فارسی
پنجشنبه 19 تير 1399 - الخميس 18 ذي القعدة 1441

  18738
  1
  2
(34 نفر )

حكايت گرگان و كرمان‏

حكايت گرگان و كرمان‏

شخصى از ديگرى پرسيد: آقا از گرگان تا كرمان چقدر فاصله است؟ گفت: يك متر. گفت: حالا من از تو پرسيدم، تو عاقلى يا ديوانه اى. گفت: نه من عاقلم.

گفت: گرگان مى دانى كجاست؟ گفت: بله گرگان را مى شناسم. گفت: كرمان را مى دانى كجاست؟ گفت: بله، تمام كرمان را هم مى شناسم، گفت: پس چرا مى گويى يك متر، بيش از هزار كيلومتر فاصله است. چطور يك متر است. گفت: اكثر مردم پايبند به دين نيستند، پايبند به پول و شكم هستند، اينها را مى گويند گرگان، كرمان هم يك مترى زمين است كه اين مردم را چال مى كنند، تمام اين ميت كرم مى افتد، از گرگان تا كرمان يك متر است.


منبع : پایگاه عرفان
  18738
  1
  2
امتیاز شما به این مطلب ؟

آخرین مطالب

    سهولت عفو امام رضا(ع)
    چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
    داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
    وقتی امام رضا (ع) به نیشابور رسیدند
    توسل به امام رضا(ع) مرا نجات داد
    حکایت خدمت به پدر و مادر
    ملاقات امام رضا(ع) با عالم ربانى‏
    طلب مقام از حضرت رضا(ع)
    داستان تجارت دوست امام صادق‏ (ع)
    فروش خانه همسایه امام صادق(ع)

بیشترین بازدید این مجموعه

      طلبه‌ای که به لوسترهای حرم امیرالمؤمنین(ع) اعتراض داشت
      چند داستان عجيب در مسئله توبه‏
      داستان شگفت انگيز سعد بن معاذ
      حکایت خدمت به پدر و مادر
      خدا بر همه چيز اقتدار كامل دارد
      برخورد مرحوم كلباسى با مرد مقدّس در حمام‏
      گوشه‏اى از عبادت امام حسن عليه السلام‏
      صابونى را بازگردانيد
      همين ده نفر هستند؟
      مؤمن بى‏دين‏

 
نظرات کاربر
نا شناس
واقعیت است
پاسخ
3     1
4 ارديبهشت 1395 ساعت 9:55 بعد از ظهر
پاسخ : بسمه تعالی با سلام؛ به هر حال جای تأمل و توجه را دارد. التماس دعا
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز