فارسی
سه شنبه 11 آذر 1399 - الثلاثاء 15 ربيع الثاني 1442

  45
  0
  0

پيام های عاشورا ، نقطه های کمال

پيام های عاشورا ، نقطه های کمال

«السلام عليك يا ثارالله و ابن ثاره و الوتر الموتور» (1) .
عاشوراى سال 61 ه.ق فرا رسيد; حاكميت بنى اميه، كه ستمگرى و جنايت را به اوج رسانده بودند و هر روز بر منكرات مى افزودند، متزلزل شده بود. مردان الهى همكارى و همسويى با چنين حكومتى را ذلت محض مى دانستند و اعلام بى لياقتى حاكمان را امرى واجب. (2)
از اينرو امام العارفين سيد الشهداء(ع) كه همراه پاكباختگان دين خدا به صحراى كربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگين انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. در آن موقعيت دشوار كه زنان و اطفال خردسالش در معرض اسارت وحشى ترين سفاكان روزگار قرار داشتند، در خيمه هايشان حتى قطره اى آب يافت نمى شد و فرياد «العطش » كودكان از هر سو به گوش مى رسيد، حسين بن على - عليهما السلام - با دلى آرام، قلبى مطمئن و روحى بلند در برابر همه سردمداران كفر و مزدورانشان ايستاد و پيام عاشورا را چنين ابلاغ كرد:

الف) آزادى

در بامداد عاشورا، كه دشمنان بر گرد امام(ع) حلقه زده بودند عده اى چون قيس بن اشعث و شبث بن ربعى و حجار بن ابجر و يزيد بن حارث به آن حضرت پيشنهاد بيعت با يزيد كردند و گفتند تو تسليم شو، هر چه مى خواهى بكن و به هر سوى مى خواهى برو. امام(ع) در برابر پيشنهاد آنان فرمود:
لا والله لا اعطيكم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد. (3)
نه، به خدا سوگند، دستم را چون فردى خوار پيش شما دراز نمى كنم و چون بردگان ذلت و خوارى را نمى پذيرم.
آن حضرت نزديك ظهر نيز پيام آزادى را تكرار كرد و فرياد برآورد: هيهات منا الذلة، هرگز تن به ذلت نمى دهيم و زبونى و خوارى از جمع ما دور است.
علاوه بر اين در آخرين لحظات كه پيكر پاره پاره اش بر روى زمين افتاده بود، خون خدا از رگهاى بريده اش بيرون مى زد و آن نامردان از خدا بى خبر سمت خيمه گاهش يورش مى بردند، در زير لب آنان را به آزادگى فرا خواند و چنين زمزمه كرد:
يا شيعة آل ابى سفيان ان لم يكن لكم دين و كنتم تخافون المعاد فكونوا احرارا فى دنياكم; (4) اى پيروان خاندان ابوسفيان، چنانچه دين خدا را كنار گذاشته ايد و از روز رستاخيز نمى هراسيد پس در دنياى خويش آزاده باشيد.

ب) عرفان و آشنايى با حق

هر چه ظهر عاشورا نزديك تر مى شد، تهديد سپاهيان عمر سعد فزونى مى يافت; وحشت و اضطراب زنان و اطفال خردسال بيشتر مى شد و حسين فاطمه(ع) تنهايى را احساس مى كرد. در چنين موقعيتى، از همه مخلوق بريد و با خالق يكتايش به مناجات پرداخت. او دستش را سمت آسمان بلند كرد و چنين گفت: اللهم انت ثقتى فى كل كرب و انت رجائى فى كل شدة و انت لى فى كل امر نزل بى ثقة و عدة، كم من هم يضعف فيه الفؤاد و تقل فيه الحيلة و يخذل فيه الصديق و يشمت فيه [به] العدو انزلته بك و شكوته اليك رغبة منى اليك عمن سواك ففرجته عنى و كشفته [و كفيتنيه] فانت ولى كل نعمة و صاحب كل حسنة و منتهى كل رغبة. (5)
بارالها، تو در هر اندوه و مشكلى مورد اعتماد منى; در هر سختى مايه اميد و در هر امرى كه بر من وارد آيد مورد اعتماد و پشتيبان من هستى. غمهايى سبب سستى قلب مى شود و راه چاره انديشى را بر انسان مى بندد، در آن هنگام دوستان انسان را رها مى كنند و دشمنان به نكوهش مى پردازند; چه بسيار چنين غمهايى كه به درگاه تو روى آوردم، به تو شكايت كرده، از ديگران روى گرداندم و تو آن غمها را بر طرف ساختى. پس تو عطا كننده هر نعمت، صاحب هر خير و نيكى و پايان هر آرزو و اميدى.

ج) اقامه نماز

ابو ثمامه صيداوى همراه امام مشغول كارزار با دشمنان اسلام بود كه هنگام اذان ظهر فرا رسيد. ياور مخلص عاشورا پيشنهاد اقامه نماز جماعت كرد. حضرت فرمود: وقت نماز رسيده است، خداوند تو را از نمازگزارن قرار دهد. امام(ع) دستور داد تا زهير بن قين و سعيد بن عبدالله در جلو بايستند و تهاجم دشمن را پاسخ گويند. آنگاه نماز را آغاز كرد و نزديك به نيمى از مجاهدان از فيض جماعت آن حضرت كامياب شدند. (6)
اقامه نماز در صحنه كربلا، به عنوان بالاترين پيام عاشورا، در زيارات منقول از ائمه اهل بيت(ع) مورد تاكيد قرار گرفته است. زائران امام حسين(ع) به پيروى از معصومان(ع) در زيارت آن حضرت به اين حقيقت والا اشاره مى كنند و مى گويند:
... اشهد انك قد اقمت الصلاة... (7)

د) ايستادگى در برابر باطل

در روز عاشورا، حلقه محاصره ابوعبدالله(ع) لحظه به لحظه تنگ تر مى شد و سختيهايش فزونى مى يافت. در آن هنگام، كه تشنگى بر زنان و اطفال روى آورده، ياران يكى پس از ديگرى شربت شهادت مى نوشيدند و خويشاوندان نزديك و فرزندان حضرت در خون خويش دست و پا مى زدند. امام(ع) آن سنگدلان از خدا بى خبر را مخاطب ساخت و فرمود:
تبا لكم ايتها الجماعة و ترحا افحين استصرختمونا و لهين متحيرين... .
هلاكت و اندوه بر شما اى گروهى كه با اشتياق بسيار ما را به يارى خود خوانديد و چون به ياريتان شتافتيم، با همان شمشيرى كه به شما سپرديم ما را هدف قرار داديد همان آتشى را كه ما براى نابودى دشمن خود و شما افروخته بوديم عليه ما شعله ور ساختيد; بى آنكه دشمنان در ميانتان عدالت گسترده باشند و يا به آينده شان اميدوار باشيد، بر ضد آنان پيمان بستيد و عليه خيرخواهان خود گرد آمديد. واى بر شما، چرا زمانى كه شمشيرها در نيام و دلها آرام بود و تصميم به همكارى با آنان نداشتيد دست از ما نكشيديد؟ چرا چون ملخهاى تازه پردرآورده شتابزده به پرواز درآمديد و پروانه وار در آتش فتنه فرو ريختيد؟!
اى فرو مايگان، اى بازماندگان احزابى كه با پيغمبر خدا جنگيدند، اى نامردانى كه كتاب خدا را دور افكنديد و كلمات آن را تحريف كرديد، اى هواداران شيطان، اى كسانى كه سنتهاى پيامبران را نابود كرديد، آيا به يارى يزيد و بنى اميه برخاسته، به آنان اعتماد كرده ايد. و از يارى پسر پيغمبر دست كشيديد؟! آرى، اين بى وفايى در شما سابقه دارد; ريشه هاى شما با فريب درآميخته، تنه و شاخه هايتان از آن نيرو گرفته است. شما پست ترين ميوه اى هستيد كه گلوگير باغبان خويشيد ولى راحت و گوارا در كام دشمن فرو مى رويد.
الا و ان الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنتين بين السلة و الذلة و هيهات منا الذلة يا بى الله ذلك لنا و رسوله و المؤمنون و حجور طابت و ... (8)
آگاه باشيد، پسر خوانده بنى اميه [ابن زياد]، كه پدرش نيز پسر خوانده و ناپاك بود، مرا بر دو راهى مرگ و ذلت نگاه داشته است و من هرگز تن به ذلت نخواهم داد. نه خدا به خوارى من راضى است، نه پيامبرش، نه مردان با ايمان، نه دامنهاى پاكى كه مرا پروريده اند و نه شجاعان و غيوران. هيچ يك از اين گروه از پيروى فرومايگان خشنود نمى شوند و آن را بر كشته شدن كريمان و رادمردان ترجيح نخواهند داد.
در پايان امام(ع) اشعار فروة بن مسيك مرادى را قرائت كرد، اشعارى كه مضمونش چنين است:
اگر شما را شكست داديم، از قديم چنين بوده ايم و تازگى ندارد. اگر با شكست رو به رو شديم، باز مغلوب نشده ايم; پيروزى در هر حال با جبهه حق است. ما با ترس خوى نگرفته ايم; اگر كشته شويم، سرنوشت، شهادت در راه خداست.

ه) تسليم محض در برابر حق -جل و علا -

بالاترين پيام سيدالشهداء، در روز عاشورا، تسليم در برابر خداوند سبحان بود. ياران آن حضرت نيز چنين بودند و در برابر امام خويش مى گفتند: انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم الى يوم القيامة; من تا روز قيامت، با هر كه با شما [معصومان] سازش كند، سازش مى كنم و با هر كه بر شما [معصومان] سر جنگ داشته باشد مى جنگم.
ياران امام(ع) ظهر عاشورا، بعد از به جاى آوردن نماز ظهر، گويا بيعتى ديگر كردند و بر تسليم بودن خويش در برابر فرماندهى چنين تاكيد كردند: نفوسنا لنفسك الفداء و دماؤنا لدمك الوقاء فوالله لا يصل اليك و الى حرمك سوء و فينا عرق يضرب; (9) جانهاى ما فداى جان تو باد [اى پسر فاطمه] و خونهاى ما فداى خون پاك تو باد. سوگند به خدا، تا وقتى جان در بدن داريم، هرگز به تو و اهل حرمت گزندى نخواهد رسيد.
امام(ع) و يارانش هرگز به پيروزى فكر نمى كردند، بلكه مى خواستند وظيفه الهى خود را انجام دهند. در سايه چنين ديدگاهى اضطراب و دو دلى در آنان راه نمى يافت و از آغاز تا پايان نبرد از آرامشى ويژه مردان الهى برخوردار بودند. سالار شهيدان با توجه به مصايب سنگينى چون در خون غلتيدن ياران، برادران و فرزندان و نيز جراحات فراوان پيكرش چهره بر خاكهاى گرم كربلا نهاد و حديث عشق به خدا و تسليم در برابر خالق را چنين زمزمه كرد:
صبرا على قضاءك يا رب، لا اله سواك يا غياث المستغيثين، مالى سواك و لا معبود غيرك، صبرا على حكمك يا غياث من لا غياث له، يا دائما لانفاد له يا محيى الموتى يا قائما على كل نفس بما كسبت احكم بينى و بينهم و انت خير الحاكمين. (10)
خدايا، در برابر قضا و حكم حتمى ات صبر پيشه مى كنم. خالقى جز تو نيست; اى ياور يارى جويان، غير از تو ياورى ندارم و جز تو معبودى نيست. حكم تو را مى پذيرم، اى فريادرس كسى كه فريادرسى ندارد; اى جاودانه اى كه پايانى ندارد، اى زنده كننده مردگان و اى قيومى كه بر اعمال همه افراد نظارت دارى، تو خود ميان من و دشمنانت قضاوت كن; تو بهترين داورانى.

نويسنده: احمد زمانى

پي نوشت :

1- بحارالانوار، ج 98، ص 260، ح 41; زيارت بر اساس دستور امام جعفرصادق(ع) است. ترجمه جمله فوق چنين است: سلام و درود بر تو اى خون خدا و اى پسر خون خدا و اى كشته تنهايى كه انتقام خونت گرفته نشده است.
2- رك: اصول كافى، ج 1، ص 54، ح 2; بحارالانوار، ج 44، ص 382، ح 2.
3- بحارالانوار، ج 45، ص 7; در كتبى چون مناقب ابن شهر آشوب جمله آخر را چنين نقل كرده اند... و لا افر فرار العبيد. همانند بردگان از پيش شما فرار نخواهم كرد. (مناقب آل ابى طالب، ابن شهر آشوب مازندرانى، ج 4، ص 75; الكامل فى التاريخ، ابن اثير، ج 4، ص 63; اعلام الورى; اعلام الهدى، الطبرسى، ص 238).
4- بحارالانوار، ج 45، ص 51.
5- كامل ابن اثير، ج 4، ص 60 - 61; ارشاد مفيد، ص 217; بحارالانوار، ج 45، ص 4.
6- بحارالانوار، ج 45، ص 21; املهوف على قتلى الطفوف، سيد بن طاووس، ص 165.
7- رك: بحارالانوار، ج 98، ص 260.
8- بحارالانوار، ج 45، ص 8; ص 83، ح 10; املهوف على قتلى الطفوف، سيد بن طاووس، ص 6 - 155.
9- مقتل الحسين(ع)، مقرم، ص 5 - 304.
10- مقتل الحسين(ع)، مقرم، ص 375.


منبع : مجله کوثر
  45
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

زیارت اربعین
علمدار کربلا
زيارت ناحيه مقدسه
زیارت ناحیه مقدسه
تحليلي درباره اهداف قيام امام حسين
انسان زنده
آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟
حادثه عاشورا در گذر تاریخ
نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام
قیام امام حسین علیه السلام از دیدگاه شیعیان

بیشترین بازدید این مجموعه

ورود اهل بيت (ع) به درالاماره
مقتل امام حسین(ع)
تغيير ساختار فرهنگ

آخرین مطالب

زیارت اربعین
علمدار کربلا
زيارت ناحيه مقدسه
زیارت ناحیه مقدسه
تحليلي درباره اهداف قيام امام حسين
انسان زنده
آیا امام حسین (ع) خود را به هلاکت انداخت؟
حادثه عاشورا در گذر تاریخ
نقش اهل کوفه در شهادت امام حسین علیه السلام
قیام امام حسین علیه السلام از دیدگاه شیعیان

بیشترین بازدید این مجموعه

ورود اهل بيت (ع) به درالاماره
مقتل امام حسین(ع)
تغيير ساختار فرهنگ

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز