فارسی
دوشنبه 23 تير 1399 - الاثنين 22 ذي القعدة 1441
  7
  0
  0

نقش عاشورا در بقاي اسلام

نقش عاشورا در بقاي اسلام

حال اگر کسي سؤال کند که از کجا بدانيم داستان کربلا چنين نقش تعيين کننده اي در پيشرفت اسلام، در بقاي اسلام و نهايتاً در سعادت انسان ها داشته و مي تواند داشته باشد؟ در اين باره نيز بايد تا حدي که توان داريم و وقت اجازه مي دهد صحبت کنيم.
آنچه دوست و دشمن بر آن اتفاق دارند اين است که داستان کربلا، اگر در عالم انسانيت داستان منحصر به فردي نباشد، از وقايع بسيار کم نظير است. البته ما براساس آنچه از ائمه اطهار عليه السلام دريافت داشته ايم، اين داستان را منحصر به فرد مي دانيم و معتقديم که نظير اين داستان در گذشته نبوده و در آينده هم نخواهد بود. ولي از جهت احتياط در سخن و براي اين که باکساني مواجه هستيم که طبعاً از ما دليل و سند مي خواهند و براي اين که واردآن بحث ها نشويم، مي گوييم اتفاق نظر همه ي مورخين و همه ي آشنايان به تاريخ بشر اين است که اگر داستان عاشورا منحصر به فرد نباشد، از کم نظيرترين داستان هاي عالم است؛ داستاني که هم از نظر کيفيت وقوع، هم از نظر عظمت مصيبت، و هم از نظر بقاي خاطره ي آن در ميان مردم و آثار اجتماعي که بر آن مترتب مي شود، با هيچ ماجراي ديگري قابل مقايسه نيست. خود همين تکرار عزاداري هايي که در کشور خودمان مي بينيم، مي تواند براي ما عامل هشدار دهنده و بيدارکننده اي باشد که هيچ حادثه ديگري با اين حادثه قابل مقايسه نيست. حادثه اي که براي آن اين همه وقت صرف مي شود، اين همه هزينه مي شود و اين همه اشک ها ريخته مي شود، با چه حادثه و پيشامدي قابل تشبيه است؟

