فارسی
پنجشنبه 09 تير 1401 - الخميس 30 ذي القعدة 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
215
0
نفر 0

مشک تشنه ازفریدون شمس(پژمان)

وقت آن رسیده تا که خاک را طلا کنم

سینه را به داغ عشق دوست مبتلا کنم

 

دل به شانه میکشد غم شهادت تو را

راز غربت تو را دوباره برمَلا کنم

 

میروم که از گلوی روشن منارهها

قصّهی قشنگ آفتاب را صلا کنم

 

من که سالها به تربت تو دل سپردهام

در هوای تو سفر به ورطهی بلا کنم

 

دستها و سینهها چه ماتمی گرفتهاند

در سماع عاشقانه کی «بلی» و «لا» کنم؟

 

تشنهی محبّتم، فدای رمز و راز تو

جان تشنه را فدای جامی از وِلا کنم

 

روزی آن سوار میرسد که در رکاب او

تیغ را به خون دشمنان تو جلا کنم

 

با علم شبی سواره از شریحه بگذرم

مشک تشنه را دوباره نذر کربلا کنم


منبع : فریدون شمس(پژمان)
215
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:
لینک کوتاه

آخرین مطالب

محرم در ادب فارسی
شمع شهدا از قاسم رسا
تحليل ادبی خطبه حضرت زينب(س) در كوفه
خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
بحر طویل حضرت رقیه از غلامرضا سازگار
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد

بیشترین بازدید این مجموعه

غروب آتشین ازمحسن حافظی
کاروانی زخم‏دیده
علی اکبر(ع) از یوسف رحیمی
خون می شوند از جگر داغ ، ناله ها از یوسف رحیمی
بیهوده به گرد کعبه چرخیدن ها از مرتضی تاجیک
قد بر افرازید! یک عالم شقاوت پیش روست از جعفر رسول ...
گذشته است از ماهرو فتحی
تأملي در باب ادبيات عاشورايي
شعر مرثیه انگلیسی جاستیس ا. د. راسل در عزای امام ...
از آب هم مضایقه کردند کوفیان از محتشم کاشانی

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^