فارسی
دوشنبه 13 مرداد 1399 - الاثنين 13 ذي الحجة 1441

  711
  0
  0

وسائل هدايت - جلسه نوزدهم (1) - (متن کامل + عناوین)

 

هدايت الهى در شب قدر

 

تهران، حسينيه هدايترمضان 1383

 الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

 

شب قدر به نظر رسول خدا و ائمه طاهرين عليهم السلام شبى است كه پروردگار عالم به خاطر آن يك سوره كامل در قرآن مجيد نازل فرموده است.

خود پروردگار عالم اين شب را بيش از هزار ماه ارزش داده است. اگر نور معنويت از عالم ملكوت در طول شبهاى سال با يك ولت به انسان مى رسد، امشب اين نور، اين روشنايى و معنويت سى هزار برابر شبهاى ديگر براى انسان تهيه ديده شده است.

بچه هايى كه در رحم مادر هستند، امشب مورد توجه حضرت حق هستند. تمام حيواناتى كه در جنگل ها، درياها و صحراها هستند، تمام ملائكه ملكوت، از عرش تا فرش، تمام انسان هايى كه از دنيا رفته اند و در عالم برزخ هستند، امشب مورد عنايت خاص حضرت حق هستند.(1)

 


1 ـ الكافى: 4/157، باب في ليلة القدر، حديث 3؛ «مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عليه السلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ عَلاَمَةِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقَالَ عَلاَمَتُهَا أَنْ تَطِيبَ رِيحُهَا وَ إِنْ كَانَتْ فِي بَرْدٍ دَفِئَتْ وَ إِنْ كَانَتْ فِي حَرٍّ بَرَدَتْ فَطَابَتْ قَالَ وَ سُئِلَ عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ فَقَالَ تَنْزِلُ فِيهَا الْمَلاَئِكَةُ وَ الْكَتَبَةُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَيَكْتُبُونَ مَا يَكُونُ فِي أَمْرِ السَّنَةِ وَ مَا يُصِيبُ الْعِبَادَ وَ أَمْرُهُ عِنْدَهُ مَوْقُوفٌ لَهُ وَ فِيهِ الْمَشِيئَةُ فَيُقَدِّمُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَ يُوءَخِّرُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَ يَمْحُو وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ.»

الكافى: 4/157، باب في ليلة القدر، حديث 4؛ «عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالُوا قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ وَ لاَ أَعْلَمُهُ إِلاَّ سَعِيداً السَّمَّانَ كَيْفَ يَكُونُ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ قَالَ الْعَمَلُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِي أَلْفِ شَهْرٍ لَيْسَ فِيهَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ.»

 

بيدارى شب هاى قدر

امشب را پيغمبر و ائمه ما عليهم السلام سفارش كرده اند كه تا شروع اذان صبح نخوابيد، چه بسا كه در لحظاتى بخواهند به شما نظر كنند، اما شما حاضر نباشيد.

اين كلاسى است كه رضايت ندارند امشب كسى از اين كلاس غايب باشد. آنهايى كه روى تخت بيمارستان ها، يا در زندان ها هستند، و نمى توانند در جلسات امشب شركت كنند، فقط به قلبشان بگذرد كه اى كاش امشب ما در مراسم احيا بوديم، خداوند همه چيز به آنها عنايت مى كند.

شما مهمان هايى هستيد كه امشب ملائكه مأمور پذيرايى از شما هستند.

« تَنَزَّلُ الْـمَلَئِكَة وَ الرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ »(1)

نه براى يك امر و ده امر.

« سَلَـمٌ هِىَ حَتَّى مَطْـلَعِ الْفَجْرِ »(2)

نخوابيد، تا با دميدن طلوع صبح، خدا از وجود شما طلوع كند، نور معنويت و آخرت از وجود شما سر بزند. قيافه ما بعد از اذان صبح بايد عوض بشود، كه هر


1 ـ قدر (97) : 4؛ «فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براى [ تقدير و تنظيم [هر كارى نازل مى شوند .»

2 ـ قدر (97) : 5؛ «اين شب تا برآمدن سپيده دم [ سراسر ] سلام و رحمت است .»

 

كسى ما را ببيند، بگويد: فرق كرده اى.

ما خيال نكنيم كه مطلع الفجر در تمام شهرها و بيابان ها همان جايى است كه آفتاب طلوع مى كند. اين مطلع الفجر مادى است، و خيلى پيش خدا نمى ارزد.

مطلعُ الفجر واقعىِ خدا تو هستى. تو هستى كه اول اذان صبح، خورشيد وجود خدا بايد از وجود تو سر بزند.(1)

ملائكه بيهوده به زمين نمى آيند. يك مأموريت آنها اين است كه نزديك صبح خودشان را به شما بمالند، نورانى بشوند و برگردند. امشب ما از آسمان فيض نمى گيريم، آسمانى ها از ما فيض مى گيرند. امشب واسطه فيض بين خدا و ملائكه ما زمينيان هستيم. امشب آسمان بر زمين نمى درخشد، زمين بر آسمان مى درخشد.

« سَلَـمٌ هِىَ حَتَّى مَطْـلَعِ الْفَجْرِ »

امشب بود كه زهرا عليهاالسلام بچه هاى سه ساله و چهار ساله اش، حسن و حسين را دو طرف خودش نشاند و يك ظرف آبى را كنار دستش گذاشت، بچه ها پرسيدند: مادر اين آب را براى چه آورده اى؟ فرمود: مى خواهم تا صبح اگر يك وقت چشمتان گرم خواب شد، آب به صورت شما بزنم كه خوابتان نبرد.(2)

 


1 ـ تفسير فرات الكوفي: 581، و من سورة القدر، حديث 747؛ «أبي عبد الله عليه السلام أنه قال إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ الليلة فاطمة و القدر الله فمن عرف فاطمة حق معرفتها فقد أدرك ليلة القدر و إنما سميت فاطمة لأن الخلق فطموا عن معرفتها أو من معرفتها الشك [ من أبي القاسم ] و قوله وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ يعني خير من ألف موءمن و هي أم الموءمنين تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها و الملائكة الموءمنون الذين يملكون علم آل محمد صلى الله عليه و آله و الروح القدس هي فاطمة عليه السلام بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ يعني حتى يخرج القائم عليه السلام .»

2 ـ دعائم الإسلام: 1/282، ذكر ليلة القدر؛ بحار الأنوار: 94/10، باب 53؛ «وَ عَنْهُ صلى الله عليه و آله أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كَانَ يَطْوِي فِرَاشَهُ وَ يَشُدُّ مِئْزَرَهُ فِي الْعَشْرِ الاْءَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ كَانَ يُوقِظُ أَهْلَهُ لَيْلَةَ ثَلاَثٍ وَ عِشْرِينَ وَ كَانَ يَرُشُّ وُجُوهَ النِّيَامِ بِالْمَاءِ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ عليه السلام لاَ تَدَعُ أَحَداً مِنْ أَهْلِهَا يَنَامُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ تُدَاوِيهِمْ بِقِلَّةِ الطَّعَامِ وَ تَتَأَهَّبُ لَهَا مِنَ النَّهَارِ وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيْرَهَا.»

 

برنامه ريزى براى شب قدر

وقتى برگشتيد، چراغ اتاقتان را خاموش نكنيد، يازده ركعت نماز شب بخوانيد، قنوت آن نماز را طولانى كنيد، خدا فرموده است: از قنوت طولانى خوشم مى آيد. ركوع نماز را طولانى كنيد، سجده آخر آنقدر طول بكشد كه خدا به ملائكه بگويد: مى خواهم به بنده ام پيش شما مباهات كنم.(1) امشب خيلى عظمت دارد. اين ها يك گوشه كوچك آن است.

قرآن بخوانيد. يك قسمت از وقت را خرج زيارت وارث حضرت سيدالشهداء عليه السلام كنيد.

يك توبه جامع و يك بازگشت كامل داشته باشيد.

هر كسى تا امشب عملاً، اخلاقا و مالاً با پروردگار عالم قهر بوده، بداند كه اين قهر بودن، يك طرفه بوده است. فقط شما قهر بوديد. او قهر نبوده است، چون او با شما قهر نيست و منتظر آشتى كردن شما است. او با بنده اش قهر نمى كند.

علامت آشتى بودن خدا هم چشم و قلبتان است. اگر امشب به طور جدى از گناهان گذشته پشيمان شديد، اين علامت اين است كه بنده من، من با تو قهر نبودم، اگر گريه كرديد، گريه علامت اين است كه با همه آلودگى، قبولت كرده اند.


1 ـ الدعوات: 207، فصل في ذكر أدعية مفردة لأوجاع معينة؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام أَنَّ لَيْلَةَ الثَّالِثِ وَ الْعِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هِيَ لَيْلَةُ الْجُهَنِيِّ فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ وَ فِيهَا تَثْبُتُ الْبَلاَيَا وَ الْمَنَايَا وَ الآْجَالُ وَ الاْءَرْزَاقُ وَ الْقَضَايَا وَ جَمِيعُ مَا يُحْدِثُ اللَّهُ فِيهَا إِلَى مِثْلِهَا مِنَ الْحَوْلِ فَطُوبَى لِعَبْدٍ أَحْيَاهَا رَاكِعاً وَ سَاجِداً وَ مَثَّلَ خَطَايَاهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ يَبْكِي عَلَيْهَا فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ رَجَوْتُ أَنْ لاَ يَخِيبَ إِنْ شَاءَ اللَّه.»

 

حقيقت توبه از زبان اميرالمؤمنين عليه السلام

امام عليه السلام مى فرمايد:

« التوبةُ ندمٌ بالقلبِ و استغفارٌ باللسان و تركٌ بالجوارح و إضمارُ أن لايعود »(1)

اين نظر وجود مقدس حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين عليه السلام درباره توبه است.

امام عليه السلام مى فرمايد: توبه واقعى يك حقيقت مركبه است كه ساختمانش از چهار واقعيت ساخته مى شود:

1 ـ ابراز پشيمانى قلبى با تفكر

اول: پشيمانى قلب است. پشيمانى هم به اين صورت براى آدم امكانش پيش مى آيد كه اول بنشيند، فكر كند كه من با چه كسى مخالفت كرده ام، طرف من از زمانى كه من در رحم مادرم بودم، تا الان با من چه معامله اى داشته است، و من چه نمكى تا حالا از او خوردم و چه نمكدانى شكستم؟ طرف من كه نسبت به من كريم و آقا بوده است، صورت و سيرت زيبا به من داده:

« لَقَدْ خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ فِىآ أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »(2)

براى من همه چيز فراهم كرده:


1 ـ مستدرك الوسائل: 12/137، باب 87، حديث 13715؛ غرر الحكم: 194، حقيقتها و ترغيب الناس فيها، حديث 3777؛ «عَنْ أَمِيرِ الْمُوءْمِنِينَ عليه السلام أَنَّهُ قَالَ التَّوْبَةُ نَدَمٌ بِالْقَلْبِ وَ اسْتِغْفَارٌ بِاللِّسَانِ وَ تَرْكٌ بِالْجَوَارِحِ وَ إِضْمَارُ أَنْ لاَ يَعُودَ.»

2 ـ تين (95) : 4؛ «كه ما انسان را در نيكوترين نظم و اعتدال و ارزش آفريديم .»

 

« وَرَزَقْنَـهُم مِّنَ الطَّيِّبَـتِ »(1)

براى من روزى طيب و پاكيزه آماده كرد، مشكلات من را حل كرد، مريض بودم، من را شفا داد، فقير بودم، من را پولدار كرد، تنها بودم، به من جمعيت داد، پس چرا من با او مخالفت كردم؟

گفت: دروغ نگو، گفتم. غيبت نكن، كردم. تهمت نزن، زدم. حسود نباش، شدم. كينه اى نباش، شدم. زنا نكن، كردم. حرام نخور، خوردم.

من چرا حرفهاى او را گوش ندادم؟ چرا نمكش را خوردم و نمكدان شكستم؟ او كه خيلى كريم است.

فكر و انديشه من را تا قله پشيمانى پيش مى برد، تا جايى كه درونم فرياد بزند: اى كاش مرده بودم و معصيت تو را نمى كردم و با تو مخالفت نداشتم. من بار مخالفتم را بايد طرف شيطان و هواى نفس و اهل گناه مى بردم، آنها را مخالفت مى كردم، اما با آنها موافقت كردم و با خدا مخالفت.

حالا در شب قدر بياييم و جاى مخالفت را با موافقت عوض كنيم. مايه اولش هم پشيمانى است.

پشيمانىِ يهودى و جبرانِ عمل

يك يهودى جلوى پيغمبر صلى الله عليه و آله را گرفت، حضرت داشت به جنگ أُحد مى رفت، گفت: من تا امروز با شما و قرآن مخالف بودم، پشيمان هستم، هر چه پول نقد دارم مى خواهم بدهم تا خرج جبهه كنيد.

فرمود: يهودى هستى، من نمى توانم پول تو را قبول كنم، گفت: مسلمان مى شوم و شد.


1 ـ اسراء (17) : 70؛ «و به آنان از نعمت هاى پاكيزه روزى بخشيديم.»

 

فرمود: حالا كه مسلمان و پاك و جزء ما شدى، پولت را مى پذيرم. گفت: حالا پولم را نمى دهم.

فرمود: وقتى كه يهودى بودى، مى خواستى پولت را بدهى، حالا كه مسلمان شدى، نمى دهى؟ گفت: الان شرط دارد، شرطش اين است كه به من اجازه بدهى من هم به جبهه بيايم و جانم را فدا كنم. فرمود: بيا، در همان حمله اول هم شهيد شد.(1)

پشيمانى اين است كه من در باطنم بجوشم و بخروشم كه الهى! من با ديگران بايد مخالفت مى كردم و با تو موافقت، اما چرا با تو مخالفت كردم و با ديگران موافقت؟

شب قدر، شب جابجايى گناه و توبه

امشب شب جابجايى است. آب اگر راكد بماند، خراب مى شود، ولى آبى كه حركت مى كند، خراب نمى شود. آبهايى كه قديم در حوض ها مى ماند، گند مى گرفت، رنگش عوض مى شد و بوى بد مى گرفت. اگر بخواهم در گناه بمانم، بوى


1 ـ شرح نهج البلاغه: 14/260، قصة غزوة أحد؛ الطرائف، ترجمه داود الهامى: 392؛ «قال الواقدي و كان مخيرق اليهودي من أحبار يهود فقال يوم السبت و رسول الله صلى الله عليه و آله بأحد يا معشر يهود و الله إنكم لتعلمون أن محمدا نبي و أن نصره عليكم حق فقالوا ويحك اليوم يوم السبت فقال لا سبت ثم أخذ سلاحه و حضر مع النبي صلى الله عليه و آله فأصيب فقال رسول الله صلى الله عليه و آله مخيرق خير يهود. قال الواقدي و كان مخيرق قال حين خرج إلى أحد إن أصبت فأموالي لمحمد يضعها حيث أراه الله فيه فهي عامة صدقات النبي صلى الله عليه و آله .

«سمهودى» مورخ معروف مدينه متوفى (911 هـ.) مى نويسد: فدك هفت قطعه زمين و ملك يك يهودى به نام «مخيريق» بوده كه او شخصا به پيغمبر اكرم بخشيد و به جنگ احد رفت و در آن جنگ كشته شد و وصيت كرده پيامبر اسلام هر گونه تصرفى را در املاك او بنمايد، مختار است.»

 

بد مى گيرم، فاسد مى شوم.

امشب بيايم و خودم را به وسيله پشيمانى با درياى رحمت حضرت حق وصل كنم كه اين آب رحمت، مرا با خود ببرد، جابجا بشوم، والا اگر بمانم، دچار معيشت ضنك مى شوم، در سوره طه فرمود:

« وَ مَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِى فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ أَعْمَى »(1)

هر كس قهر بودن و مخالفتش را با من ادامه بدهد، در فشار زندگى خواهد كرد، و كور وارد محشر مى شود.

معناى «معيشت ضنك» از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله

تا آيه نازل شد، پيغمبر صلى الله عليه و آله مردم را جمع كرد، فرمود: معيشت ضنك را فهميديد كه چيست؟ گفتند: نه.

فرمود: معيشت ضنك را من مى بينم، ديده ام را براى شما بگويم؟ گفتند: بفرماييد.

فرمود: نود و نه مار هست كه هر مار نُه سر دارد و اين مارها سه كار مى كنند؛ خدش، لسع، نفخ.

به محض اين كه بريده از خدا را وارد عالم بعد كردند، اين نود و نه مار كه هر كدام نُه سر دارند او را محاصره مى كنند،

« إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ »(2)

 


1 ـ طه (20) : 124؛ «و هر كس از هدايت من [ كه سبب ياد نمودن از من در همه امور است ] روى بگرداند ، براى او زندگى تنگ [ و سختى [خواهد بود، و روز قيامت او را نابينا محشور مى كنيم .»

2 ـ اعراف (7) : 14؛ «روزى كه [ مردگان [برانگيخته شوند ، مهلت ده .»

 

تا روز قيامت هم او را مى گزند. هم فشار شديد به او مى آورند و هم مرتب با دهانشان فوتى مى كنند كه قابل مقايسه با طوفان هاى دنيا نيست. من آنچه را كه مى بينم مى گويم.(1)

اين معيشت ضنك است، آن نود و نه مار ساخت خدا نيست، بلكه ساخت خود انسان است، با اعراض از ذكر، با گناه.

قرآن مجيد مى گويد: مولّدش گناه و معصيت است، مى گويد: اين مار كژدمى كه بعد از مرگ به زبانت مى زند، اين حرفهاى خودت است؛ غيبت است كه وقتى در فضا آمد، خدا به فيزيك جهان گفت: تبديل به جنس آخرتى شو؛ فحش، تهمت. حالا هم به شكل آخرتى تبديل شده است.

فيزيك دانان و شيمى دانان جهان مى گويند: تمام عناصر در اين عالم تبديل شدنى است. اصلاً هيچ چيزى به حال خودش باقى نيست؛ هيدروژن، اكسيژن، ازت، هيچ چيزى در اين عالم به حال خودش باقى نيست، چون هر چه را خدا راكد بگذارد، فاسد مى شود.

اگر در گناه راكد بمانم، كارگاه وجودم با هر گناهى مار و عقرب و شعله آتش مى سازد.

به بندگانم بگو: امشب آتشى كه براى خودتان فراهم كرديد، با اشك چشمتان بياييد كه من خاموشش كنم. من كه آتش را براى شما فراهم نكرده ام، خودتان فراهم


1 ـ تفسير المحيط الأعظم و البحر الخضم: 2/187؛ «في بيان تعداد أسماء الله الحسنى.»

و أخرج قريب منه السيوطي في تفسيره الدرّ المنثور: 5/608، ذيل الآية الكريمة: وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً [ سورة طه: 24 عن النبيّ صلى الله عليه و آله قال: هل تدرون فيما أنزلت: فانّ له معيشة ضنكا، قالوا: اللّه و رسوله أعلم، قال: عذاب الكافر في قبره، يسلّط عليه تسعة و تسعون تنّينا . . . هل تدرون ما التّنّين؟ تسعة و تسعون حيّة، لكلّ حيّة سبعة روءوس، يخدشونه و يلسعونه و ينفخون في جسمه إلى يوم يبعثون.

 

كرديد و خودتان هم خاموش كنيد. آتش جهنم را هم با اشك چشم خودتان خاموش كنيد.

اشك شبانه زهرا عليهاالسلام و خاموش كردن آتش جهنم

نقل كرده اند كه: حضرت زهرا عليهاالسلام به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: يك ظرف شيشه است كه كنار قبر، بالاى سرم بگذار.

اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: دختر پيغمبر! در اين ظرف چيست؟

فرمود: نصف شبها كه از خوف خدا گريه كردم، اين اشكها را جمع كردم، چون پدرم به من گفت: هيچ چيزى در قيامت جز اشك چشم نيمه شب، درياى غضب خدا را خاموش نمى كند.(1)

مى خواهى آتش ديگران را خاموش كنى، خودت كه آتشى فراهم نكرده بودى، چون ديدى ما ضعيف هستيم، در قيامت مى خواهى ما را كمك كنى، ما هم امشب با كمك تو اشك مى دهيم، با اشك تو مخلوط بشود كه قيامت راحت از عذاب رد بشويم.

 

ادامه دارد . . .


منبع : پايگاه عرفان
  711
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    نگاه ویژهٔ خداوند به دعا و اجابت آن
    درمان بیماری شرک، نخستین رسالت انبیا
    رحمت فراگیر و گستردۀ پروردگار
    عزیمت حضرت مسلم ابن عقیل به شهر کوفه و شهادت ایشان
    کلید بهشت در سایه‌سار تعلیمات امام هدایت
    انتخاب نبی و امام، تحت سیطرۀ ارادۀ پروردگار
    ملاک نبودن سن در تعیین امام
    سِرِّ نديدن مرده خود در خواب‏
    مسئولیت انسان در زندگی و بازپرسی در قیامت
    حذف و انتخاب‌های الهی، عامل استحکام ایمان

بیشترین بازدید این مجموعه

      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان94 سخنرانی پنجم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی دوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی نهم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی یازدهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی سیزدهم
      کرج_ مسجد جامع رجایی شهر جمادی الثانی 94 سخنرانی ششم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی هفدهم
      تهران_ حسینیه همدانیها رمضان 94 سخنرانی بیست و سوم
      تهران_ مسجد امیر رمضان 94 سخنرانی نوزدهم
      دهه اول محرم 94 مسجد حضرت امیر سخنرانی پنجم

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز