فارسی
جمعه 20 تير 1399 - الجمعة 19 ذي القعدة 1441
  7
  0
  0

قنداقه اش را بست، حالا اصغرآماده است اززهرا بشری موحد

قنداقه اش را بست، حالا اصغرآماده است
سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است

از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت
از نسل ماهی های دریاهای آزاد است

نه ضربت شمشیر می خواهد نه نعل اسب
شش ماهه خیلی اربا اربا کردن اش ساده است

تیر سه شعبه کار خنجر می کند اینجا
سر، با همین یک تیر روی شانه افتاده است

از رنگ سرخ آسمان پیداست اینجا هم
سالار زینب امتحان را خوب پس داده است

زینب که روی نیزه هفتاد و دو سر دیده است
در کودکی تشییع مفقود الاثر دیده است


منبع : زهرا بشری موحد
  7
  0
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    دامن خيمه به بالا بزن! از محمد فخارزاده
    ای شفای دردهای من حسین از سید حبیب حبیب پور
    مردی رشید از عبدالرحیم سعیدی راد
    ذوالجناح از عبدالرحیم سعیدی راد
    شبیه حسرت پروانه هاست این بانو از شبنم فرضی
    دردانه مرتضی .زمین .طوفان تب از شبنم فرضی زاده
    نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی
    علم افتاد،این یعنی اشارت از احمد سوسرایی
    برای آن که رویت را ببوسند از فضل الله قاسمی
    دلی دارم از فضل الله قاسمی

بیشترین بازدید این مجموعه

      بند اول ترجیع بند معروف محتشم کاشانی درباره امام ...
      نوحه‌ریز
      چشم مشک‏ از عمان سامانی‏
      خدا جدا نکند... از مرتضی عصیانی
      از خون تو شمشیر ، وضو بگرفته است از سید هاشم نبی زاده
      ای رفته سرت بر نی،وی مانده تنت تنها از جودی
      شب بود و من به مطبخ آن خانه آمدم از نادر بختیاری
      خواهر حلالم کن از سید حبیب حبیب پور
      بی قرار روی بابایم عمو از سید حبیب حبیب پور
      نگاهش کهکشان را تاب می داد از احمد سوسرایی

 
نظرات کاربر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز