فارسی
جمعه 17 ارديبهشت 1400 - الجمعة 24 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
38
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

دست او درامتداد آب بود ازحجت اله جانبی

دست او درامتداد آب بود
تیغ دراندیشه ی مهتاب بود
ماه نازل شد به جان علقمه
خون شتک زد بردهان علقمه
نیزه ها بیرون شدند ازآستین
آفتاب افتاد برنعش زمین
علقمه یعنی دل خون حسین
قسمتی ازداغ گلگون حسین
علقمه یعنی توعباس منی ؟
از تو نه دستی ، نه چشمی نه تنی
این که ازجان تو باقی مانده است
مشک لبریزی الست ازروزاست
یا اخا ادرک اخا ، بیدارشو
تشنه اند این بچه ها ، بیدارشو
زینب آمد تا حدود چشم هاش
سوخت اما درکبود چشم هاش
ای برادر، جان زینب را ستاند
او که بربازوی توخنجرنشاند
علقمه حلقوم صبحی چاک چاک
قسمتی ازآسمان برروی خاک
حنجر شش ماهه ای دردست باد
او که ازدستان خورشید اوفتاد
علقمه هیهات من الذله بود
عشق بود وعشق هرچیزی که بود
داستانِ دست هایی سرفراز
قصه ی لب تشنگانی بی نیاز


منبع : حجت اله جانبی
38
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا