فارسی
شنبه 15 آذر 1399 - السبت 19 ربيع الثاني 1442

  44
  0
  0

از کاروان خسته به گوشم صدا رسید ازامیر عاملی

از کاروان خسته به گوشم صدا رسید
سعی و صفا رها شده و نینوا رسید

فریاد قدسیان همه شد تا فلک بلند
شادی گذشت، موسم درد و بلا رسید

طفلان تشنه‌لب همگی العطش زنان
فریادشان بلند شد و تا خدا رسید

بشنو از آن گلو که نبی بوسه زد بر آن
کارش در این دیار بلا تا کجا رسید

در آن میان صدای علی‌اکبر جوان
آن قدر شد بلند که حالا به ما رسید

امید آب نیست، هلاتشنگان بهوش
هنگام التماس به دست دعا رسید

حالا من و تو در غم اینان چه می‌کنیم
از این همه هجوم به قرآن چه می‌کنیم


منبع : امیر عاملی
  44
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

اشتیاق خطر حسین اسرافیلی
سردار دشت تب‏زده‏ از شیرینعلی گلمرادی‏
تیغ زبان‏ از صابر همدانی
کنارِ کلمة فُرات از ضیا الدین خالقی
برخیز قدم زنیم تا کوی بلا از امیر عاملی
ای کوفیان چه شد سخن بیعت حسین از وحشی بافقی
کمتر مرا صدا کن از سید حبیب حبیب پور
سرور آزادگان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز