فارسی
دوشنبه 04 بهمن 1400 - الاثنين 21 جمادى الثاني 1443
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه
645
0
نفر 0

حكايت‏ شخصى از اهل شام

شخصى از اهل شام به مدينه آمد، مردى را ديد در كنارى نشسته، توجهش به او جلب شد، پرسيد اين مرد كيست؟ گفتند: حسين بن على بن ابى طالب عليهما السلام، سوابق تبليغاتى عجيبى كه در روحش رسوخ كرده بود، موجب شد كه ديگ خشمش به جوش آيد و تا مى تواند سبّ و دشنام نثار آن حضرت بنمايد، آنچه خواست گفت و در اين زمينه عقده دل گشود، امام عليه السلام بدون آن كه خشم بگيرد، و اظهار ناراحتى كند، نگاهى پر از مهر و عطوفت به او كرد، و پس از آن كه چند آيه از قرآن- مبنى بر حسن خلق و عفو و اغماض- قرائت كرد به او فرمود:

ما براى هر نوع خدمت و كمك به تو آماده ايم، آنگاه از او پرسيد، آيا از اهل شامى؟ جواب داد: آرى، فرمود: من با اين خلق و خوى سابقه دارم و سرچشمه آن را مى دانم.

پس از آن فرمود: تو در شهر ما غريبى، اگر احتياجى دارى حاضريم به تو كمك

دهيم، حاضريم در خانه خود از تو پذيرائى كنيم، حاضريم تو را بپوشانيم، حاضريم به تو پول بدهيم.

مرد شامى كه منتظر بود با عكس العمل شديدى برخورد كند، و هرگز گمان نمى كرد با يك هم چو گذشت و اغماضى روبرو شود، چنان منقلب شد كه گفت:

آرزو داشتم در آن وقت زمين شكافته مى شد و من به زمين فرو مى رفتم و چنين نشناخته و نسنجيده گستاخى نمى كردم، تا آن ساعت براى من بر همه روى زمين كسى از حسين و پدرش مبغوض تر نبود، و از اين ساعت، كسى نزد من از او و پدرش محبوب تر نيست. 

 [ «8» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ لِي يَداً عَلَى مَنْ ظَلَمَنِي وَ لِسَاناً عَلَى مَنْ خَاصَمَنِي وَ ظَفَراً بِمَنْ عَانَدَنِي وَ هَبْ لِي مَكْراً عَلَى مَنْ كَايَدَنِي وَ قُدْرَةً عَلَى مَنِ اضْطَهَدَنِي وَ تَكْذِيباً لِمَنْ قَصَبَنِي وَ سَلَامَةً مِمَّنْ تَوَعَّدَنِي وَ وَفِّقْنِي لِطَاعَةِ مَنْ سَدَّدَنِي وَ مُتَابَعَةِ مَنْ أَرْشَدَنِي ]

خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا بر كسى كه به من ستم مى كند غالب و چيره، و بر ضدّ كسى كه با من به مجادله برمى خيزد زبان گويا، و بر كسى كه با من دشمنى مى ورزد، پيروز قرار ده، و عليه كسى كه نيرنگم مى زند، چاره جويى بخش، و در برابر كسى كه به من ستم مى كند قدرت عنايت فرما، و عليه كسى كه به من دشنام مى دهد و غيبت مى كند، توان تكذيب مرحمت فرما، و از دست كسى كه مرا تهديد مى كند به سلامت دار، و از آن كه مرا به راه صواب مى برد، توفيق فرمانبرى ده، و از آن كه مرا به راه راست هدايت مى كند، توفيق پيروى عنايت كن.

 

 


منبع : پايگاه عرفان
645
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

داستان قارون و ثروتش
حكايت بهلول نبّاش‏
حكايتى از اميرالمؤمنين (ع)
درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد
آقازاده‌ای که منصب حکومتی را قبول نکرد!
حكايت مسلمان شدن مرتاض کافر به دست امام کاظم(ع)
حکایت دزدی که با یاد خدا عاقبت بخیر شد
توبه جوانی که خیاط زنانه بود
زنده شدن مرده توسط امام حسین(ع)
حكايت ميرزا تقى‌‏خان اميركبير

بیشترین بازدید این مجموعه

پدید آمدن چشمه آب با دم عیسوىِ عارفى وارسته
بخیل از ستمگر برتر است
قناعت عالم ربّانى
سوزش آتش جهنم از اثر حق الناس‏
زندگانى مراقبان‏
اهل ريا
من دختر رئيس قبيله هستم
چون نيت آنها را داشتى برايت ثبت كردم‏
روزهای پایانی عمر صاحب جواهر
درخواست از امام حسین(ع) که مبادا از گناه شمر بگذرد

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^