فارسی
يكشنبه 19 ارديبهشت 1400 - الاحد 26 رمضان 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
2535
2
نفر 7
57% این مطلب را پسندیده اند

حكايتى از ذو القرنين‏


 

نام ذو القرنين در قرآن كريم در سوره مباركه كهف آمده است و خداوند در قرآن بيش از يك صفحه درباره او و كارها و برنامه هايش سخن گفته است. درباره شخصيت تاريخى ذو القرنين بحث هاى زيادى صورت گرفته و عده اى او را اسكندر مقدونى و عده اى كوروش هخامنشى، و عده اى ديگر شخصيتى مستقل دانسته اند. بعضى ها نيز عقيده دارند ايشان از انبياى خدا بوده است.

تا آن جا كه از آيات قرآن فهم مى شود خداوند گشايشى نيز براى او قرار داده بود كه قرآن از آن با عنوان «سببا» ياد مى كند. مراد از «سببا» كه در اين آيات آمده برخوردارى ايشان از وسايل و علوم مهم آن روزگار بوده است. او اولين كسى است كه ميان دو كوه سدّ بسيار قوى و مستحكمى ساخت و سدسازى از زمان او رسم شد. يعنى علم سدسازى را براى نخستين بار او تعليم داده است، با اين تفاوت كه او در سدّى كه ساخت از آهن و مس مذاب استفاده كرد. زيرا دستور داد مردم هرچه آهن در خانه ها دارند بياورند. بعد، همه آن ها را در كوره اى ذوب كرد و در ساختمان آن سد به كارگرفت و روى آن مس مذاب ريخت. سفرهاى او به شرق و غرب عالم نيز از جمله كارهاى ديگر اين مرد الهى بود.

براساس آيات قرآن و روايات، يكى از كارهاى مهم ذو القرنين اين بود كه با لشكر مؤمنش به مناطق مختلف مى رفت و آن ها را به راه راست دعوت مى كرد. اگر آن ها به اختيار و اراده خودشان دين خدا را قبول مى كردند، كارى به كارشان نداشت. تنها، حاكم مؤمنى بر آن ها مى گماشت تا احكام خدا را به آنان بياموزد؛ اما اگر قبول نمى كردند، درگيرى و جنگ ميانشان درمى گرفت.

سفرهاى ذو القرنين به قدرى به طول انجاميد كه او در منطقه و كشور خودش از دنيا نرفت و عمرش در همان مناطق دور تمام شد، زيرا او ظاهرا از اهالى جايى ميان آسياى صغير و سرحدّات اروپا بود. نقل است كه در هنگام مرگ از او پرسيدند: آيا كارى هست كه بتوانيم برايت انجام دهيم؟ گفت: نه، ولى وقتى مرا در تابوت گذاشتيد، دستم را از تابوت بيرون بگذاريد تا مردم بدانند كه من با اين كه نصف دنيا را گرفتم، همه چيز را گذاشتم و با دست خالى از اين دنيا رفتم. شايد از مگ من درس عبرت بگيرند.

با مشت بسته آمده ام من به اين جهان

 

يعنى به غير حرص و غضب نيست حاليم

با مشت باز مى روم آخر به زير خاك

 

يعنى ببين كه مى روم و دست خاليم.

     

 

 

 


منبع : پایگاه عرفان
2535
2
57% (نفر 7)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
حکایتی از لقمه حرام‏
شب قدر شب گناه نيست!‏
من دختر بدحجابی بودم با آرایش‌های زیاد
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!
حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا

بیشترین بازدید این مجموعه

تواضع امیرالمومنین (ع)
يوسف زيباتر بود يا تو ؟
ترك كننده نماز واجب كافر است
حكايت بهلول نبّاش‏
حکایتی از لقمه حرام‏
حكايت محاسبه نفس مرحوم حاج ملاهادى‏
داستانى عجيب از صبر براى خدا
داستان عجيب سليمان اعمش‏
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
حضور امام حسين(ع) در لحظه جان دادن

 
نظرات کاربر
آرش
انشاالله خدا آقاي ميري رو هدايت كند
پاسخ
0     0
6 شهريور 1390 ساعت 02:57 صبح
میری
سلام ما را به استاد برسانید ما از لحن صحبت کردن ایشان خوشمان می آید بعضا مثل ایشان صحبت می کنیم ان شاءالله ایشان ما را ببخشند البته طوری نیست که به ایشان خدا نکرده توهین باشد
پاسخ
0     0
1 شهريور 1390 ساعت 8:44 بعد از ظهر
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا