فارسی
شنبه 15 آذر 1399 - السبت 19 ربيع الثاني 1442

  11
  0
  0

آمد آن ماه ...ازقاسم رسا

آمد آن ماه ...که خوانند مه انجمنش

جلوه گر نور خدا از رخ پرتو فکنش

آیت  صولت و مردانگی و شرم و وقار

روشن از چهره تابنده و وجه حسنش

آنکه آثار حیا جلوه گر از هر نگه اش

وانکه الفاظ ادب تعبیه در هر سخنش

همچو پروانه دلباخته از شوق وصال

انچنان سوخت که شد بیخبر از خویشتنش

خواست دستش که رسد زود به دامان وصال

شد جدا زودتر از سایر اعضا ز تنش

کوته از دامنت ای شاه مکن دست " رسا "

از کرم پاک کن از چهره غبار محنش


منبع : قاسم رسا
  11
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

اشتیاق خطر حسین اسرافیلی
سردار دشت تب‏زده‏ از شیرینعلی گلمرادی‏
تیغ زبان‏ از صابر همدانی
کنارِ کلمة فُرات از ضیا الدین خالقی
برخیز قدم زنیم تا کوی بلا از امیر عاملی
ای کوفیان چه شد سخن بیعت حسین از وحشی بافقی
کمتر مرا صدا کن از سید حبیب حبیب پور
سرور آزادگان

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز