فارسی
سه شنبه 12 مرداد 1400 - الثلاثاء 23 ذي الحجة 1442
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
2216
2
نفر 7
71% این مطلب را پسندیده اند

حكايت شنيدنى از يكى از اولياء خدا

 

از مرحوم حاج ملّا آقاجان زنجانى متخلص به مجنون نقل شده است كه براى تبليغ راهى منطقه اى شدم، اول مغرب به مركز يك بخش نسبتاً پر جمعيت رسيدم، جهت اداى نماز به مسجد رفتم، پس از نماز با اجازه امام جماعت بر عرشه منبر نشستم، در هنگام ذكر مصيبت، خود و همه مستمعان غرق در گريه بوديم ولى امام جماعت از گريه ساكت بود و اين سكوت براى من مايه تعجب و شگفتى شد، پس از منبر كنارش نشستم و پس از گفتگويى مختصر مرا به خانه اش دعوت كرد.

در خانه از محضرش اجازه خواستم سبب سكوتش را هنگام ذكر مصيبت بپرسم، خيلى آرام در پاسخ من گفت: كسيكه بايد مرا بگرياند تو نيستى! در هر صورت چون غذايى در خانه نبود من و خانواده اش گرسنه سر به بالين خواب گذاشتيم.

پس از نماز صبح و تعقيبات نماز فرزندش آمد و گفت: بابا! بسيار گرسنه هستيم، پاسخ داد: مى دانم، چند جلد از كتاب هايم را نزد نانوا ببر گرو بگذار و نانى چند بگير و به خانه بياور، او هم چند جلد كتاب برداشت و به سوى نانوايى رفت تا نانى چند فراهم كند.

من به محضر او كه بسيار آرام و با شخصيت مى نمود گفتم:

نمى دانستم شما هم خيلى گرفتار هستيد، او هم آرام به من نگريست و گفت: من هم نمى دانستم شما آدم نيستى! مگر نداشتن نان و محروميت از امور مادى گرفتارى است؟! انسان اگر از كرائم انسانى برخوردار باشد و در عرصه مقامات معنوى زندگى كند اين امور را هرگز گرفتارى و بلا نمى بيند.

يكى درد و يكى درمان پسندد

 

يكى وصل و يكى هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

 

پسندم آنچه را جانان پسندد

     

آرى؛

تكلّف گر نباشد خوش توان زيست

 

تعلّق گر نباشد خوش توان مرد

     

 

مى گويند: آن امام جماعت كه در همان بخش از دنيا رفت، نيم ساعت پيش از مرگش به وسيله همسايگانش در حرم مطهر اميرالمؤمنين عليه السلام ديده شده بود!!

 


منبع : پایگاه عرفان
2216
2
71% (نفر 7)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت
حکایت پیرمرد آتش‌پرست با حضرت موسی(ع)
تنبيه نفس در حضور پیامبر (ص)
تأخير اجابت دعا
رفتار امام حسين (ع) با معلم فرزندش‏
حكايت انوشيروان و وزير
خدمت امام رضا(ع) در حمام نیشابور
حکایت ثعلبة بن حاطب‏
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
حکایتی از لقمه حرام‏

بیشترین بازدید این مجموعه

توبه ابولبابه
خانه‏اى دو در
ترس از خدا
آقا محمد رضا اصفهانى
داستان جوان مطيع خدا
داستانى جالب‏
گردنبند با برکت حضرت زهرا(س)
عظمت ملكوت‏
فروش خانه همسایه امام صادق(ع)
ماجرای زن بدکاره ای که به زندان امام کاظم (ع) رفت

 
نظرات کاربر
جمال برزگربفروئی
بندگی خداخیلی سخت است! خدایا ماراعبدوبنده خودت قرارده!
پاسخ
0     0
1 شهريور 1390 ساعت 10:18 صبح
محسن اروانه
سلام. تشکر میکنم از همه شما عزیزان. سایتتون خیلی عالیه.از اینکه خیلی زود به سوالات جواب میدید ممنونم.
پاسخ
0     0
24 مرداد 1390 ساعت 04:21 صبح
پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز

گزارش خطا