گستردگي، اهميت و تأثير عزاداري براي سيدالشهدا ء عليه السلام

اين عزاداري ها مخصوص شهر و کشور ما نيست. شايد بسياري از مردم گمان کنند که اين گونه عزاداري ها مخصوص شهرهايي همچون قم و مشهد يا ساير شهرهاي ايران است؛ اما من به شما عرض کنم که در دورترين نقطه هاي جهان در ايام محرم و صفر و به خصوص روز عاشورا شبيه همين مراسمي که شما در شهر خودتان داريد برنامه هايي برگزار مي شود. در نيويورک که يکي از بزرگ ترين شهرهاي دنيا است، در روز عاشورا از طرف شيعيان پاکستاني، ايراني، عراقي، لبناني و بعضي از کشورهاي ديگر، دسته ي سينه زني راه مي افتد به طوري که توجه همه مردم را به خود جلب مي کند. بزرگ ترين خيابان اين شهر، پر از جمعيت مي شود به گونه اي که رفت و آمد را مشکل مي سازد.
علاوه بر شيعيان، در بسياري از کشورهاي سني نشين هم در ايام عاشورا چنين مراسمي از سوي اهل سنت برگزار مي شود؛ يا اگر شيعيان جلساتي تشکيل مي دهند، برادران اهل تسنن، خود را موظف مي دانند که در اين مراسم شرکت کنند. بسياري از برادران اهل تسنن ما در شبه قاره هند، هم در هندوستان که تعداد مسلمانان آن، دو برابر جمعيت کل ايران است و هم در بنگلادش و پاکستان، به عنوان اداي اجر رسالت، بر خود واجب مي دانند که در مراسم عزاداري سيدالشهداء عليه السلام شرکت کنند. چون در قرآن آمده است: «قل لا أسئلکم عليه اجراً الا الموده في القربي». (1) بر همين اساس، ايشان نيز اظهار مودت به اهل بيت عليه السلام را اجر رسالت مي دانند و اداي آن را بر خود واجب مي شمارند. به اين دليل وقتي عزاداري سيدالشهداء عليه السلام برپا مي شود، آن ها هم براي اظهار محبت و علاقه به اهل بيت عليه السلام و اداي اين ديني که به عهده ي خود مي دانند شرکت مي کنند؛ بلکه حتي بت پرستاني که به شريعت اسلام معتقد نيستند، به لحاظ برکاتي که از عزاداري سيدالشهداء عليه السلام ديده اند مراسم عزاداري برپا مي کنند و نذورات فراواني براي برگزاري مراسم سيدالشهداء عليه السلام دارند. اين ها مواردي است که در تمام دنيا ديده مي شود و کفار هم مي دانند که چنين مسائلي وجود دارد. شما هيچ حادثه اي را در عالم نمي توانيد نشان دهيد که چنين تأثيري داشته باشد و ملت هاي مختلف را تحت تأثير قرار داده باشد.
از نظر طول اثر، بيش از سيزده قرن است که طراوات و تازگي خود را حفظ کرده و گويي اين جريان ديروز واقع شده است و مردم همچنان با سوز و گداز مي گريند و بر سر و سينه مي زنند. شايد بعضي از مراسم عزاداري وجود داشته باشد که از جهت قدمت سابقه ي بيش تري داشته باشد. نمونه اي که مي توان به آن اشاره کرد، عزاداري اي است که مسيحيان براي به دار زدن حضرت عيسي عليه السلام انجام مي دهند. سالگرد به دار کشيده شدن حضرت عيسي ـ علي نبينا و آله و عليه السلام ـ در همين ايام بهار است. البته ما معتقديم که چنين اتفاقي واقع نشده است. قرآن مي فرمايد: «و ما قتلوه و ما صلبوه و لکن شبه لهم». (2) اما آن ها معتقدند که حضرت عيسي عليه السلام را به دار کشيدند و ايشان را دفن کردند و بعد از سه روز، ايشان از قبر بيرون آمد و به آسمان رفت. لذا براي سالگرد به دار کشيده شدن حضرت عيسي عليه السلام مراسم عزاداري برپا مي کنند. بنده يک سال در واتيکان بودم که مصادف بود با شب هايي که شب عزاداري حضرت مسيح عليه السلام بود. اين مراسم در کليساي بزرگ رم، در کليساي سن پيتر با حضور خود پاپ برگزار مي شد و برنامه به گونه اي پيش آمد که ما هم در آن شرکت کرديم. بديهي است مراسمي که در آن، پاپ که شخصيت جهاني عظيمي دارد شرکت مي کند و از اطراف دنيا براي ديدن آن جمع مي شوند و در کليسايي که بزرگ ترين کليساي عالم است برپا مي گردد، مراسمي باشکوه خواهد بود. در اين مراسم لباس مشکي مي پوشند، شمع روشن مي کنند و سرودهاي مذهبي شبيه نوحه اي که ما مي خوانيم، به صورت آرام مي خوانند. چنين مراسمي را برگزار مي کنند، اما تمام اين مراسم به اندازه ي مجلس ترحيم يکي از علماي ما شور ندارد. از آن جا که از ميلاد حضرت مسيح عليه السلام دو هزار سال مي گذرد، مي توانيم بگوييم سابقه ي برگزاري اين مراسم عزاداري به حدود دو هزار سال مي رسد و اين مراسم همچنان برگزار مي شود و مورد احترام است. اما به همين صورت کم رنگ و خيلي عادي برگزار مي گردد. اگر شما اين مراسم را با يکي از مجالس عزاداري که در قم يا تهران برگزار مي شود مقايسه کنيد، آن وقت خواهيد ديد که چه قدر تفاوت راه است ميان آن ارادتي که مسلمانان ـ به خصوص شيعيان ـ از عمق جان اظهار مي کنند، با آنچه در بزرگ ترين اديان جهان و با آن تشکيلات، براي حضرت مسيح عليه السلام برگزار مي شود. به هر حال شما بهتر مي دانيد و خودتان لمس کنيد که کيفيت آن با هيچ مراسمي قابل مقايسه نيست.
به اين مطالب، فداکاري هايي را که شيعيان در طول تاريخ کرده اند اضافه کنيد. اين فداکاري ها براي اين بوده است که بتوانند اين مراسم را برگزار کنند و بتوانند به زيارت قبر سيدالشهداء عليه السلام نايل شوند. هميشه برگزاي اين گونه مراسم و زيارت قبر آن حضرت عليه السلام به اين راحتي نبوده است. البته الآن هم خيلي راحت نيست، ولي زماني بود که اگر کسي مي خواست براي زيارت قبر سيدالشهداء عليه السلام برود، بايد جان خود را کف دست بگيرد. مأموران دولت عباسي، به خصوص در زمان متوکل، آنچنان سخت گيري مي کردند که کسي جرأت نکند به نزديک حرم حسيني برسد. و بالاخره قبر سيدالشهداء عليه السلام را خراب کردند، بر آن آب بستند و زمينش را شخم زدند، براي اين که به کل آثار اين قبر محو شود. ولي شيعيان براي آن که بتوانند حتي قبر سيدالشهداء را زيارت کنند عليه السلام، حاضر شدند دست بدهند، پا بدهند، جان بدهند، اما بروند و از نزديک سلام بدهند. چنين چيزي قطعاً در تاريخ بشر نمونه ندارد. اگر از هر جهت ديگر بگوييم شباهتي با ساير حوادث دارد، از اين جهت شباهتي با هيچ حادثه اي ندارد. هيچ واقعه اي را نمي شود با اين واقعه مقايسه کرد.
البته اين حادثه اتفاقي نيست؛ درست است که خداي متعال در قلب مؤمنان عشقي براي سيدالشهداء عليه السلام قرار داده است و در اين مورد يک عامل غيبي وجود دارد، اما کارهاي الهي معمولاً بدون اسباب ظاهري نيست؛ اين که گاهي بدون اسباب ظاهري کاري انجام مي گيرد، استثناء است. تصادفي نبوده که شيعيان اين طور علاقه مند شدند. حتي اهل تسنن و حتي بت پرستان هم برکات و آثاري از اين کار ديده اند. ولي شايد مهم تر از همه، توصيه هايي بوده است که پيشاپيش از طرف خود پيغمبر اکرم و از طرف ائمه و اهل بيت عليه السلام بر زيارت، بزرگداشت و عزاداري، گريستن و برپا کردن مراسم ماتم صادر و بر آنها تأکيد شده است. تأکيدهايي عجيب، که يک سلام دادن براي سيدالشهداء عليه السلام ثواب حج و عمره دارد. سلامي که از حضور قلب و از صدق دل انجام بگيرد مي تواند ثواب حج مستحب داشته باشد. آن قدر ثواب در فضيلت زيارت سيدالشهداء عليه السلام وارد شده است که کتاب ها از اين قبيل مطالب پر شده است. رفتاري را که خود ائمه اطهار عليه السلام در بزرگداشت اين مراسم داشته اند مورد توجه قرار دهيد. مثلاً به کساني که مرثيه مي گفتند و شعر مي سرودند، صله هاي فراوان مي دادند و از آن ها بسيار تمجيد مي کردند و به آنان احترام مي گذاشتند. در اين عزاداري در بيوت خود مراسم عزاداري تشکيل مي دادند، شاعري را دعوت مي کردند، مي آمد مرثيه مي خواند. هم سفارش هاي زباني و هم سيره ي عملي و هم ذکر آن همه ثواب ها بري زيارت و بزرگداشت عزاداري و بالأخره آن عشقي که خدا در دل هاي پاک مؤمنان قرار داده؛ اين حادثه را به صورت حادثه ي منحصر به فردي در تاريخ بشر درآورده است.
خوب، اين ها چه اثري در زندگي انسان ها داشته است؟ ما معتقديم که مقام پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله از ائمه اطهار عليه السلام بالاتر است. چرا براي وفات پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله اين گونه عزاداري نمي کنيم؟ چرا با اين که مقام پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله از همه ي ائمه ي اطهار عليه السلام بالاتر است، اين همه سفارش براي زيارت و برپا کردن مراسم عزاداري آن حضرت نشده است؟ ما دوازده امام معصوم داريم، اگر بنا بر تفضيل مقام ائمه باشد، براساس آنچه خود ايشان فرموده اند مقام اميرالمؤمنين عليه السلام از همه بالاتر است. درست است که ما براي شهادت اميرالمؤمنين عليه السلام هم خيلي عزاداري مي کنيم، اما نسبت به سيدالشهداء عليه السلام قابل مقايسه نيست. مصيبت حسين عليه السلام چه خصوصيتي دارد که اين چنين براي او اهميت قائل شده اند و اين همه سفارش کرده اند؟ بگذريم از رواياتي که مي فرمايد از زمان حضرت آدم عليه السلام، ذکر حسين عليه السلام و گريه کردن بر مصيبت حسين عليه السلام بوده است. رواياتي هست که همه انبيا و اوليا و فرشتگان آسمان براي سيدالشهداء عليه السلام گريه کرده اند. اين ويژگي که پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله در مورد آن بزرگوار فرمود: «حسين مني و أنا من حسين» (3) براي چيست؟ خوب، معناي «حسين مني» روشن است؛ اما «انا من حسين» خيلي مهم است. يا عبارت معروفي که معمولاً در حسينيه ها مي نويسند که از اين روايت گرفته شده است: «ان الحسين ابن علي في السماء أکبر منه في الارض فانه لمکتوب عن يمين عرش الله مصباح هدي و سفينه نجاه» (4) حسين چراغ هدايت و کشتي نجات است. خوب، همه امامان ما عليه السلام چراغ هدايت بوده اند، همه ي آنان کشتي نجات هستند. در زيارت جامعه مي خوانيم که همه ي شما کشتي نجات هستيد، هر کس به شما تمسک بجويد، نجات مي يابد، و هر کس از شما دور و عقب بماند، هلاک مي شود. همه ي اهل بيت عليه السلام همين گونه اند. پس حسين عليه السلام چه خصوصيتي دارد؟
بدون شک شخصيت سيدالشهداء عليه السلام و شرايطي که به تقدير الهي براي زندگي ايشان پيش آمد، يک ويژگي به زندگي آن حضرت عليه السلام و به خصوص شهادت او بخشيد که اين برکات مي تواند از آن ناشي شود. همين طور ما معتقديم همه ي ائمه اطهار عليه السلام نور واحد هستند؛ هر امام ديگري هم به جاي امام حسين عليه السلام بود، بايد همين برنامه را اجرا مي کرد. اگر اختلافي در رفتار ائمه عليه السلام ديده مي شود، به لحاظ شرايط اجتماعي زمان ايشان بوده است. مثلاً امام حسن عليه السلام اول جنگيد و بعد صلح کرد. اين که معروف است که امام حسن عليه السلام در مقايسه با سيدالشهداء عليه السلام سمبل صلح بود، بدان معنا نيست که دو نوع سليقه و دو قرائت از اسلام داشته اند، قرائتي صلح طلبانه و قرائت ديگري خشونت آميز، خير، ما معتقديم اگر امام حسين عليه السلام هم در موقعيت امام حسن عليه السلام بود، مي بايست همانند امام حسن عليه السلام رفتار کند و اگر امام حسن عليه السلام در شرايط امام حسين عليه السلام بود، بايد همان رفتار امام حسين عليه السلام را انجام مي داد، و ساير ائمه عليه السلام نيز به همين شکل. اختلاف در روش ها و رفتارها به خاطر شرايط اجتماعي خاصي بوده که اين وظايف را ايجاب مي کرده است. پس اين شرايط خاص است که براي ابي عبدالله پيش آمد و زمينه اي را فراهم کرد که نقشي را در تاريخ بشر و راهنمايي انسان ها ايفا کند که براي هيچ فرد ديگري ميسر نشد. اين شرايط بود که چنين رفتاري را تعيين کرد؛ يا نه زبان ديني اين تقدير الهي بود، خواست خدا بود. چون شرايط اجتماعي هم به دست خداست، همه چيز به اراده ي لا يزال الهي منتهي مي شود. اين دو مطلب، دو روي يک سکه است؛ خواه بگوييم خدا اين ويژگي را به امام حسين عليه السلام بخشيد، و يا بگوييم شرايط زندگي ابي عبدالله اين خصوصيت ها را اقتضا کرد. چون اين شرايط نيز تابع اراده خدا است و طبق تقدير او انجام مي گيرد.
حال بايد بررسي کنيم که چگونه سيدالشهداء عليه السلام اين ويژگي را پيدا کرد که بتواند اين برکات را داشته باشد و مردم در سايه ي عزاداري در مصيبت او بتوانند مصالح دنيا و به خصوص مصالح آخرتشان را تامين کنند؛ چون براي مومن، دنيا مقدمه اي براي تکامل اخروي است و حيات اصلي در آن جا است. اين جا يک دوران جنيني است که ما مي گذرانيم. حيات حقيقي، پس از مرگ شروع مي شود. «و ان الدار الآخره لهي الحيوان»، (5) حيات واقعي، پس از اين عالم است. به هر حال، هم مصالح دنيوي و هم مصالح اخروي ما در سايه ي توسل به سيدالشهداء عليه السلام، توجه به آن حضرت، عزاداري براي او، گريستن براي او و عرض ارادت به ايشان است. همه شما آن قدر از معجزات و کراماتي که از اين عزاداري ها حاصل شده است شنيده ايد که من هر چه بگويم زيره به کرمان بردن است؛ لذا به اين قسمت نمي پردازم. حتي خاک گِلي که عزاداران سيدالشهداء عليه السلام به پيشاني مي ماليدند موجب شفاي چشم حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره) شد. اين داستان را همه شنيده ايد که ايشان به چشم دردي مبتلا بودند که معالجه نمي شد. تا اين که در اين عاشورا در بروجرد دسته اي سينه زن به منزل ايشان آمدند. مرحوم آيت الله بروجردي مقداري از گِل هايي را که عزادارن حسيني به سر و صورت ماليده بودند، برداشته و به چشم ماليد و آن چشم درد ايشان معالجه شد و تا آخر عمر هيچ ناراحتي از ناحيه چشم نداشتند و بدون عينک ريزترين خطها را مي خواندند و اين به برکت گِلي بود که از سر وپيشاني سينه زنان سيدالشهداء عليه السلام ريخته بود. از اين گونه کرامات و معجزات الهي ماشاء الله وجود داد. همه ي شما با يک قطره اشکي که در اين مراسم مي ريزيد، اول نورانيت آن را در خود احساس مي کنيد. حاجت هايي که از شما برآورده مي شود و نيز بسياري از آفت ها و مصيبت هايي که از شما دفع مي شود و نمي دانيد، در مرحله ي بعد است. نکته اي است که داخل پرانتز عرض مي کنم که در دعاها به آن اشاره شده است، و آن اين که ما غالباً فقط حاجت هايي را که از خدا مي خواهيم و برآورده مي شود، به حساب مي آوريم؛ اما نمي دانيم چه مصيبت هايي متوجه ما بوده است و خدا آن مصيبت ها را از ما برداشته است و از آن ها خبر نداريم؛ در حالي که به برکت نام سيدالشهداء عليه السلام ده ها برابر برکاتي که بر مردم نازل مي شود، آفات
و مصيبت هايي از آن ها برداشته مي شود و ما خبر نداريم و آن ها را به حساب نمي آوريم. اگر چنين چيزي باشد، آيا جا ندارد که مردم اين همه اهتمام به گريه و عزاداري داشته باشند؟

پي نوشت :

1. شوري، 23.
2. نساء، 157.
3. بحارالانوار، ج 43، ص 261، باب 12، روايت 1.
4. همان، ج 36، ص 204، باب 40، روايت 8.
5. عنکبوت، 64.


منبع : کتاب آذرخشي ديگر از آسمان کربلا /س
  7
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تحليلي درباره اهداف قيام امام حسين
    انسان زنده
    آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟
    حادثه عاشورا در گذر تاریخ
    نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام
    قیام امام حسین علیه السلام از دیدگاه شیعیان
    امام حسین و چرایى انتخاب کوفه
    اربعین حسینی واسرای کربلا
    بن مایه ها و درون مایه هاى رخداد عاشورا (بررسى تاریخى)
    فرهنگ عاشورایی انقلاب

بیشترین بازدید این مجموعه

      تحليل واقعه عاشورا
      فرهنگ عاشورا(14)
      فرهنگ عاشورا(15)
      گذر حضرت عیسی(ع) با حواریون از کربلا
      مسیر حرکت و منزل گاه های کاروان امام حسین (ع)
      خواص گريه بر امام حسين عليه السلام
      گريه برحسین(ع)چگونه گریه ای است؟
      ازدياد محبوبيت سيدالشهدا و خاندان وحي
      اشک بر کشته اشک
      نهضتی که انقلاب شد

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز