فارسی
شنبه 21 تير 1399 - السبت 20 ذي القعدة 1441
  2851
  1
  0

حكايتى زيبا از اهميت سكوت‏

 

يكى از بزرگان و علما مى فرمود: شب در عالم رؤيا ديدم با جوالدوز- سوزن هاى بزرگى كه پارچه هاى ضخيم را با آن مى دوزند لب پايين مرا به لب بالايم مى دوزند.

وقتى اين جوالدوز را در لبم فرو مى كردند، از شدت دردى كه در خواب حس كردم، از خواب پريدم، بلند شدم و نشستم، از خودم پرسيدم: داستان اين جوالدوز و دوختن دو لبم چيست؟ فكر كردم. ديدم روزى كه بر من گذشت، كلمه اى بيهوده گفتم كه اين دهان را با جوالدوز بايد ببندند، تا ديگر مار و عقرب توليد نكند.

خدا مى داند كه با اين زبان، چه تجارت و يا خسارت عظيمى مى توان ايجاد كرد. در اعضا و جوارح ما تاجرى در ميدان تجارت و خسارت، گسترده تر از زبان نيست.


منبع : پايگاه عرفان
  2851
  1
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    حکایت خدمت به پدر و مادر
    خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)
    داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      داستان شعوانه و توبه‏
      به هنگام خشم مراقب باش‏
      من تا هستم همينم
      محروم ماندن از سعادت ابدى‏
      فرازی از زیارت عاشورای معروفه - ترجمه حضرت استاد حسین ...
      خبر دادن به ثواب بيشتر
      صابونى را بازگردانيد
      عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!

 
نظرات کاربر
میرزایی
خیلی عالی باید همه مواظب سخنان خود باشیم
پاسخ
1     0
25 خرداد 1394 ساعت 00:12 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز