حسين «ع »را پس از عاشورا اسير گرفته وشهر به شهر گرداندند[1] و در كوفه و شام به نمايش گذاشتند،نقض آشكار قوانين اسلام بود،چرا كه هم اسير گرفتن مسلمان صحيح نيست و هم اسير كردن زن مسلمان.آنگونه كه على «ع »نيز در جنگ جمل،اسير كردن را روانشمرد و عايشه را همراه عده اى زن به شهر خودش باز گرداند. البته بسر بن ارطاة به دستور معاويه بر يمن حمله كرد و زنان مسلمان را به اسارت گرفت.به اسيرى بردن عترت پيامبر در دوره حكومت اموى،اهانت به مقدسات دين بود،تا آنجا كه در دربار شام،يكى از شاميان از يزيد مى خواست كه فاطمه دختر سيد الشهدا را بعنوان كنيز،به او ببخشد!كه با اخطار حضرت زينب رو به رو شد.[2]گر چه يزيد،اهل بيت امام حسين «ع »را براى ترساندن مردم ديگر اسير كرد و شهر به شهر با خفت و خوارى گرداند،ولى اين دودمان عزت و آزادگى،از«اسارت »هم بعنوان سلاحى در مبارزه با باطل و افشاى چهره دشمن استفاده كردند و با خطبه ها و سخنرانيهاى بيدارگرشان حيله دشمن را نقش بر آب كردند.خطابه هاى زينب كبرى و امام سجاد«ع »ودختر امام حسين «ع »در كوفه و شام،نمونه اى از«مبارزه در اسارت »بود.حضرت زينب،حتى در مجلس يزيد و پيش روى او به اين اسير گرفتن و عمل ظالمانه و خارج از دين اواعتراض كرد:«اظننت يا يزيد حيث اخذت علينا اقطار الارض و آفاق السماء،فاصبحنانساق كما تساق الاسارى ان بنا على الله هوانا...امن العدل يابن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن تحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المعاقل...»[3]مى توان گفت امام حسين «ع »با تدبير و حسابگرى دقيق،زنان و فرزندان را همراه خودبه كربلا برد،تا راوى رنجها و گزارشگر صحنه هاى عاشورا و پيام رسان خون شهيدان باشند و سلطه يزيدى نتواند بر آن جنايت عظيم،پرده بكشد يا قضايا را به گونه اى وانمودكند.از اين رو،وقتى ابن عباس به سيد الشهدا گفت چرا زنان و كودكان را به عراق مى برى،پاسخ داد:«قد شاء الله ان يراهن سبايا...»[4]خدا خواسته كه آنان را اسير ببيند.اين اشاره به همان برنامه حساب شده است.به گفته مرحوم كاشف الغطاء:اگر حسين و فرزندان اوكشته مى شدند،ولى آن سخنرانيها و افشاگريهاى اهل بيت در آن موقعيتهاى حساس نبود،آن آثار و اهدافى كه امام حسين در واژگون ساختن حكومت يزيدى داشت محقق نمى شد.[5]اسارت اهل بيت با آن وضع رقت بار،عواطف مردم را به نفع جبهه حق و به زيان حكومت يزيد برانگيخت و سخنان زينب و سجاد«ع »در طول اسارت،لذت پيروزى نظامى را در ذائقه يزيد و ابن زياد،چون زهر، تلخ ساخت و جلوى تحريف تاريخ راگرفت و به بازماندگان و خانواده هاى شهدا درس داد كه شهيدان با خونشان و بازماندگان با رساندن پيام خون،بايد حق را يارى كنند،شهيدان كارى حسينى كنند و ماندگان،كارى زينبى!اسارت،هرگز به معناى تسليم شدن و انگيزه و هدف را فراموش كردن نيست.
آزادگان سرافراز دفاع مقدس در ايران نيز،در اسارتگاههاى عراق،ادامه دهنده جهادرزمندگان بودند و صبر و استقامتشان را از كاروان اسراى اهل بيت آموخته بودند.
زينب «ع »قافله سالار كاروان اسارت بود و مردانه و صبورانه،آن دوران تلخ را به پايان رساند.
ما وارث شهادت و ايثاريم
بنيانگذار عزت و آزادى
ما شور پر شراره ايمانيم
آنجا كه نيست جرات فريادى
در بطن اين اسارت ما خفته است
آزادى تمام گرفتاران
مرگ پر افتخار پدرهامان
سرمايه حيات هدفداران
رفتيم پيشواز اسارتها
تا كاخهاى ظلم براندازيم
تا در زمان قحطى حق جويان
آبى به آسياب حق اندازيم
ما رهسپار شهر خموشانيم
شهرى كه سايه بان زده از وحشت
شايد به تازيانه يك فرياد
بيدارشان كنيم،از اين غفلت
در كوفه و دمشق به پاسازيم
طوفانى از وزيدن صرصرها
هر جا كه شهر خفته و تاريكى است
روشن كنيم جلوه اخگرها[6]

اوصاف سيد الشهدا«ع لیه السلام»

در اوصاف،القاب و عناوينى كه نسبت به حسين بن على «ع »به كار رفته،بخصوص آنچه در زيارتنامه هاى آن حضرت ديده مى شود،يك جهان مطلب است.همه،نشان دهنده مقام والا و جايگاه رفيع او نزد خدا و رسول و ائمه است.برخى از اين اوصاف،كه از يك نگاه اجمالى و گذرا به زيارتنامه هاى «مفاتيح الجنان »بر مى آيد،چنين است:
امام،شهيد،رشيد،مظلوم،مقتول،مخذول،مهتضم،مجاهد،عابد،ذائد،قتيل العبرات،اسير الكربات،صريع العبرة الساكبة،قتيل الكفره،طريح الفجره،قتيل الله،ثار الله،حجة الله،باب الله، خالصة الله،ولى الله،صفى الله،حبيب الله،سفير الله،امين الله،عبد الله،وتر الله،الدليل على الله، الداعى الى الله،عيبة علم الله،موضع سر الله،نور،ثائر،طيب،صديق،طهر،طاهر،مطهر،عمود دين،دليل عالم،شريك قرآن،وصى مبلغ،سبط منتجب،سفينه نجات،خامس اصحاب كساء، سبط الرسول،سيد شباب اهل الجنة،قتيل الظماء،غريب الغرباء،باب المقام،باب حكمة رب العالمين،شاهد،وارث،وتر الموتور،خازن الكتاب المسطور،وارث التوراة و الانجيل و الزبور، سيد الشهدا،و...بسيارى از القاب و اوصاف ديگر.[7]در سخنرانيهاى آن حضرت نيز نمونه هايى وجود دارد كه اوصاف و ويژگيهاى خود رابر مى شمارد،از جمله خطبه اى كه روز عاشورا خطاب به كوفيان ايراد كرد و خصوصيات خود را بيان كرد،كه در بخشى از آن است:«اما بعد، فانسبونى فانظروا من انا؟ثم ارجعواالى انفسكم و عاتبوها،فانظروا هل يحل لكم قتلى و انتهاك حرمتى؟الست ابن بنت نبيكم وابن وصيه و ابن عمه...»[8]

اهداف نهضت عاشورا

مقصود از«هدف »امام حسين «ع »در حادثه كربلا،چيزى است كه آن حضرت براى دست يافتن به آنها يا تحقق آنها هر چند در زمانهاى بعد،دست به آن قيام زد و در اين راه،شهيد شد. فهرستى از اين اهداف مقدس به اين صورت است:
1-زنده كردن اسلام
2-آگاه ساختن مسلمانان و افشاى ماهيت واقعى امويان
3-احياى سنت نبوى و سيره علوى
4-اصلاح جامعه و به حركت در آوردن امت
5-از بين بردن سلطه استبدادى بنى اميه بر جهان اسلام
6-آزاد سازى اراده ملت از محكوميت سلطه و زور
7-حاكم ساختن حق و نيرو بخشيدن به حق پرستان
8-تامين قسط و عدل اجتماعى و اجراى قانون شرع
9-از بين بردن بدعتها و كجرويها
10-تاسيس يك مكتب عالى تربيتى و شخصيت بخشيدن به جامعه اين هدفها،هم در انديشه و عمل سيد الشهدا،جلوه گر بود،هم در ياران و سربازانش.
از جمله سخنان امام حسين «ع »كه گوياى اهداف اوست،عبارت است از:
«...انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى،اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكرو اسير لبسيرة جدى و ابى على بن ابى طالب ».[9]و در نامه خود به بزرگان بصره نوشت:«...انا ادعوكم الى كتاب الله و سنة نبيه،فان السنة قد اميتت و البدعة قد احييت فان تسمعوا قولى اهدكم سبيل الرشاد».[10]و در نامه اى كه همراه مسلم بن عقيل به كوفيان نوشت،رسالت امامت را اينگونه ترسيم فرمود:«...فلعمرى ما الامام الا العامل بالكتاب و الاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس نفسه على ذات الله،و السلام ».[122]و در كربلا به ياران خويش فرمود:«الا ترون الى الحق لا يعمل به والى الباطل لا يتناهى عنه،ليرغب المؤمن فى لقاء الله،فانى لا ارى الموت الا سعادة و الحياة مع الظالمين الابرما».[11]
از حسين اكتفا به نام حسين
نبود در خور مقام حسين
بلكه يابد كه خلق دريابند
علت اصلى قيام حسين
كشته شد زير بار ظلم نرفت
به به از قدرت تمام حسين
بهر احياى دين شهادت يافت
زنده شد نام دين زنام حسين[12]

ايثار

از بارزترين مفاهيم و درسهاى عاشورا،«ايثار»است.ايثار يعنى فداكارى و ديگرى رابر خود مقدم داشتن و جان و مال خود را فداى چيزى برتر از خويش كردن.در كربلا،فداكردن جان در راه دين،فدا كردن خود در راه امام حسين «ع »،به خاطر حسين،تشنه جان دادن و...ديده مى شود.امام حسين «ع »جان خود را فداى دين مى كند،اصحاب او،تازنده اند،نمى گذارند كسى از بنى هاشم به ميدان رود،تا بنى هاشم زنده اند،آسيبى به حسين «ع »نمى رسد.شب عاشورا كه امام،بيعت را از آنان بر مى دارد كه جان خويش رانجات دهند،يكايك برخاسته،اعلام فداكارى مى كنند و مى گويند:زندگى پس از تو رانمى خواهيم و خود را فداى تو مى كنيم.[13] وقتى مسلم بن عوسجه بر زمين مى افتد،درآخرين لحظات به حبيب بن مظاهر وصيت مى كند كه تا زنده اى مبادا دست از يارى حسين بردارى،جانت را فداى او كن.[14] برخى از ياران امام حسين،هنگام نماز ظهر،جان خويش را سپر تيرهاى دشمن مى كنند و امام نماز مى خواند. عباس «ع »بالب تشنه وارد فرات مى شود و چون مى خواهد آب بنوشد،ياد لبهاى تشنه حسين و اطفال افتاده،آب نمى نوشد و به خويش نهيب مى زند كه آيا آب بنوشى،در حالى كه حسين «ع »تشنه و درآستانه مرگ است؟[15]
آب،شرمنده ايثار علمدار تو شد كه چرا تشنه از او اينهمه بى تاب گذشت[16]
زينب،براى نجات جان امام سجاد«ع »،خويش را به خيمه آتشگرفته مى زند.وقتى هم كه در مجلس يزيد،فرمان مى دهند كه امام سجاد«ع »را بكشند،زينب جان خويش را سپربلا قرار مى دهد و دهها صحنه ديگر كه هر كدام زيباتر از ديگرى الفباى ايثار را به آزادگان مى آموزد. اين كه كسى حاضر باشد جان خويش را فداى جان ديگرى و فداى مكتب كند،نشانه ايمان والا به آخرت و بهشت و پاداش الهى است.امام حسين نيز در آغاز حركت به كربلا،فرمود هر كه آماده است جان خويش را در راه ما نثار و ايثار كند،با ما حركت كند:
«من كان باذلا فينا مهجته...فليرحل معنا...».[17] همين فرهنگ بود كه نوجوانى چون حضرت قاسم را وامى داشت كه روز عاشورا خطاب به امام حسين «ع »بگويد:«روحى لروحك الفداء و نفسى لنفسك الوقاء»[18] جانم فداى جانت.در زيارت عاشورا نيز به صفت ايثار ياران حسين «ع »تصريح شده است:«الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام »[19] آنان كه از جان و خون خويش در راه حسين «ع »گذشتند.
نويسنده: حجت الاسلام جواد محدثی

پي نوشت :

1- بحار الانوار،ج 45،ص 58.
2- تاريخ طبرى(چاپ قاهره)،ج 4،ص 353.
3- مقتل الحسين،مقرم،ص 462.
4- حياة الامام الحسين،ج 2،ص 297.
5- همان،ص 298.
6- قبله اين قبيله(از مؤلف)،ص 96.
7- بحار الانوار،ج 45،ص 6.
8- حياة الامام الحسين بن على،ج 2،ص 264.
9- همان،ص 322.
10- همان،ص 340.
11- حياة الامام الحسين بن على،ج 3،ص 98.
12- حسين،پيشواى انسانها،ص 53.
13- موسوعة كلمات الامام الحسين،ص 100.
14- بحار الانوار،ج 45،ص 20.
15- همان،ص 41.
16- نصر الله مردانى.
17- بحار الانوار،ج 44،ص 366.
18- موسوعة كلمات الامام الحسين،ص 467.
19- بحار الانوار،ج 98،ص 293 و 296،مفاتيح الجنان،زيارت عاشورا.


منبع : فرهنگ عاشورا
  13
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تحليلي درباره اهداف قيام امام حسين
    انسان زنده
    آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟
    حادثه عاشورا در گذر تاریخ
    نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام
    قیام امام حسین علیه السلام از دیدگاه شیعیان
    امام حسین و چرایى انتخاب کوفه
    اربعین حسینی واسرای کربلا
    بن مایه ها و درون مایه هاى رخداد عاشورا (بررسى تاریخى)
    فرهنگ عاشورایی انقلاب

بیشترین بازدید این مجموعه

      حرکت حضرت امام حسین (ع) به سمت مکه
      مقام معظم رهبری: عاشورا؛ منشأ برکات و حرکت
      امام لباسي را مي‌طلبد كه كسي بدان رغبت نكند
      امامت ، دستگاهى كه عزت خدايى را براى مردم به وجود مى ...
      قرآن و عاشورا
      تآملی درعزت حسینی و عظمت عاشورا
      بازتاب مقاومت کربلا در دوره معاصر(1)
      امام سجاد(علیه السلام) و حوادث کربلا
      قیام امام حسین علیه السلام از دیدگاه طبری
      آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز