فارسی
شنبه 21 تير 1399 - السبت 20 ذي القعدة 1441
  4683
  2
  0

آیا عزاداری برای امام حسین علیه‏السلام، در زمان امامان علیهم‏السلام سابقه دارد؟

 

بلی، در این جا تنها به ذکر نمونه های اندکی از آن چه که در تاریخ نقل شده، بسنده می کنیم:

 

1. عزاداری بنی هاشم در ماتم سیدالشهدا؛

از امام صادق علیه السلام چنین روایت شده است: «پس از حادثه عاشورا، هیچ بانویی از بانوان بنی هاشم، سرمه نکشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یک از بنی هاشم دودی که نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آن که ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته ایم».1

 

2. عزاداری امام سجاد علیه السلام؛

حزن امام سجاد علیه السلام بر آن حضرت به صورتی بود که دوران زندگی او، همراه با اشک بود. عمده اشک آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء علیه السلام بود و آن چه بر عموها، برادران، عموزاده ها، عمه ها و خواهرانش گذشته بود تا آن جا که وقتی آب می آوردند تا حضرت میل کند، اشک مبارک شان جاری می شد و می فرمود: چگونه بیاشامم؛ در حالی که پسر پیامبر را تشنه کشتند؟2 و می فرمود: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا سلام الله علیها را به یاد می آورم، گریه ام می گیرد».3

امام صادق علیه السلام به زراره فرمود: «جدم علی بن الحسین علیه السلام هرگاه حسین بن علی علیه السلام را به یاد می آورد، آن قدر اشک می ریخت که محاسن شریفش پر از اشک می شد و بر گریه او حاضران گریه می کردند».4

 

3. عزاداری امام محمد باقر علیه السلام؛

امام باقر علیه السلام در روز عاشورا برای امام حسین علیه السلام مجلس عزا برپا می کرد و بر مصایب آن حضرت گریه می کرد. در یکی از مجالس عزا، در حضور امام باقر علیه السلام، کمیت شعر می خواند. وقتی به این جا رسید که: «قتیل بالطف ...»، امام باقر علیه السلام گریه زیادی کرده، فرمود: «ای کمیت! اگر سرمایه ای داشتیم در پاداش این شعرت به تو می بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایی است که رسول خدا صلی الله علیه وآله درباره حسّان بن ثابت فرمود که همواره به جهت دفاع از ما اهل بیت علیهم السلام، مورد تأیید روح القدس خواهی بود».5

 

4. عزاداری امام صادق علیه السلام؛

امام موسی کاظم علیه السلام می فرماید: «چون ماه محرم فرا می رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلکه اندوه از چهره اش نمایان می شد و اشک بر گونه اش جاری بود، تا آن که روز دهم محرم فرا می رسید. در این روز، مصیبت و اندوه امام به نهایت می رسید. پیوسته می گریست و می فرمود: امروز، روزی است که جدم حسین بن علی علیه السلام به شهادت رسید».6

 

5. عزاداری امام موسی کاظم علیه السلام؛

از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود: «چون ماه محرم فرا می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا؛ در این روز، پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا می گرفت و می گریست و می گفت: در چنین روزی حسین را - که درود خدا بر او باد - کشتند».7

 

6. عزاداری امام رضا علیه السلام؛

گریه امام رضا علیه السلام در حدی بود که فرمود: «همانا روز مصیبت امام حسین علیه السلام ، پلک چشمان ما را مجروح نموده و اشک ما را جاری ساخته است».8

دعبل خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا علیه السلام کلماتی چند فرمود؛ از جمله این که: «ای دعبل! کسی که بر مصایب جدم حسین علیه السلام گریه کند، خداوند گناهان او را می آمرزد» آن گاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده ای زد تا بر مصایب امام حسین علیه السلام اشک بریزند.

سپس به دعبل فرمود: «برای امام حسین علیه السلام مرثیه بخوان که تا زنده ای، تو ناصر و مادح ما هستی؛ تا قدرت داری، از نصرت ما کوتاهی مکن». دعبل در حالتی که اشک از چشمانش می ریخت، قرائت کرد:

أفاطم لوخلت الحسین مجد لا

و قد مات عطشانا بشط فرات

صدای گریه امام رضا علیه السلام و اهل بیت آن حضرت بلند شد.9

 

7. عزاداری امام زمان علیه السلام ؛

بنابر روایات، امام زمان علیه السلام در زمان غیبت و ظهور، بر شهادت جدّشان گریه می کند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا علیه السلام می فرماید:

«فلئن اخرتنی الدهور و عاقنی عن نصرک المقدور و لم اکن لمن حاربک محارباً و لمن نصب لک العداوة مناصبا فلاَنْدُبنّک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما، حسرة علیک و تأسفا علی ما دهاک؛10 اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یاری تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم، هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک می ریزم و به جای اشک، در مصیبت شما خون از دیده می بارم و آه حسرت از دل پردرد بر این ماجرا می کشم».

در سوگ تو، با سوز درون می گریم

از نیل و فرات و شط، فزون می گریم

گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشر

از دیده به جای اشک، خون می گریم11

تذکر: پی نوشت ها در پرسمان موجود می باشد.

 

پی نوشت ها:

1. نگا: امام حسن و امام حسین، ص 145.

2. بحارالانوار، ج 44، ص 145.

3. خصال، ج 1، ص 131.

4. بحارالانوار، ج 45، ص 207.

5. مصباح المتهجد، ص 713. 

6. امام حسن و امام حسین، ص 143.

7. حسین، نفس مطمئنة، ص 56. 

8. بحارالانوار، ج 44، ص 284. 

9. همان، ج 45، ص 257. 

10. بحارالانوار، ج 101، ص 320.

11. مصطفی آرنگ به نقل از اشک حسینی، سرمایه شیعه، ص 66.


منبع : پایگاه عرفان
  4683
  2
  0
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    تقيه چيست و انجام آن در چه مواردي لازم است؟
    قاتل حضرت زهرا کیست؟
    چرا باید حجاب داشته باشیم؟
     معنای قربه الی الله چیست؟ "من به خدا نزدیکتر شوم" ...
    سرانجام كسي كه نماز نخواند چه مي شود و مجازات او چيست؟
    راه ترک خودارضایی ( استمنا ) چیست؟
    برای درمان و رهایی وسواس چه باید کرد؟
    محیط برزخ چگونه است؟ چرا قبل از بهشت و جهنم بزرخ می ...
    نفس با روح چه فرقي دارد؟
    آیا حضرت معصومه(س) مقام شفاعت دارند؟

بیشترین بازدید این مجموعه

      چگونه عاقبت به خير شويم و اصولاً عاقبت به خير شدن چيست؟
      آيا فكر گناه كردن هم گناه محسوب مي گردد، عواقب آن چیست؟
      رضايت و خشنودي خدا در چیست و چگونه خداوند از انسان راضي ...
      راه هاي مقابله با بدبيني چيست؟
      قاتل حضرت زهرا کیست؟
      من همیشه نمازم را اول وقت میخونم اما وسوسه های شیطان در ...
       معنای قربه الی الله چیست؟ "من به خدا نزدیکتر شوم" ...
      راه های رهایی از خودارضایی چیست؟
      عالم غیب و شهود چیست و در آیات و روایات چگونه مطرح شده؟
      راه ترک خودارضایی ( استمنا ) چیست؟

 
نظرات کاربر
حافظ صادقی
السلام علیک یا اباعبدالله باعرض سلام وخسته نباشید خدمت شما دست اندرکاران عزیز خداوند به برکت همین روز اجر شمارا دردنيا وآخرت افزون کند عالی بود التماس دعا
پاسخ
0     0
24 ارديبهشت 1394 ساعت 06:40 صبح
محمد فلاح
با عرض سلام و ادب و احترام به محضر استاد عزیزم خداوند از علاقه قلبی این حقیر به شما آگاه است و این پیام نه کنایه است و نه اظهار فضل. صرفا یک سوال در ذهن حقیر که کلیپی از شما شنیدم. فرمودید لطمه زدن در مصیبت عظمای سالار شهیدان بر مبنای روایت التهذیب که می فرماید: و لقد شققن الجیوب و لطمن الخدود الفاطمیات.... است. فرمودید زنان مجتهده ی ، بلکه عالمه غیر معلمه مانند زینب کبری سلام الله علیها این کار را انجام دادند. این حقیر در تتبع در روایات و مستندات لطمه به این روایت برخوردم. و نیز گزارش ولی عصر ارواحنا فداه در زیارت ناحیه : فلما راین النساء جوادک مخزیا.... برزن من الخدور للشعور ناشرات و للخدود لاطمات .... و چند نمونه دیگر که مجال گفتنشان نیست. اما چند نکته دیگر قابل توجه خدمتتان معروض می دارم: 1- در تمامی این نمونه ها بحث از زنان فاطمی حاضر در کربلاست. به تعبیر دیگر هیچ روایاتی دیگر که مستقلا جواز لطم را تایید کند نداریم. 2- در روایت اول در ادامه امام می فرماید : و علی مثله تلطم الخدود.... گویا این فقره نیز به جهت دفع دخل مقدّر آورده شده و آن این سوال است که از زنان بنی هاشمی بعید است گریبان دریدن و لطم بر گونه و نشر شعر. که می فرماید بر مثل این چنین مصیبت عظیمی این کار ها شدنیست و مجاز. به تعبیر دیگر مقام بیان روایت فقط گزارش یک واقعه و توجیه چرایی آنست. نه جواز آن افعال در مجالس. 3- در هیچ کجای روایات و سیره اهل بیت علیهم صلوات الله نیافتم که آن بزرگواران جز اشک شدید بر مصیبت سید الشهداء کار دیگری کرده باشند. تنها و تنها روایاتی در باب گریستن آنان و جملاتشان درباره فضیلت اشک بر سید الشهداء و عویل و صرخه بر ایشان که در مقاله این صفحه شما ذکر شده اند می یابیم. حاصل آنکه بنظر می رسد لطمه بیش از حد متعارف که متاسفانه در بعضی هیئات باب شده و تا از بین رفتن بینایی و مشاعر بعضی شان پیش رفته، صحیح نمی باشد. ( نمونه هایی در این باب موجود هست) جواز مطلق لطم نتایج نا مبارکی را در میان محبین مولا در پی خواهد داشت که ما روحانیون بعنوان محافظان دین و مکتب اهل بیت علیهم صلوات الله باید در برابر آن واکنش صحیح نشان دهیم. جسارت حقیر را عفو فرمایید و اگر در سخنم دچار اشتباه هستم حق استادی را بجا آورده آگاهم کنید. دوست دارتان شیخ محمد فلاح - استاد سطح دو حوزه علمیه گناباد لطفا هرچه سریعتر به دست استاد برسانید. ممنونم
پاسخ
0     0
17 آبان 1393 ساعت 10:18 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز