فارسی
يكشنبه 01 خرداد 1401 - الاحد 21 شوال 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
125
0
نفر 0

غزل آتش ازسید ضیاء الدین شفیعی

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفت

بغضی شکست و دامن هفت آسمان گرفت

 

آبی که دستبوس عطش بود شعله زد

آتش، سراغ خیمه ی رنگین کمان گرفت

 

ابری برای گریه نیامد ولی زسنگ

خون، غنچه غنچه خاک تو را در میان گرفت

 

" اسبی ز سمت علقمه آمد" دگر بس است

تیری امام آینه ها را نشان گرفت

 

مانده است در حکایت این سوگ، شعر من

چندان که جسم سوخت و آتش به جان گرفت

 

از آخرین شراره چنین می رسد به گوش:

باید تقاص عافیت از کوفیان گرفت 


منبع : سید ضیاء الدین شفیعی
125
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

محرم در ادب فارسی
شمع شهدا از قاسم رسا
تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
بحر طویل حضرت رقیه از غلامرضا سازگار
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد

بیشترین بازدید این مجموعه

باب حوائج از محمد جواد غفورزاده «شفق»
مشک تشنه ازفریدون شمس(پژمان)
خونابه ی زنجیراز سیدعباس صدرالدینی
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
بررسي و توصيف حوادث كربلا در اشعار اهلي شيرازي (1)
تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
زخمی هزار کربلای کینه ای از آرش پور علیزاده
ناگهان شاعری پریشان شد از علی سلیمانی
آینه در کربلاست از بیدل دهلوی
افتاد تا که از تن آن جان‌نثار دست از مشکاة کاشمری

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^