فارسی
شنبه 18 مرداد 1399 - السبت 18 ذي الحجة 1441

  17
  0
  0

برای خاطرم غم آفریدند از بیدل دهلوی

برای خاطرم غم آفریدند
طفیل چشم من نم آفریدند

چو صبح آنجا که من پرواز دارم
قفس با بال توام آفریدند

عرق گل کرده‌ام از شرم هستی
مرا از چشم شبنم آفریدند

گهر موج آورد ، آیینه جوهر
دل بی آرزو کم آفریدند

جهان خون ریز بنیاد است ،هشدار !
سر سال از محرم آفریدند

وداع غنچه را گل نام کردند
طرب را ماتم غم آفریدند

علاجی نیست داغ بندگی را
اگر بیشم ، وگر کم آفریدند

کف خاکی که بر بادش توان داد
به خون گل کرده آدم آفریدند

طلسم زندگی الفت بنا نیست
نفس را یک قلم رم آفریدند

اگر عالم برای خویش پیداست
برای من، مرا هم افریدند

چسان تابم سر از فرمان تسلیم ؟!
که چون ابرویم از خم آفریدند

دلم بیدل ، ندارم چاره از داغ
نگین را بهر خاتم آفریدند


منبع : بیدل دهلوی
  17
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
    ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
    مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
    ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
    شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
    دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
    نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
    علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
    برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
    دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

      محرم
      بند اول ترجیع بند معروف محتشم کاشانی درباره امام ...
      ابـن حـسـام در رثـای شـهـدای کـربـلا
      يا مهدي ادركني
      یک قافله غم ، زکربلا آوردم از محمود تاری

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز