فارسی
جمعه 27 فروردين 1400 - الجمعة 3 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

67
0
نفر 0
0% این مطلب را پسندیده اند

عمو! ازعبدالرحیم سعیدی راد

فصل برگریزان است.
مرد می‌رود و برگ‌های زرد در زیر سم اسبش له می شوند.
پشت سر ابری سیاه؛‌ پیش رو دریایی تشنه.
مرد می‌تازد و راه در پشت سرش گم می‌شود.
ابر می‌غرد و او پیش می‌رود.
کم کم دریا برایش آغوش باز می کند.
موج ها به احترامش برمی‌خیزند.
فرشته‌های نگران، لبخند می‌زنند.
لب‌های ترک خوررده مرد، همچون کبوتری به سمت خنکای آب پر می‌کشند.
دست‌های ماتم زده مشک، با آب آشنا می شود.
صدای نوزادی دل مرد را می‌لرزاند. از جا کنده می‌شود.
جان شعله‌ورش به سمت خیمه های افروخته می‌چرخد.
مرد تشنه، مشک سیراب را به دوش می‌‌گیرد.
پشت سر دریایی نگران، پیش رو برگریزان...
ساقی مست، میخانه در آتش!
ابری می‌غرد!
برگ‌های زرد زیر پاهای اسب می شکنند.
ساقه نخلی خم می شود.
گلوی مشک خشک می‌شود. مرد پیشانی خاک را می‌بوسد.
دو دست که خنکای آب را چشیده‌ است، کنار ساحل جا می‌ماند.
صدای چند کودک؛ سوار بر شانه‌های باد؛ نزدیک می‌شود.
_: عمو! ... عمو! ... عمو!


منبع : عبدالرحیم سعیدی راد
67
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ازوحید مصلحی
دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه


 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا